شنبه, ۳, تیر ۱۳۹۶

ویژه اولیا؛ بخشی از مباحث ارائه شده در ششمین جلسه حیات طیبه

بخشی از مباحث ارائه شده در ششمین جلسه حیات طیبه را در ادامه مطلب می خوانیم:

باید تغییرات فرزندان در دوران بلوغ را به عنوان تغییر طبیعی و غریزی پذیرفت و البته برای کم کردن مخاطرات سن بلوغ تدبیر کرد. تغییر در گفتار، رفتار، ذهنیت ها و افکار و بسیاری تغییرات ظاهری و باطنی دیگر به تدریج در فرزندان ایجاد می شود. وجوه مختلف شخصیت نوجوان که در کتب تربیتی با عنوان مخاطب شناسی نوجوان یا عناوین دیگر موردتوجه است، در جلسه توسط دکتر صداقت زاده مورد بحث قرار گرفت. در ادامه به یکی از دغدغه های مهم خانواده ها در دوران بلوغ یعنی تربیت جنسی پرداخته می شود.

جناب مولوی در دفتر سوم مثنوی داستان مارگیری را نقل می کند که در یکی از سفرهای خود به کوهستان برفی می رود. در حال گشت زدن به مار عظیمی می رسد که مولوی از آن به اژدها تعبیر می کند. در ابتدا ترس بزرگی به دلش وارد می شود، می خواهد پا به فرار گذارد که متوجه می شود اژدها هیچ تکانی نمی خورد تا اینکه گمان می کند اژدها مرده است. داد و فریادی می کند اما اتفاقی نمی افتد. قدم قدم و آهسته نزدیک می رود تا به بالاسر اژدها می رسد…خلاصه می بیند اژدها مرده است پس مارگیر چشمش برق می زند که لقمه ی چرب و بزرگی گیرش آمده است، از دُم مار گرفته و افتخار آمیز سینه را جلو داده و به سمت شهرش حرکت می کند. به هر محلی که میرسد مردم دورش جمع شده و او را تشویق و تعظیم می کنند تا رفته رفته به شهر خودش یعنی بغداد آفتابی نزدیک می شود. حرارت و گرما، لحظه ای شوق رسیدن به شهرش را کم نکرد تا به بغداد رسید مردم دور او حلقه می زنند و تعظیمها اوج می گیرد و سرمستی خاصی مارگیر را  فرا می گیرد. غافل از اینکه حرّ آفتاب، کم کم اژدهایی که به خواب زمستانی رفته بود را بیدار می کند. تا به جایی که اژدها تکانی میخورد و بیدار می شود و اولین فردی که خوراک اژدها می شود خود مارگیر است که یکجا بلعیده می شود، سپس اژدها جستی می زند و اکثر اطرافیان را نیز لت و پار می کند.

اژدها همان نفس حیوانی انسان است که با تحریک شهوت و غضب بیدار می شود و جان و روح الهی انسان را به مخاطره می اندازد و او را به پستی می اندازد. تا جایی که نفس حیوانی غالب می شود و هم انسانیت انسان را از بین می برد و هم دیگران را اذیت و آزار می کند. در غررالحکم آمده است: الشهوات سموم قاتلات، شهوات سموم کشنده است. قرین الشهوه مریض النفس معلول العقل. اول الشهوات طرب و آخرها عطب. لا تسکن الحکمه قلباً مع الشهوه حکمت در قلبی که شهوت در آن است، قرار نمی گیرد.

حجت الاسلام و المسلمین عالی می فرمایند: در اسلام امر شده به حداقل کردن تحریک و حداکثرسازی تأمین.

بسیاری از دستورات به مراقبت و تقوا برای جلوگیری از تحریک شهوت است که در ادامه به مواردی که خانواده ها باید به کار بگیرند خواهیم پرداخت. همچنین منظور از تأمین، راههایی است که برای در امان ماندن از شهوات توصیه شده است. یعنی خداوند متعال با علم و احاطه ی کاملی که به نیازها و غرایز طبیعی انسانها دارد ما را با این غرایز تنها رها نکرده بلکه برای هدایت صحیح و سالم اینها راهکارهای فراوانی داریم که در ادامه بیان می شود. البته قابل ذکر است که مهمترین راهکار تأمین همان ازدواج است که به همین خاطر در اسلام به ازدواج آسان توصیه شده است. نمیدانم ازدواجهای گران و سخت حال حاضر ما از کجا آمده است چرا که بر اساس روایات و آیات چیز دیگری خواسته شده است. همچنین مسئله ی تعدد زوجات و مسائل دیگر اسلام نیز همه بر سر حساب و براساس مصالح جامعه و افراد است هر چند سوء استفاده ها و کج فهمی هایی شده است اما اصل این مسائل در جای خودش بسیار حکمت آمیز و درست است. اما بحث ما در این جلسه در مورد ازدواج نیست انشالله در فرصتی دیگر هر وقت مادران گرامی ،جهیزیه ی بچه ها را جور کردند به این مباحث می پردازیم!(خنده ی حضار)

در غرب هم تحریک و هم تأمین حداکثر است.” البته تأمین به کثیف ترین و حیوانی ترین شیوه های ممکن تا جایی که هم جنس بازی و امور کثیف دیگر به عنوان حقوق بشر معرفی شده که هیچ!. وقاحت آنقدر شده و آنقدر این امور بدیهی فرض شده که مردم ما را محکوم و تحریم می کنند چرا هم جنس بازی در ایران آزاد نیست!. روانشناسان غربی به راحتی استمناء را مجوز می دهند در حالی که محققین می گویند، این عمل پست حتی منجر به ارضا نیزنمی شود بلکه فقط ولع را زیاد می کند تا حدی که برخی از افراد از این عمل به سرحد جنون رسیده اند. حال ضررات متنابهی که از ارضای حرام بر جسم و جان انسان وارد می آید، بماند.

اما در ایران ما، تحریک بسیار زیاد و تأمین حداقل است.بنابراین معلوم شد که خطر جدی است و باید فکری کنیم که چطور تحریکها را به حداقل کاهش داده و تأمین را بالا برد. پس سوال اصلی آن است که مُحرِّک ها و  أمان ها کدامند؟

محرک ها: رسانه هایی مثل ماهواره و اینترنت که اولی بارها گفته شد که به کلی و مطلقا ممنوع است و دومی را نیز باید به مقدار نیاز باز گذاشت. می توان برنامه های تلویزیون را از طرق مختلف رصد کرد و برنامه های مناسب آن را به تماشا نشست. گاهی در منزل شبکه ی قرآن تماشا کنید. برای مدیریت کردن و جهت دهی فرزندان در ارتباط با رسانه، ابتدا باید خودِ پدر و مادر برنامه ی مناسب داشته باشند. حاج آقا پناهیان می فرمایند: “پایه اصلاح نفس مبارزه با هوای نفس است و پدر و مادری که این را در عمل و رفتار خودشان به بچه یاد ندهند و در خانواده این تجربه را به بچه ندهند، نباید انتظار داشته باشند که فرزندشان اصلاح شود و خوب بار بیاید. پدر و مادری که وقتی عصبانی شوند هر چه دلشان بخواهد به زبان می‌آورند، طبیعتاً بچۀ آنها هم هرکاری دلش بخواهد، انجام خواهد داد! بچه باید در رفتار پدر و مادرش ببیند که بارها عصبانی شده‌اند، ولی چیزی نگفته و فقط لبخند زده‌اند. اگر بچه این را بییند، می‌فهمد که خیلی جاها باید علی‌رغم هوای نفسش رفتار کند و پا روی نفسش بگذارد” تحریک شهوت برای همه مضر است و متاهلو غیر متاهل ندارد. الحمدلله در خانواده های کانون که تقریبا ماهواره نیست اما شما باید دیگران را نیز از این خطر بزرگ که خانواده های ما را تهدید می کند نهی کنید.

بی توجهی و عدم رعایت پوشش مناسب در منزل نیز یکی دیگر از محرکهاست. پوششی که متناسب و مناسب همسر است لزوما برای فرزند مناسب نیست. باید توجه شود و مراقبت کرد در منزل هم سطح مناسبی از ستر و پوشش را عایت کرد.

بعدی ارتباطات ناصحیح فامیلی و جشن هاست. اگر در فامیل دختر خاله و دختر عمو بی حجاب و بدحجابند، اهل مراعات شئونات نیستند چه لزومی دارد فرزندان در این برنامه ها حضور مستمر داشته باشند. باید ارتباطات صحیح را جایگزین این دست ارتباطات کرد.

فضای جامعه نیز یکی دیگر از محرکهاست که البته هر کدام از ما فقط به مقداری که اهل امر به معروف و نهی از منکر باشیم، می توانیم در بهبود این روند جامعه موثر باشیم. حال باید دید راهکارهای اساسی دیگر برای تامین از این محرکها چیست.

أمان ها: محبت به فرزندان نیازی اساسی در آنهاست که اگر در خانواده تأمین نشود، بستر ارضای انحرافی آن در خارج از خانواده مهیاست. ریشه ی بسیاری انحرافات غیراخلاقی و دوستی های نامشروع همین است. دختر خانمی که در یک خانواده خوب، رشد کرده باشد، وقتی در خیابان کسی به او بگوید: «من به شما علاقه دارم!» خواهد گفت: «چه آدم بی‌شخصیت و بی‌مزه‌ای! مگر آدم به یک غریبه‌ای که تابه‌حال او را ندیده این‌طور ابراز علاقه می‌کند؟!» یعنی نه تنها از این ابراز محبت، خوشحال نمی‌شود بلکه مشمئز می‌شود چون در خانوادۀ خودش به قدر کافی محبت دیده و اصلاً کمبود محبت ندارد تا فریفته یک ابراز علاقه سطحی و خیابانی بشود.

البته نیاز به دوست یابی در خارج خانواده نیز واقعی است و مخصوصا فرزندان بعد از بلوغ، به صورت طبیعی به دنبال جمع دوستانی هستند که از آنها بیشتر از خانواده الگو می گیرند و حرف می شنوند. این نیاز را هم خانواده ها باید از طریق وصل کردن فرزندان به جمعهای مناسب تأمین کنند.

مسئولیت سپاری و ایجاد مشغولیتهای مناسب و جذاب نیز یکی از عوامل مهمی است که می تواند فرزندان را از پرداختن به جذابیتهای انحرافی دیگر بازدارد.

تقویت بنیه ی معنوی و به خصوص تقویت اراده از طریق تشویق و ترغیب به برپایی نماز[۱]، ورزش، گوش نکردن موسیقی (به عنوان تضعیف کننده ی جدی اراده معرفی شده است) و هدایت فرزند از خیال پردازی به عقل گرایی از جمله راههای مهمی است که ملکه ای در انسان به وجود می آورد و انسان را از گناه باز میدارد. به دلیل ضیق وقت امکان شرح و توضیح موارد فوق و بیان ارتباط آنها با اراده نیست. فقط در مورد خیال باید گفت: روایات بسیاری آرزوهای طولانی را موجب کم شدن عمل گرایی معرفی می کند و در روایتی از امیرالمومنین نیز طول الامل کنار پیروی از هوا آمده است. البته به دلیل اینکه در سنین پایین تر قوه ی خیال قوی تر از عقل است، استفاده از داستان، فیلم و ابزار اینچنینی برای تربیت ضروری است اما باید با تقویت عقلانیت، فرزندان را به تدریج از خیال پردازی بیرون آورد. البته قوه ی خیال برای پرورش خلاقیت نیز به کار می آید اما هیچ گاه به صورت مطلق تجویز نمی شود.

 

[۱] إن الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*