چهارشنبه, ۴, مهر ۱۳۹۷

….. و از مریدان ایشان میشود.

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله شیخ احمد مجتهدی قدس سرّه نقل میکنند که:

آ شیخ محمدتقی بافقی از اوتاد بود، خدمت امام زمان(عجل الله فرجه) میرسید، حتی آشیخ عبدالکریم حائری(یزدی) پول نداشت شهریه به طلبه ها بده، وضع مالیش سخت بود،حاج شیخ به حاج محمدتقی فرمودند ما نمیتوانیم شهریه بدهیم، طلبه جدید قم می آید قبول نکن.

آشیخ محمد تقی که رُک حرف میزد، به آ شیخ گفت:

مگه شما شهریه میدهید، امام زمان (عجل الله فرجه) میدهد، امام زمان(عجل الله فرجه) لشگرش رو خودش اداره میکند.

آشیخ محمدتقی پا میشد طلبه های مقدس را میبرد جمکران و متوسل به امام زمان (عجل الله فرجه) میشد و امام زمان (عجل الله فرجه) هم میگن در جمکران دیده بود.

وقتی میآمد میدید که یه پول خوبی به حاج شیخ (مؤسس حوزه علمیه قم) میرسید.

آشیخ محمدتقی در حمام قم دید یه سرهنگی داره ریش میتراشه، فرمود که آقا ریشتان را نتراشید حرام است.

(سرهنگ) یه کشیده زد به ایشان، خیال کرد که آشیخ محمدتقی از این کشاورزهای پایین شهر قم است.

آشیخ محمدتقی قیافه علمایی نداشت. (سرهنگ) میره تو فکر و با خودش میگوید این کشاورز نیست این لابد یه کسیه و هیچی نمیگه و بعد می آید بیرون حمام و میبیند مردم دست ماچ میکنند، صلوات میفرستند و …

از یکی میپرسه آقا کی هستند…. میگویند آیت الله شیخ محمدتقی بافقی یزدی.

سرهنگ خیلی ناراحت میشود و می افتد به روی پای آقا و از آشیخ محمد تقی عذر خواهی میکنه و از مریدان ایشان میشود و تا آخر عمر هم محاسن میگذارد؛ برای چی؟  به خاطر “حلم“.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.