پنج شنبه, ۱۰, فروردین ۱۳۹۶

سخنان مهم حاج آقا، پیرامون مسائل نظام اسلامی در ایام فاطمیه

موضوع: بصیرت فاطمی(فاطمیه۹۲- جلسه اوّل)

به گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه، به دلیل شرایط داخلی و خارجی نظام، موضوع سخنرانی جلسات هیئت ره پویان آل طه در ایّام فاطمیه به موضوع “بصیرت فاطمی” اختصاص یافته بود. در ادامه گزارشی از اولین جلسه ی این سلسله مباحث تقدیم علاقمندان می شود:baserat-2-

سخنران محترم در ابتدای بیانات خود پس از بیان موضوع این سلسله جلسات، در رابطه با “بصیرت” فرمودند: این موضوع یک موضوع مقطعی نیست و زمان بردار نبوده و باید همیشه در زندگی ما جاری و ساری باشد. ‌
ایشان در رابطه با واژه “فاطمی” نیز به دو روایت اشاره فرمودند که یکی در بحار آمده و دیگری در کتاب عوالم . در کتاب عوالم از قول حضرت امام حسن عسگری(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «ما ائمه حجت های الهی بر خلق خدا هستیم و صدیقه طاهره سلام الله علیها حجت خدا بر ما امامان است». بدانیم در این ایام برای مصیبت چه کسی دور هم جمع شده‌ایم. روایت دیگر در توقیع شریف حضرت حجت (روحی و ارواحنا من سواه فداه) است که در بحار نقل شده : « و فی ابنه الرسول لی اسوه حسنه» عصاره همه حرکت انبیا و اولیا می شود وجود نازنین بقیه الله الأعظم، ایشان می فرمایند: «مادر من(صدیقه طاهره سلام الله علیها) الگوی من است.» لذا باید بدانیم بر سر سفره چه کسی نشسته‌ایم؟

حاج آقا در ادامه با اشاره به حکایتی از مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی فرمودند: ایشان در ایام فاطمیه روضه داشتند. یکی از علمای بزرگ را ایشان دعوت کرد تا منبر برود و مجلس را اداره کند. وقتی از این عالم دعوت کردند به خاطر کهولت سن عذر آورد که من نمی توانم. شب در عالم رویا دید صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دست به دیوار گرفته و به کمک دیوار حرکت می کند. بعد به او گفتند نگاه کن! نمی خواهی کمکشان کنی. فردای آن شب ‌آمد منزل آقا سید ابوالحسن. ایشان پرسیدند که قرار نبود بیایید و این عالم جریان را نقل کرد. در این بحث ها مشخص خواهد شد صدیقه طاهره چشمه جوشانی است که انسان هر قدر از این چشمه های زلال بنوشد باز جا دارد که از این چشمه بهره برداری کند.

حضرت صدیقه طاهره هم بصیر بود و هم بصیرت افزا

ایشان با اشاره به روایات، بصیرت فاطمی را همان بصیرت همه انبیاء و اولیاء دانسته و فرمودند: حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دو ویژگی داشتند که ما باید تلاش کنیم آن ویژگی ها را بیابیم. اول ویژگی ایشان آنست که بصیر بودند و نکته دیگر آنست که برخی ممکن است بصیر باشند اما بصیرت افزا نباشند. حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هم بصیر بود و هم بصیرت مردم را افزایش می داد. در ادامه ی این سخنرانی به بیانات مقام معظم رهبری در آغاز سال و تأکید ایشان بر مسئله بصیرت اشاره شد و پس از گسترده دانستن دامنه ی بصیرت، با اشاره به تاکید بر واژه بصیرت در فتنه۸۸ گفته شد:  برخی گمان می‌کنند بصیرت فقط مربوط به همین فتنه های سیاسی است. بلکه بصیرت دامنه وسیعی دارد که همه شئون زندگی فردی و اجتماعی ما را در بر می‌گیرد. ایشان معنای واژه بصیرت را« بینش» دانستند که ریشه در قرآن و وحی دارد و فرمودند: در روز قیامت انسان ها برای رهایی از عذاب الهی و برگرداندن عذاب عذر و بهانه می آورند (همانطور که امروز برای فرار از مسئولیت ها عذر می‌آورند) قرآن می‌فرماید: «بَلِ اْلإِنْسانُ عَلی نَفْسِهِ بَصیرَهٌ»این انسان به خودش بصیر است می داند چه کار کرده است. به تعبیر دیگر نسبت به خود رؤیت قلبی و ادراک باطنی دارد انسان نسبت به خود یک بینش عمیقی دارد.Holly Mosque of Jamkaran

 ایشان یکی از ویژگی های اولیای خدا را «اعلام صریح راه و روش» بیان کردند که دستوری قرآنی است تا امت تکلیف خود را بفهمد که رهبرش کیست و در چه سیری می‌خواهد قدم بگذارد و سپس افزودند: قبل از انقلاب هم، امام راه را صریح بیان می‌کردند و قاطعانه اعلام می نمودند. قرآن در سوره مبارکه یوسف آیه۱۰۸  به پیامبر دستور می‌دهد : ” قُلْ هَـذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی” بگو به مردم که راه من این است که من دعوت به خود نمی کنم  دعوت به توحید خالص و ناب می‌کنم که این دعوت از روی آگاهی و بصیرت است …

حاج آقا در ادامه به توضیح اینکه بصیرت یک واژه ارزشی و ذو مراتب است پرداختند و فرمودند: گاه فردی یک متری خود را می‌بیند گاهی صد متری خودرا گاه کسی یک هفته بعد و یا ده سال بعد را می‌بیند. اما پیامبران بصیرتی دارند که نه دنیا را بلکه ابد را می‌بینند. پیغمبر به بعد ابدی آثار رفتاری توجه می کند یعنی می بیند که سنت های آنها و آثار آنها چه نقشی در انسان دارد؟

ایشان ادامه آیه را که ” أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی ” دارد اینگونه توضیح دادند: این دعوت به توحید وظیفه من به تنهایی نیست و این بار را من به تنهایی نباید حمل کنم بلکه علاوه بر من،  ” وَمَنِ اتَّبَعَنِی” آنهایی که تابع من هستند مسئولند تا دعوتشان به سوی توحید خالص باشد. آنهم دعوتی از روی بصیرت و بینش و آگاهی .انقلاب ما نیز با بصیرت آغاز شد و امام (رضوان الله تعالی علیه) صریح، قاطع و روشن راه را مشخص فرمودند و راه هم این بود که «نه ظلم می‌کنیم و نه ظلم می‌پذیریم» و لذا تداوم انقلاب هم در گرو بصیرت است هرجا به آن خدشه وارد شود در طریق رسیدن به اهداف دچار مشکل خواهیم شد. بصیر یک معنای وسیعی دارد که شامل همه حوزه ها می شود و امور مادی و معنوی، امور فردی و اجتماعی، امور فرهنگی  و سیاسی، امور داخلی و خارجی را در بر می‌گیرد . مثلا در حوزه تربیت اگر انسان دارای بصیرت نباشد بناهای غلط تربیتی می‌گذارد که بعدا آثارش ظهور و بروز پیدا می‌کند. انسان بصیر کسی است که به مسائل سطحی نگاه نمی کند بلکه لایه های زیرین را هم می بیند. انسان سطحی نگر زود به دام می افتد. چرا که مواجه می شود با انبوهی از حق و باطل؛ و با فضای غبار آلود به دام می افتد و نمی تواند حق را از باطل تمییز دهد. بصیر سه ویژگی باید داشته باشد تا هم به بصیرت برسد و هم بتواند از این بصیرت برای رسیدن به آرمانها و ارزش ها بهره برداری کند . چرا که افرادی داریم که آگاهی دارند اما به این آگاهی خودشان عمل نمی کنند.

ویژگی اول : از آگاهی و شناخت لازم برخوردار باشند و مرتباً این شناخت و آگاهی خود را به روز رسانی کند . از شرایط جامعه ، شیعه و شرایط جهانی عقب نماند.

ویژگی دوم: بصیر باید شرایط زمانی و مکانی خود را بشناسد ، از موقعیتی که دارد آگاهی داشته باشد و بداند درچه وضعیتی هست.

ویژگی سوم: بعد از شناخت جامعه و آگاهی از موقعیت خود، نوبت اقدام است .در این اقدام اگر تزلزل داشته باشد نمی تواند از آن شناخت و آگاهی بهره ببرد و با قاطعیت اقدام کند.

در ادامه با اشاره به وجود موانعی  بر سر راه اقدام قاطع، گفته شد: ریشه این موانع، هوای نفس است. حب و بغض ها ، تعلقات مادی دنیوی، حب جاه، حب مقام، حب حزب و گروه این ها همه از جلوه های هوای نفس است. لذا اگر کسی آگاهی داشت و موقعیت شناس هم بود اما اگر هوای نفس سر راهش بود به دام شیطان می افتد. آنهایی که در فتنه ۸۸ به بیانِ رهبری، نظام را تا لب پرتگاه بردند نه این که آگاه نبودند بلکه بصیرت هم داشتند اما مانع داشتند . مانع هوای نفس بود حب جاه ، حب مقام بود و این مانع چنان بود که حتی وقتی رهبری صریح می فرماید: این قطاری که اکنون بر روی ریل قرار دارد اختیارش از دستتان خارج می شود و دیگر نمی توانید آن را هدایت کنید؛ باز زیر بار نمی روند ، هنوز هم زیر بار نرفتند. ایشان با اشاره به مسائل امروز فرمودند اکنون هم رهبری صریحاً می فرمایند: من به مذاکرات خوش بین نیستم اما فلان آقا مصاحبه می کند و می گوید من به مذاکرات خوش بینم.

سپس حاج آقا با اشاره به اینکه اطلاعات ما باید به روز شود فرمودند: زیرا انسانی که از طرفند های دشمن چه داخلی و چه خارجی عقب بماند آسیب خواهد دید.

شرایط حساس زمانه

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هم شناخت کافی داشتند و هم موقعیت شناس بودند و هم اقدام قاطعانه داشتند . در بدترین وضعیت جسمانی صدیقه طاهره از پای ننشستند و به شکل های مختلف با همه وجودشان به میدان آمدند. چرا؟  چون شرایط حساس را صدیقه طاهره می بینند که اگر به میدان نیایند نه قرآنی نه عترتی نه عصمتی و نه اسلامی باقی نخواهد ماند.

حساس دانستن شرایط  امروز شیعه مرحله ی بعدی این بحث بود که سخنران محترم برای تبیین این حساسیت فرمودند: امروز شیعه در یک وضعیت خاصی قرار گرفته که در طول تاریخ یک چنین وضعیتی را نداشته. وضعیت شیعه به قدری حساس است که تمام رفتار و گفتار ما آثاری فراتر از مرزها دارد . چه آثار تخریبی و چه آثار جذاب. یعنی شما یک مراسم عیدالزهرا  در یک جای کوچک دربسته برگزار می نمایی و این جلسه با یک وسیله ای ضبط می شود در ظرف چند دقیقه جهانی می شود و آثار خود را می گذارد و وقتی می خواهند سر شیعه را جدا کنند این صوت ها را می گذارند و تحریک می شوند بعد آن جنایت را انجام می دهند.

ایشان با اشاره به اینکه حکومت قبل از این به دست بنی امیه و بنی عباس بوده فرمودند: قبل از انقلاب، شیعه همانند همین اهل کتابی که الآن در کشور ما هم هستند و نماینده‌ای در مجلس ما دارند در امور جهانی حتی نماینده هم نداشت. اما امروز قدرت های بزرگ در بعضی از مسائل می بینند که ضرورت دارد که ایران حضور داشته باشد و در حقیقت شیعه در آنجا نماینده داشته باشد و سرنوشت را رقم ‌زند. پس شیعه دارای حاکمیت شده، …. هر رفتاری و هر گفتاری می‌تواند این سیر صعودی را که امروز شیعه در دنیا پیدا کرده متوقف کند و یا اینکه حرکت را پر شتاب تر کند. سپس با اشاره به حساسیت رسانه های بیگانه نسبت به اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) علت این حساسیت را تشریح نموده و فرمودند: ما یک ظاهر عزاداری می‌بینیم اما آنها این طور نیستند و این حرکت را تحلیل می‌کنند که شیعه امروز قدرتی پیدا کرده که می تواند در یک راهپیمایی با  شعار واحد (که همه بگویند «حسین»)،جمعیت عظیمی را از قبائل و گروه ها و کشورهای مختلف ( آنهم با هزینه خودشان ) گرد هم آورد. امروز می‌بینید که بعد از ۳۵ سال از انقلاب، شیعه قدرتی دارد که حتی اهل تسنن را با خود همراه می‌کند. امروز در کشور ما رهبر شیعه است اوست که دعوت به راهپیمایی می نماید اما اهل تسنن هم لبیک می‌گویند می‌آیند در میدان. آن هم نه در مراکز استان ها حتی در روستاها  خودشان با هزینه خودشان می‌آیند. لذا ما در شرایط خاصی قرار گرفته‌ایم.

طرح دشمن برای آسیب زدن به دو رکن اساسی انقلاب

دشمن با تمام تلاش به سراغ دو رکن رفته که اگر به هر کدام از این دو رکن آسیب وارد شود این موتور پر قدرت و پرتحرک انقلاب را می‌تواند از سیر صعودی به سیر نزولی بکشاند. آن دو رکن چیست؟ ‌۱-ولایت فقیه، یعنی امامت ۲-توده مردم، یعنی امت‌. .ترکیب این امامت و امت می‌شود جمهوری اسلامی یعنی اسلامیت و جمهوریت. این که رهبری حضور مردم را مهم می‌دانستند برای آنست که این حضور مسئله است.

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) با خطبه‌شان(خطبه در مسجدالنبی و خطبه در بستر بیماری) و با گریه‌شان تمام تلاششان این بود که توده مردم به میدان بیایند؛ اما نیامدند. چون توده به میدان نیامدند امامت با اینکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و از ناحیه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نصب شده و به او در غدیر بخٍ بخٍ یا علی گفتند، خانه نشین می شود. پس هم مسئله توده مردم و هم مسئله رهبری مهم است و هر دو را دشمن در معرض تهدید قرار داده که بخشی از اینها را عرض خواهیم کرد.

ایشان در ادامه با نقل صحبت های حضرت آقا که فرمودند: «بصیرت قبله نما و قطب نماست»، « بصیرت نورافکن است»،       «بصیرت فضای تاریک را روشن می‌کند». «بصیرت راه را به ما نشان می دهد» افزودند‌‌‌‌: حال باید ببینیم که بصیرت چگونه به دست می‌آید؟ و وظیفه ما چیست؟ و موانع راه چیست؟  و چگونه اینها را از سیره صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بهره‌برداری کنیم تا نقشه راه ما در حوادث باشد؟.

مطالعه و تدبر در آیات قرآن و بینش توحیدی اولین عامل افزایش بصیرت

اول چیزی که با آن انسان هم بصیرت پیدا می‌کند و هم بصیرت ها را افزایش می‌دهد مطالعه و تدبر در آیات قرآن است که این در زندگی ما کمرنگ است. تدبر در سنن الهی است و تدبر در زندگی ائمه هدی است. این کتاب انسان ۲۵۰ ساله را مطالعه کنید. همین یک امام ۲۵۰ ساله، که ریشه در کلام مرحوم علامه دارد. برخوردار بودن از جهان بینی توحیدی. این باورهای عبادی را باید محکم نمود و توحید باید وارد زندگی ما بشود.‌
تمام مشکلات ما اعم از مشکلات خانوادگی، تربیتی، سیاسی، اقتصادی ریشه‌اش آنست که ما به شرک گرفتار هستیم. آنهم شرک خفی، ‌”لاتجعلوا لله اندادا” «ند» یعنی بت، برای خدا «ند» نتراشید. ما «ندهای» زیادی داریم. دل های ما بت کده است این که گفتیم مکه برو زیارت برو تحجد داشته باش یعنی اقدام کن تا این بت ها شکسته شود. قرآن می فرماید “أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ…” هر جا کار بر اساس هوای نفس باشد معلوم است که ما بت داریم.

صدیقه طاهره(سلام الله علیها) بعد از آنکه یک آسیب جدی خوردند از آنجا که در مسیر دین انحراف ایجاد شده با آن طرز خاص می‌آیند در مسجدالنبی خطبه می‌خوانند. آمده اند تا از امیرالمومنین(علیه السلام) بگویند و مردم را آگاه نمایند اما خطبه را با چه آغاز می کنند؟ با جهان بینی توحیدی با حمد و ثنای الهی آغاز می‌نمایند و نعمت های الهی را متذکر می‌شوند؛ پیغمبر را، قرآن را، عترت را معرفی می‌نمایند از اخلاص می‌گویند از توحید می‌گویند از هدف آفرینش می‌گویند از علت قیام پیغمبر و انبیا می‌گویند از اهداف رسالت می‌گویند.چرا؟ چون اینها زیربناست اینها پایه است آن ستون ها باید بر روی این پایه ها برقرار شود و استوار بماند. پایه وقتی خراب بود این ستون ها هم استقامت مداوم نخواهند داشت. جهان بینی توحیدی، توحید باید در زندگی ما راه پیدا کند. تمام مشکلاتی که ایجاد شد و خواصی که سکوت کردند و مردمی که به میدان نیامدند ریشه‌اش را باید در شرک و نقص در توحید جست و جو کرد. صدیقه طاهره بعد از حمد و ثنای الهی و بیان مطالبی در جهان بینی توحیدی خطاب کردند به مردم: “اَنتم عباد الله” این زیر بناها می باشد مردم شما بنده خدا هستید بنده یعنی چه؟ یعنی باید بندگی کنید. حال که خداوند توسط پیامبر، علی را انتخاب کرد، اقتضای بندگی چیست؟
ظاهر حوادث را که انسان نگاه می‌کند آنچه می بیند آنست که یک جریانی اتفاق افتاد و چند نفر آمدند کاندیدا شدند تا خلیفه باشند! اما نقص در جای دیگر است، نقص در بندگی و عبودیت و توحید است. “اَنتم عباد الله”!، وقتی شدید بنده باید ببینید امر و نهی و فرمان او چیست؟ امرش چیست و نهی اش چیست؟ و اطاعت کنید. یک وظیفه حساس به دوش دارید. چرا که شما پیامبر را دیدید و پشت سر او نماز خوانده اید و خطبه برای شما خوانده است( اَنْتُمْ عِبادَ اللَّهِ نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَهُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ) شما این رسالت را دارید که حامل دین پیغمبر و وحی او باشید یعنی به نسل های بعدی باید امانت پیغمبر را منتقل کنید.
حاج آقا بدوش کشیدن رسالت انقلاب اسلامی و انتقال آن به نسل های بعدی را مسئولیت سنگین امروز دانسته و فرمودند: ماها که امام را دیدیم جنگ را دیدیم اینهایی که فتنه را دیده‌اند، اینها باید مطالب را به نسل بعد از خود منتقل کنند.امام رضوان الله تعالی علیه می فرمایند:« از هیچ قدرتی غیر از قدرت الهی نترسید» خب این از هیچ قدرتی نترسید یعنی چه؟ این مبتنی بر آن بینش توحیدی است. تا آن باور توحیدی در کار نباشد این تحقق پیدا نمی کند. اینهایی که فکر می‌کنند از غیر راه های توحیدی می‌توانند به اهداف برسند این خوش خیالی است.
 هرچه باج بدهید یهود و نصارا از شما راضی نمی شوند

در ادامه برای نمونه فرمودند: اینکه رهبری می‌فرمایند من خوش بین نیستم این مبتنی برهمان جهان بینی توحیدی است چون او می داند که شیطان، شیطان است. او تدبر در آیات قرآن دارد قرآن می‌فرماید: وَلَن تَرضىٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم (البقره آیه ۱۲۰)لن برای نفی ابد.  یعنی یهود و نصارا هیچ وقت از شما راضی نمی‌شوند. هر چه باج بدهید راضی نمی‌شوند. ببینید الآن بحث حقوق بشر را مطرح کردند بیانیه اتحادیه اروپا دادند. وقتی بینش توحیدی قوی باشد خدا نور بصیرت را می‌دهد. “المومن ینظر به نور الله” با نور خدا جریانات را می بیند.

یکی از راههای جلوگیری از انحراف: مراجعه به متخصص برای فهم آیات و روایات

ایشان در ادامه به نکته‌ای مهم اشاره کرده و فرمودند: در مراجعه به آیات و روایات حتما به basirمتخصص مراجعه کنید و الا در بصیرت دچار انحراف می‌شوید. لذا توصیه‌ای که به جوان ها دارم اینست که به سراغ کتاب روایی نروند و یا به سراغ ترجمه آیات اینگونه نروند که بگویند همین ترجمه‌، همان چیزی است که موردنظر پروردگار است، نه این طور نیست. این نیاز به متخصص دارد. لذا شما مراجعه کنید به کتاب های آیت الله جوادی آملی و دیگر بزرگان. و الا انسان دچار مشکل می‌شود مثلا برخی از آیات تشویق می‌کنند به عزلت. وقتی این را انسان می‌خواند می‌گوید باید انسان برود غارنشین بشود اما از آن طرف می‌بینید امر به معروف و نهی از منکر، تبلیغ دین هم آمده است و انسان که در غار امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند. این باید در صحنه اجتماع باشد؛ خب باید بین اینها جمع شود تا معلوم شود منظور از عزلت چیست؟ وقتی دست علامه می‌افتد می‌فرمایند: «عزلت در حاشیه دین است نه در متن دین». چرا که او کارشناس است. و یا برای مثال از روایاتی که اشتباه برداشت می‌شود و دهان به دهان در میان جوانها می‌چرخد آنست که بچه تا هشت سالگی آزاد است امیر است سید است، هر کاری می کند نباید به او تذکر داد. این برداشت غلط است. امیر است نه یعنی هر کاری خواست بکند امیر است یعنی وقتی بخواهی به یک امیر تذکر بدهی راهنمایی‌اش بکنی و اشتباهش را بگویی با یک رفاقتی وارد می‌شوی. دست متخصص که نباشد به انحراف می افتد. بچه ها را آزاد می‌گذارند هر کاری که می خواهد بکند به حقوق دیگران و هم سن و سالان خودش تجاوز می‌کند این می‌شود «خو»، هفت سال با این «خو» تربیت می‌شود و نهادینه می‌شود در وجودش بعد پدر و مادر دچار مشکل می‌شوند. می‌خواهد بازی بکند اما در این بازی باید هدایت بشود. اسباب بازی باید برایش تهیه شود اما هدف گذاری، می‌گویند روایت گفته سید است و امیر است بگذار هر کاری می‌خواهد بکند این طور نیست……

لذا باید در روایات به متخصص مراجعه شود و الا پایه‌ای غلط در زندگی شکل می گیرد. اگر امیر است این روایت هم داریم که اگر دیدید امیر جامعه یک جایی دارد اشتباه می‌کند خیرخواهی کنید و نصیحت کنید. اما به امیر چطوری می گویند به او فرمان نمی‌دهند با یک لطافتی وارد می‌شوند.

تقوا عامل دیگر در تحقق بصیرت

مطلب بعدی تقواست. تقوا هر چه بیشتر باشد بصیرت انسان بیشتر خواهد بود، یعنی از عوامل مهم و موثر در باز شدن راه بصیرت تقوا و پاکدامنی است. این متن قرآن است:”إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً” اگر با تقوا باشید خدا به شما فرقان می‌دهد. فرقان یعنی جدا کردن، تمیز دادن، جدا کردن بین حق و باطل که این گاهی در حوزه اعتقاد است. اگر تقوا باشد عقاید حق پیدا می‌شود . تقوا گاهی در حوزه عمل است که اگر فرد تقوا داشته باشد به اعمال خوب گرایش پیدا می کند و به اعمال زشت روی نمی آورد. گاهی تقوا در حوزه نظر است، می‌خواهد رای بدهد، می‌خواهد اظهار نظری بکند این تقوا فرقان می‌شود.
زهرای اطهر (سلام الله علیها) در خطبه‌ای در مسجدالنبی روی این عامل انگشت گذاشتند و استناد به قرآن کردند و ریشه این بی بصیرتی را که مردم به آن مبتلا شده بودند را در بی تقوایی دانسته و فرمودند: ” فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اَطیعُوا اللَّهَ فیما اَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهاکُمْ “. تقوا داشته باشید اماحق تقاته یعنی منتهای تقوا. یعنی دعوت صدیقه طاهره به تقوا حرف نیست این آیه را نخواندند “فاتقوا الله ما استطعتم” هر مقدار که می‌توانید باتقوا باشید، بلکه این آیه را خواندند یعنی عظمت خدا را ببینید، بزرگی خدا را ببینید. این تقوای شما باید متناسب با آن عظمت باشد. منتهای تقوا محل دعوت حضرت صدیقه طاهره بود یعنی کمال عبودیت، یعنی شهود حضرت حق، یعنی مقام همان مخلصیت، این می‌شود منتهای تقوا.
” وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ” (آل عمران آیه : ۱۰۲) نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید. یعنی این اسلام و این تقوا را تا آخر عمرتان مراقبت کنید و در ادامه أخذ این آیه در خطبه‌، ایشان می‌فرمایند:” وَ اَطیعُوا اللَّهَ فیما اَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهاکُمْ ” خدا امر می‌کند شما انجام دهید و هر چه نهی کرده اطاعت کنید. اینجاست که آشکار می‌شود که بصیرت یک واژه ارزشی ذومراتب است که در قرآن فرمود: “إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم ” اکرمیت بستگی دارد به اتقاکم هر چقدر باتقوا باشید مورد اکرام بیشتر الهی خواهید بود. هر چه مورد اکرام بیشتر الهی باشید بصیرت انسان افزایش پیدا می‌کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*