دوشنبه, ۲۱, آبان ۱۳۹۷

متن دومین جلسه کتاب”شط شراب”

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعل الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد صل الله علیه و علی اهل بیته  الطیبین و الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور  و تصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک
الهی وجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا
محور بحث ما در این چهارشنبه های آخر ماه قمری کلمات و بیانات عارف بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی بهجت قدس سرّه هست که در این کتاب “شط شراب” جمع آوری شده است.
در جلسه قبل وارد یکی از کلمات ایشان شدیم که در صفحه دوم این کتاب آمده، مقدماتی را مطرح کردیم، در این جلسه وارد اصل دستور العمل ایشان می شویم. عرض کردیم که این دستور را مرحوم آقای بهجت به رهبر عزیز انقلاب روحی فداه دادند و ایشان هم این جریان را در جلسه درسشان برای طلاب مطرح فرمودند که این نشانه ای از اهمیت این دستورالعمل هست.
دستور العمل، خواندن مکرر یک دعایی است که کمتر از یک سطر است، اما این دعا بسیار بلند است و از یک جایگاه خاصی برخوردار است که عرض خواهیم کرد.
اسم این دعا، “دعاء الغریق” است، در جلسه قبل عرض کردیم که دعاء الغریق یعنی «کدعاء من أشرف عن الغرق» یعنی کسی که در حال غرق شدن هست، تنها تکیه گاه خود را حضرت حق می بیند و بس.
با یک چنین حالی انسان باید چنین درخواستی را از ذات اقدس ربوبی داشته باشد.
اهمیت اسماء الهی در ادعیه:
دعاء با چهار اسم از اسماء حسنای الهی آغاز می شود:
یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب، اینکه در یک خواسته تقریبا نیم سطری، چهار اسم از اسمای الهی که هر کدام از یک جایگاه خاصی برخوردار است مطرح می شود، نشان دهنده عظمت این درخواست است.
اولین اسم الله است، الله جامع تمام اسمای حسنای الهی است.
دومین اسم، رحمان است. رحمان اشاره دارد به رحمت عامه الهیه که آنچه در عوالم هستی، لباس هستی به خود گرفته است در حقیقت جلوه و ظهور اسم رحمان است. اسم سوم رحیم است. رحیم اشاره دارد به رحمت خاصه الهیه. یعنی تمام عوالم معنوی، جلوه و ظهور اسم رحیم است. الان من و شمایی که در اینجا دور هم نشستیم و این کلمات را مورد بحث قرار می دهیم، این جلوه و ظهور اسم رحیم است یعنی رحمت خاصه الهیه.
اسم چهارم مقلب القلوب است. یعنی خدایی که دل ها در دست اوست، تقلیب قلوب می کند، دل ها را دگرگون می کند.
چرا «یا مقلب القلوب» فرمود؟ «یا شافی» نفرمود؟ «یا رازق» نفرمود؟
در مورد اسمای الهی وقتی انسان خواسته ای دارد، اسمی که با آن اسم ذات اقدس ربوبی را مورد خطاب قرار می دهد باید تناسب با آن خواسته داشته باشد.
چون خواسته ای که در اینجا مطرح است، ثبات قلبی بر ایمان است، این ثبات قلبی بر ایمان، تناسب دارد با مقلب القلوب بودن ذات اقدس ربوبی. 
لذا اگر کسی برای بیمارش دعا می کند می گوید یا شافی، اگر کمبود رزق مادی دارد و رزق مادی از خدا طلب می کند می گوید یا رازق.
تقلیب قلوب از نگاه حضرت امام خمینی قدس سرّه/ از مصادیق بارز تجلی اسم مقلب القلوب، انقلاب اسلامی است:
در باب تقلیب قلوب، امام راحل رضوان الله تعالی علیه، توجهی به مناسبت های مختلف داده اند که اینها لازم است که نصب العین ما قرار بگیرد.
امام رضوان الله تعالی علیه در یک بیانی می فرمایند که تمام قلوب در دست خداست یعنی در دست خود ما هم نیست، دل ما در دست ما نیست و در دست خداست، چرا؟ می فرماید چون مقلب القلوب خداست.
بعد ایشان می فرماید: به خدا متوجه شو تا دل های مردم به تو متوجه شود.
اینکه بعد از این همه سال، نام امام قدس سرّه و یاد امام قدس سرّه مطرح است و بعد از هزاران سال، نام انبیا و اولیای الهی مطرح است چون اینها یکپارچه توجه به حضرت حق بودند لذا خدای سبحان هم دل ها را متوجه اینها کرده است. 
اینکه ما فکر کنیم با تبلیغات و با پول و با مقام  و اینها می توانیم جذب قلوب کنیم، این با توحید در تقلیب قلوب سازگاری ندارد.
چند صباحی شعاری به نفع انسان می دهند، روز دیگر این شعارها بر علیه انسان می شود، راه منحصر است به اینکه انسان یکپارچه توجه به خدا داشته باشد.
در یک جای دیگر امام قدس سرّه یک توجهی می دهند، چون گاهی اوقات در یک مقاطع حساسی در انقلاب فکر می کنیم که حالا یک اتفاقاتی پیش می آید و این انقلاب از دست می رود، اینطور نیست، اگر دل ها در دست خداست و ما  هم خود را هیچ کاره بدانیم، او خود تدبیر دل ها را در دست دارد.
امام قدس سرّه در یک بیانی می فرمایند که هیچ کس نمی تواند قلوب را برگرداند از حالی به حالی، مقلب القلوب خدای تبارک و تعالی است.
اینها باید باور ما باشد، این باور شدن مهم است و الا گفتن و شنیدن و اینها، اگر همین مقدار انسان متوقف بشود، کار را از پیش نخواهد برد، باید اینها باور انسان شود.
از مصادیق بارز تجلی این اسم مقلب القلوب، همین انقلاب اسلامی است. امام قدس سرّه نه سلاح روز داشت، نه امکانات مادی داشت، شاه وقت از همه امکانات برخوردار بود، ابرقدرت ها او را پشتیبانی می کردند، اما چون امام قدس سرّه اینها را باور کرده بود، لذا می بینید در یک برهه ای همه دل ها زیر و رو می شود، و گرایش به دین و انقلاب و امام قدس سرّه و روحانیت در دل های مردم جوشش پیدا می کند.
پس مقلب القلوب ذات اقدس ربوبی است: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب.
اصل روایت دعای غریق:
حالا بیاییم سراغ اصل روایت، این دستورالعملی که مرحوم آیت الله بهجت قدس سرّه دارند، این دستور در حقیقت روایتی است از امام صادق علیه السلام، خوب دقت کنید، این روایت دقایقی دارد.
 قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‏ سَتُصِیبُکُمْ‏ شُبْهَهٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏. (بحار الانوار (ط-بیروت) ج ۵۲ ص ۱۴۹)
 قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ؛‏ امام صادق علیه السلام فرمودند:
سَتُصِیبُکُمْ‏ شُبْهَهٌ به زودی شبهه ای به سراغ شما می آید، یعنی به بلای شبهه و حیرت و نگرانی مبتلا خواهید شد.
فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى این شبهه، این بلای حیرت، این سرگردانی به زودی به سراغ شما خواهد آمد که وقتی شما نگاه می کنی: بِلَا عَلَمٍ یُرَى هیچ نشانه ای که شما را هدایت بکند و حق و باطل را به شما نشان بدهد پیدا نمی کنی.
وَ لَا إِمَامٍ هُدًى امام حاضری که رهبری هدایت شما را به عهده بگیرد نمی بینید. خب این ناظر به همین دوران غیبت است. این خبر را امام معصوم علیه السلام می دهند و بعد از چند امام مسئله غیبت حضرت صاحب علیه السلام رخ می دهد.
خب در یک چنین وضعیتی که نه علم یری هست و نه امام هدی هست، شبهات و نگرانی ها و حیرت ها هم به سراغ انسان آمده، چه کسانی می توانند نجات پیدا کنند؟ این است که مرحوم آقای بهجت قدس سرّه این دستور را به رهبری می دهند  که مکرر این دعا را شما بخوانید، اینها این ریزه کاری هاست و به اینها دقت کنید.
حضرت فرمودند: لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ در یک چنین دورانی هیچ کسی نجات پیدا نمی کند مگر کسی که دعای غریق را بخواند، روای می گوید: قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ این دعای غریق چیست که هر کس بخواند نجات پیدا می کند قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ دعای غریق همین است، فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ
راوی می گوید من گفتم که یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ  کلمه «الأبصار» را به دعای امام علیه السلام اضافه کردم، امام علیه السلام فرمودند یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.
من عرض کردم که یا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبی علی دینک، امام علیه السلام اینجا اعتراض کردند و فرمودند:
فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ این درست است که خدا مقلب القلوب و الأبصار است  وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ اما تو آن چیزی که ما گفتیم، عین همان را بگو یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏.
نکته ای که در این دعا مطرح است، اولا راه نجات این است که انسان این دعا را زیاد بخوانید، تعبیر به «لاینجو» هست: لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ.
پس راه نجات در یک چنین دوران و فتنه هایی این است که انسان این دعا را مکرر بخواند.
نکته ای که امام علیه السلام فرمودند:
قُلْ کَمَا أَقُولُ لک یعنی اگر امام علیه السلام دستوری می دهند، ما باید تابع محض باشیم، چیزی به کلمات امام معصوم اضافه و کم نکنیم و تابع محض باشیم.
این اشاره دارد به همان دعای روزهای ماه شعبان که معروف است به دعای شجره النبوه، در آنجا دارد که الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ آن کسی که از امام معصوم جلو بیفتد، او از مسیر حق بیرون رفته است و از دین خارج شده است و دور شده است وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِق‏ آن کسی که از شما امام معصوم عقب بیفتد، او منحرف از دین شده و به سمت هلاکت رفته است.
خب چه کسی ملحق به امام است؟ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق آن کسی که نه عقب می افتد و نه جلو، ملازم با امام است. پس در دعا و در دستوراتی که از معصومین رسیده چه در حوزه شریعت به معنای مصطلح و چه در اخلاقیات باید توجه داشته باشیم که از امام عقب یا جلو نیفتیم.
فرق عرفان حقیقی و عرفان های کاذب هم همین است که تمام مبانی و دستورات عرفان حقیقی منطبق با موازینی است که از قرآن و عترت به ما رسیده است.
سه روایت در باب عظمت این دعا
نکته دیگری که باید به آن توجه شود عظمت این خواسته است. ببینید مرحوم آقای بهجت قدس سرّه این را به رهبری دستور می دهند و رهبری هم ‏در جلسه شان این را بیان می کنند اما این، آن اوج عظمت خواسته را برای ما روشن نمی کند. سه روایت هست که این سه روایت می فهماند که چرا مرحوم آقای بهجت این دستور را به رهبری دادند.
روایت اول در کتب اهل سنت هست، در سنن ترمذی نقل شده (صحیح سنن ترمذی ج ۳ کتاب الدعوات حدیث ۳۵۲۲ ) حدثنا ابو موسى الانصاری، حدثنا معاذ بن معاذ، عن ابی کعب صاحب الحریر، حدثنی شهر بن حوشب، قال:‏‏‏‏ قلت لام سلمه:‏‏‏‏ یا ام المؤمنین، ‏‏‏‏‏‏ما کان اکثر دعاء رسول الله صلى الله علیه وسلم إذا کان عندک، ‏‏‏‏‏‏
بیشترین دعایی که پیغمبر پیش تو می آمد و آن ایام و ساعاتی که پیش تو بود، بیشترین دعایی که پیغمبر داشت چه دعایی بود؟ 
خیلی سوال جدی و مهمی است. ام سلمه می گوید که  قالت:‏‏‏‏ کان اکثر دعائه:‏‏‏‏ «یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک»، بیشترین دعایی که پیغمبر صلی الله عالیه و آله می خواند همین بود که «یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک» قلب من را بر آن دینت استوار و ثابت بدار.
خب این برای خود ام سلمه سوال شده بود، دعایی را انسان زیاد بخواند ان هم چه کسی؟
اشرف مخلوقات، کسی که خودش دین اسلام را آورده، آن کسی که خودش آورنده دین اسلام است، از خدا درخواست می کند ثبت قلبی علی دینک، برای ام سلمه سوال شده بود که جریان چیست؟
ام سلمه به راوی می گوید قالت:‏‏‏‏ فقلت:‏‏‏‏ یا رسول الله، ‏‏‏‏‏‏ما لاکثر دعاءک یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک؟ چرا این دعا را شما زیاد می خوانید؟ شما که معصومید، شما که خاتم الأنبیاء هستید، شما که صادر نخستین هستید، اول ما خلق الله هستید، چرا این دعا را شما زیاد می خوانید؟
قال:‏‏‏‏ یا ام سلمه: «إنه لیس آدمی إلا وقلبه بین اصبعین من اصابع الله»
هیچ کس نیست مگر اینکه قلب او بین دو انگشت خداست، دو انگشت خدا کنایه از احاطه الهی است، یعنی در دست خداست که بخواهد زیر و روش کند و این دل ها در دست خداست، خوب دقت کنید و به این کلمه شاء خیلی توجه کنید: «فمن شاء اقام» اگر کسی را بخواهد که دلش را ثابت نگه دارد و در مسیر حق مستقیم بدارد و ثبات قدم به او می دهد «و من شاء ازاغ» اگر هم بخواهد دل این شخص منحرف شود، به انحراف می برد.
این دل در دست خداست. یعنی دل من پیغمبر در اختیار من نیست و در دست اوست، لذا من دائما از خدا می خواهم این ثبات قلبی بر دین او که دارم، دوام پیدا کند. این یک روایت، پس ببینید بحث آقای بهجت قدس سرّه و رهبری مطرح نیست، بالاتر، خود پیغمبر صلی الله علیه و آله بیشترین دعا و خواسته اش این بوده است.
روایت دوم روایتی است که در خطبه آخر ماه شعبان وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه می خواندند، نگاه حضرت به چهره امیرالمومنین علیه السلام افتاد و حضرت گریه کردند و بعد خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام را دادند.
امیرالمومنین علیه السلام وقتی خبر شهادت خود را از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله در آن روز جمعه دریافت کردند، جلوی جمعیت این سوال را از پیغمبر صلی الله علیه و آله کردند که حالا که خبر شهادت را دادید:
یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَهٍ مِنْ‏ دِینِی(أمالی صدوق- المجلس العشرون ص ۹۵ ):‏ آن موقعی که شمشیر بر فرق من می آید و فرمودید محاسن من به خون سر من خضاب می شود آیا دین من سالم است؟ ثبات قلبی بر دین دارم یا نه؟
نگرانی امیرالمومنین(ع) را ببینید!
فقَالَ فِی سَلَامَه  مِنْ دِینِک‏ حضرت صلی الله علیه و آله خبر دادند که بله دینت آسیب نمی بیند. این هم روایت دوم.
روایت سوم در کامل الزیارات است. امیرالمومنین علیه السلام خبر شهادت حسین بن علی علیه السلام را به امام حسین علیه السلام می دهند و می فرمایند:
لَیَسْفِکَن‏‏ بَنُو أُمَیَّهَ دَمَک‏ به زودی بنی امیه خون تو را می ریزند ثُمَّ لَا یُزِیلُونَکَ عَنْ دِینِک‏ اما اینها نمی توانند دین تو را از تو بگیرند وَ لَا یُنْسُونَکَ ذِکْرَ رَبِّکَ نمی توانند کاری کنند که تو خدا را فراموش کنی. این خبر را امیرالمومنین علیه السلام به حسین بن علی علیه السلام می دهند. ابا عبدالله چی می فرمایند؟
فَقَالَ الْحُسَیْنُ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ، قسم می خورد.
وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَسًبی «به خدایی که جان من حسین در دست اوست، همین برای من کافیست» یعنی دین من آسیب نبیند، به خدافراموشی نیفتم، همین برای من کافیست.(کامل الزیارات – باب الثالث و العشرون ص ۷۲) ِ
اینکه مرحوم آقای بهجت(ره) دستور می دهند به رهبری که این دعا را مکرر بخوانید برای همین مسئله هست که انسان دینش آسیب نبیند. ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏.
ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک ناظر به مرتبه است
استفاده ای که از این سه روایت می شود کرد این هست که ما دائما باید دل نگران معنویت‌مان باشیم، باید دلواپس دینداریمان باشیم.
من از همه عزیزان این تقاضا را دارم، این خواهش را می کنم  که این مستند “قائم مقام” که اخیرا هم از شبکه سه پخش شد، این را دانلود کنید، ماهی یکبار، دو‌‌ماهی یکبار ببینید.
مرجع، عمامه به سر، عالم دینی و کار‌گزار نظام و اینها، شیطان عهد اخوتی با هیچ کس نبسته است. حتی به سراغ انبیاء و اولیاء الهی هم میرود ولی نمی‌تواند سوار بر کار شود. مگر سراغ حضرت ابراهیم علیه السلام نرفت، این رمی جمرات نشانه این هست که او از حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام هم دست بردار نبود. 
اینجا یک نکاتی هست یکی از آنها را من عرض می کنم، بعضی مطالب هست که رهبری عزیز در ذیل همین توضیحاتشان فرمودند که آنها هم باید تفصیل بشود. در رابطه با ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏ الان با خودمان نگوییم: ما که دیندار هستیم، ثبات قدم در دین داریم، نه اینطور نیست، این باید توضیح داده بشود.
ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک ناظر به مرتبه هست، یعنی هر کس در هر مرتبه و درجه ای از ایمان قرار دارد، اگر از این مرتبه تنزل کند به مرتبه پایینتر، معلوم می شود که ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک در خصوص این شخص محقق نشده است.
به طور مثال اگر کسی در مرتبه پنجم ایمان باشد، بعد به مرتبه ششم برسد، خب این فرد ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک  را دارد. چرا؟ چون کسی که در مرتبه ششم ایمان قرار می گیرد، آن مرتبه پنجم به اضافه  مراتب پایینتر را دارد. اما اگر یک کسی از مرتبه ای به مرتبه پایینتر تنزل پیدا کرد یعنی یک چیزهایی را از دست داده است.
اگر یک روزی اهل نماز شب بودید الان نیستید، بدانید که تنزل پیدا کرده‌اید و این  ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک در حقتان تحقق پیدا نکرده است، اگر یک زمانی نسبت به بیت المال، حقوق الناس حساسیت فوق العاده ای داشتید امروز آن حساسیت [سابق] نیست، کمرنگ شده است، معلوم می شود که این ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک محقق نشده است، تنزل پیدا کرده است.
اگر یک روز وفاداری، ایمان، گذشت، ایثار، نسبت به مبانی انقلاب و ارزشها در درون خودمان غوغایی ایجاد می‌کرده و الان کمرنگ شده است، بدانید که این ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک تحقق پیدا نکرده، تنزل پیدا کرده است. اگر نسبت به حجاب خانواده حساسیت داشتیم، نسبت به دوری از تجملات حساسیت داشتیم، از زندگی اشرافی تنفر داشتیم و الان رویکردی مقابل رویکردهای قبلی پیدا کردیم، بدانید که این ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک آسیب دیده است.
ثبات قدم در دینداری یعنی من در یک مرتبه ای بودم یا باید در همان مرتبه می ماندم یا باید بالاتر می رفتم، نه الان تنزل پیدا کردم.
بعضی مطالب دیگر هم هست، انشاءالله اگر عمری باشد، توفیق باشد، در جلسه آخر ماه ذی الحجه عرض خواهیم کرد. 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

یک نظر

  1. صوت سخنرانی را هم قرار دهید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.