شنبه, ۲۷, مرداد ۱۳۹۷

متن اولین جلسه کتاب”شط شراب”

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعل الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد صل الله علیه و علی اهل بیته  الطیبین و الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور  و تصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک الهی وجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا.

 باطن جلسات اخلاق و معارف:

محور بحث ما در این چهارشنبه های آخر هر ماه قمری به شرط حیات و توفیق، کلامت فقیه عارف مرحوم آیت الله العظمی بهجت هست. قبل از اینکه وارد اولین دستورالعمل ایشان بشویم و لطائف و ظرائف آن را بیان کنیم، نکاتی را به عنوان مقدمه بحث باید خدمت برادران و خواهران عرض کنیم.

نکته اول این است که همه ما موظفیم قدر چنین جلساتی رابدانیم.

اینگونه جلسات یک ظاهری دارد که همه مشاهده می کنیم و یک باطنی دارد که چون ما محجوب هستیم، اولیاء الهی صلوات الله علیهم از باطن و حقیقت این جلسات پرده برداری کردند. جلسات اینچنین در کلمات نبی خدا و اوصیای بزرگوارشان صلوات الله علیهم از آن تعبیر شده به «حَلَقُ الذِّکر» یعنی حلقه های ذکر.

چند روایت در این رابطه هست که جای تأمل دارد و نکاتی در این روایات هست که هم ارزش و جایگاه و عظمت این جلسات را در پیشگاه عرشیان تبیین می کند و هم طریق بهره برداری از این جلسات را به ما می آموزد.

 شتاب برای شرکت در جلسات اخلاقی، مطالبه شخص اول عالم:

روایت اول از مرحوم شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه است. نقل می کند :

وَ قَالَ نَبِیُّ اللَّهِ ص‏ بَادِرُوا إِلَى‏ رِیَاضِ‏ الْجَنَّهِ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا رِیَاضُ الْجَنَّهِ قَالَ حَلَقُ الذِّکْر. 

کلمه “بادروا” امر است و ریشه اش بدر است یعنی عجله کنید و شتاب بگیرید، حضرت فرمودند که شتاب کنید و عجله کنید به سوی چمنزارهای بهشت. کسانی که آنجا بودند سوال کردند که “وَ مَا رِیَاضُ الْجَنَّهِ” این چمنزارها و بوستان های بهشت چیست که به سوی آنها عجله کنیم “قَالَ حَلَقُ الذِّکْر” حضرت فرمودند همین حلقه های ذکر است.

مرحوم مجلسی رضوان الله تعالی علیه در مرآه العقول در ذیل همین روایت و نظائر این روایت که تعبیر به “حلق الذکر” شده، بیانی دارند که خلاصه بیان ایشان این است که بالاترین مصداق حلقه های ذکر همین جلسات تذکر و موعظه و بیان معارف است.

پس وظیفه ما نسبت به چنین جلساتی این است که شتاب کنیم و عجله کنیم برای حضور در این جلسات.

 اینی که کار دارم، کار خانه و کار بیرون و عذرهایی که انسان می تراشد با این مطالبه ای که شخص اول عالم خلقت دارد، تناسب ندارد.

یکی از بحث هایی که امروزه ملاحظه می کنید می بینید که زیاد این مطرح می شود: مطالبات رهبری.

اگر مطالبات رهبری لبیک می خواهد چون این مطالبات بند به مطالبات نبی خدا و اوصیای ایشان هست، اینجا حضرت از ما مطالبه می کند: “بادروا” که این لبیک عملی می خواهد پس تعامل ما با اینگونه جلسات، شتاب و عجله باید باشد. اگر در بعضی جاها شتاب و عجله مذموم است اینجا نه تنها ممدوح است بلکه مورد مطالبه حضرت است.

  در جلسات چه باید بکنیم؟

روایت بعدی این است که وقتی در این جلسات آمدیم چه باید بکنیم که روایت خیلی مهمی است. رسول خدا ص در این روایت هم تبیین می کنند که چه باید بکنیم در این جلسات و هم پرده برمیدارد که ملائکه الهی در این جلسات چه می کنند؟ عرض کردم اینها مربوط به باطن این جلسات است که ما محجوبیم و اگر پرده های حجاب از جلوی دیدگان ما کنار برود، این حقایق مشهود ما خواهد بود. حضرت فرمودند که :

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا مَرَرْتُمْ فِی رِیَاضِ الْجَنَّهِ فَارْتَعُوا قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا رِیَاضُ الْجَنَّهِ قَالَ حَلَقُ الذِّکْرِ فَإِنَّ لِلَّهِ سَیَّارَاتٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ یَطْلُبُونَ حَلَقَ الذِّکْرِ فَإِذَا أَتَوْا عَلَیْهِمْ حَفُّوا بِهِم‏.

 وقتی گذر شما و مرور شما به این چمنزارهای بهشتی که همین حلق ذکر هست افتاد، “فارتعوا” یعنی بچرید در این چمنزارها. چراگاه هایی که گوسفندان را می برند می گویند مرتع و مراتع. گوسفندان وقتی به مرتع و چمنزاری می روند ملاحظه کردید که وقتی گله گوسفند می رسد این گوسفندها سرشان را پایین می اندازد و به هیچ جایی توجه ندارند و فقط از این چمن بهره برداری می کنند و تلاش می کنند خودشان را در این مرتع چاق بکنند، غذای خود را تامین بکنند و هیچ توجهی به سمت و سو ندارند و فقط متوجه خوردن هستند. حضرت فرمودند وقتی شما به ریاض الجنه و چمنزارهای بهشتی می رسید “فارتعوا” بچرید در اینها یعنی کمال بهره را ببرید.

اینجا برای اینکه بیان حضرت روشن شود، جریانی را از استاد بزرگوارمان مرحوم آیت الله پهلوانی عرض می کنم:

در یکی از جلسات ایشان از شاگردان خود خواهش کردند و فرمودند یک خوابی دیده شده که بعضی از شما وقتی در جلسه می آیید کفش های نو خودتان را در دست می گیرید و در داخل جلسه می گذارید و روی طاقچه می گذارید، ایشان این کفش های نو را تعبیر به تعلقات کرده بودند و فرمودند من خواهش می کنم وقتی در این جلسات می گذارید این تعلقات خود را پشت در بگذارید و این تعلقات مانع بهره برداری می شود. توجه داشتن به گوشی همراه خودتان و صحبت کردن با دیگران، یک فرصتی پیدا شده که انسان “فارتعوا” یعنی تلاش کند انسان خودش را از جهت معنوی چاق کند و بهره های خود را ببرد.

 آثار و برکات جلسات اخلاقی:

و اما ملائکه خدا با ما چه می کنند در این جلسات، حضرت فرمودند:

فَإِنَّ لِلَّهِ سَیَّارَاتٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ“، خدای سبحان ملائکه ای دارد که به آنها می گویند سیارات که کارشان گردش است و در کره خاکی می گردند که کارشان این است که “یَطْلُبُونَ حَلَقَ الذِّکْرِ” یعنی این ملائکه در  روی زمین می چرخند و گردش می کنند و جستجو می کنند جلسات بیان معارف را، حلق ذکر را، مثل این جلسات. وقتی این جلسات را پیدا کردند “فَإِذَا أَتَوْا عَلَیْهِمْ حَفُّوا بِهِم” وقتی ملائکه به این جلسات رسیدند ملائکه اینها را در بر می گیرند که کنایه از این است که از نور و بهاء و رحمت خودشان به اینها افاضه می کنند که این باطن این جلسات است.

روایت دیگر که این روایت را مرحوم ابن فهد حلی در عده الداعی ذکر می کند، این خیلی روایت مهمی است در این روایت این راه را برای ما باز کرده که اگر در یک جلساتی نظیر این جلسات ملاحظه کردید، اگر چیزی هم متوجه نمی شوید تلاش کنید در جمع اینها قرار بگیرید، این اثر دارد. در روایتی که مرحوم ابن فهد حلی نقل می کند بیان شده است:

 می فرماید که این ملائکه که سیارات هستند وقتی که داخل این جلسات می آیند: “أَنَّ الْمَلَائِکَهَ یَمُرُّونَ عَلَى حَلَقِ الذِّکْرِ فَیَقُومُونَ عَلَى رُءُوسِهِمْ” اینها بالاسر افرادی که در این جلسات هستند قرار می گیرند وَ “یَبْکُونَ لِبُکَائِهِمْ” وقتی روضه ای خوانده می شود و مطلبی گفته می شود و اینها منقلب می شوند و گریه می کنند این ملائکه هم با آنها همراهی می کنند وَ “یَأْمَنُونَ لِدُعَائِهِمْ” آخر جلسه وقتی اینها دعا می کنند این ملائکه آمین می گویند و وقتی جلسه تمام شد “فَإِذَا صَعِدُوا السَّمَاءَ” اینها به آسمان بر می گردند “یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى یَا مَلَائِکَتِی أَیْنَ کُنْتُمْ” خدای سبحان این ملائکه که سیارات هستند را مورد خطاب قرار می دهد که ای ملائکه من شما کجا بودید که اینها ماجرا را توضیح می دهند “وَ هُوَ أَعْلَمُ فَیَقُولُونَ یَا رَبَّنَا إِنَّا حَضَرْنَا [مَجَالِسَ‏] مَجَالِساً مِنْ مَجَالِسِ الذِّکْرِ فَرَأَیْنَا أَقْوَاماً یُسَبِّحُونَکَ وَ یُمَجِّدُونَکَ وَ یُقَدِّسُونَکَ وَ یَخَافُونَ نَارَکَ فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَا مَلَائِکَتِی ازْوَوْهَا عَنْهُمْ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ وَ آمَنْتُهُمْ مِمَّا یَخَافُونَ

شاهد اینجاست این را خوب دقت کنید:

گزارشی دیگری در پیشگاه الهی می دهند “فَیَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّ فِیهِمْ فُلَاناً وَ إِنَّهُ لَمْ یَذْکُرْکَ” اسم می برند که در این جلسه حسن و حسین نامی بود که داخل اهل ذکر نبود و تو را یاد نمی کرد مثلا از کنار این خانه خدا می رفته و سر و صدایی می شنود و پیش خود می گوید بریم ببینیم چه خبر است، خدای سبحان می فرماید “فَیَقُولُ قَدْ غَفَرْتُ لَهُ” او هم که داخل اینها بود و به یاد من نبود مورد مغفرت خودم قرار می دهم. چرا؟ این چرا خیلی مهم است که ارزش کسانی را که در این حلق ذکر دور هم جمع شدند و به یاد خدا هستند، این را نشان می دهد. خداوند، تنها می توانست بگوید “قد غفرت له” من اینها را بخشیدم اما این نیست، چرا مغفرت الهی شامل حال او شد؟ “بِمُجَالَسَتِهِ لَهُمْ” چون این شخص آمد و هم نشین کسانی شد که اهل حلق ذکر هستند. این معاشرت و این مجالست و این هم نشینی سبب شد که “قد غفرت له”  من اینها را ولو اینکه به یاد من نیستند مورد مغفرت الهی قرار می دهم. مغفرت الهی هم آثار دارد که در شرح دعای کمیل مشغول آن هستیم که غفران الهی در نظام تکوین چه اثری دارد.

 اثر نام آیت الله بهجت(ره) بر نزول رحمت در جلسات:

مقدمه دوم این است که محور این جلسات کلمات مرحوم آیت الله بهجت است.

در روایت داریم که مرحوم مجلسی نقل می کند که :

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ عِنْدَ ذِکْرِ الصَّالِحِینَ‏ یَنْزِلُ الرَّحْمَهحتی کسانی که رابطه خوبی با مسائل سلوکی و عرفان ندارند به صالح بودن و عبد صالح بودن مرحوم آیت الله بهجت شهادت می دهند لذا چون جلسه به نام ایشان و کلمات ایشان است:

عِنْدَ ذِکْرِ الصَّالِحِینَ‏ یَنْزِلُ الرَّحْمَه، رحمت خاصه الهی نازل می شود. ما یقین داریم که روی آن مبانی ای که در دست داریم، ایشان در عالم برزخ توجه می کنند و برای ما دعا می کنند.

 آیت الله بهجت(ره) شاگرد سلوکی نداشتند:

مقدمه سوم اینکه مرحوم آقای بهجت هیچ شاگرد سلوکی نداشتند.

یعنی اگر کسی ادعا کند که من شاگرد سلوکی مرحوم آقای بهجت هستم، فقط ادعاست و ریشه ای ندارد.

 مرحوم علامه، مرحوم آقای پهلوانی و مرحوم حاج آقای جعفری جلسات تربیتی داشتند و افراد را تربیت می کردند.

حالات شخص را، امور باطنی اش را ، خواب هایش را، اینکه تا کجا سیر کرده، قدم به قدم و جزء به جزء مورد توجه قرار می دادند، اما مرحوم آقای بهجت چنین جلساتی نداشتند، این کلمات و  مطالبی که از ایشان منتشر شده یا مطالبی بوده که در درس خارج فقه یا اصول بیان کردند، یا در جلسه روضه ای که روزهای جمعه در منزل داشتند و بعد منتقل به مسجد شد، آنجا بیان کردند، یا سوالاتی بوده که افراد در بین راه منزل تا مسجد یا راه مسجد تا حرم یا راه حرم تا منزل از ایشان می کردند و مطلبی می فرمودند و یا اینکه دیدارهای خصوصی ای صورت می گرفته و ایشان تذکر و دستوری می دادند.

 پس این را بدانید اگر کسی ادعا کرد که من شاگرد سلوکی مرحوم آقای بهجت بودم و در سیر و سلوک ایشان من را تربیت کرده، این سخن ریشه ای ندارد.

  ابعاد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی شخصیت آیت الله بهجت(ره):

مقدمه چهارم اینکه بر خلاف ادعای برخی که مرحوم آقای بهجت فقط مشغول عبادت و راز و نیاز با خدا و تهجد و… بودند و به مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و معضلات جامعه توجهی نداشتند، یک مطلب باطلی است و اتفاقا ایشان توجه داشتند.

در مقدمه همین ” شرط شراب” ملاحظه بفرمایید قبل از جنگ سی و سه روزه ایشان دستوری به جناب آقای سید حسن نصرالله می دهند و وعده پیروزی را می دهند و ارتباط تنگاتنگی با سران حزب الله لبنان داشتند. تذکراتی که نسبت به مسائل حکومت می دادند، کجاها قربانی کنید و دو تا قربانی کنید، و نسبت به مسائل اجتماعی همین طور، مبارزین زمان شاه را که در زندان قرار می گرفتند ایشان کمک مالی به خانواده های آنها می دادند و برخی از اینها را حضرت آیت الله مصباح می بردند.

پس مرحوم آقای بهجت فقط یک انسان تک بعدی نبوده و ابعاد دیگری در زندگی شان داشتند که مغفول واقع شده است.

 شرح اولین عبارت از کتاب «شط شراب»:

اما دستورالعمل ایشان:

صفحه دوم کتاب «شط شراب» بعد از بسم الله دستوری آمده که این دستور را ایشان به مقام معظم رهبری روحی فداه دادند. این دستور، یک دستور کوتاه و یک سطری است اما خیلی عمیق است و خیلی حرف دارد. در رابطه با بزرگی و عظمت این دعا، دو مطلب هست که عظت این دعا را برای اینکه توجه بیشتری کنیم مضاعف می کند، یکی اینکه شخصیتی مثل مرحوم آقای بهجت این دستور را به شخصیتی مثل مقام معظم رهبری می دهند که معلوم است این دستور خیلی مهم است. نکته دوم اینکه این دستوری که مرحوم آقای بهجت به رهبری دادند، رهبری در جلسه درس خارجشان آن را بیان می کنند که نشان می دهد مسئله، مسئله مهمی است.

این دعایی را که ایشان می فرمایند بخوانید، اسم این دعا در بیان حضرت دعاء الغریق است، اینکه این دعا را گفتند دعاء الغریق یعنی کدعاء من أشرف علی الغرق، کسی که در حال غرق شدن است چه حالی پیدا می کند؟ تکیه گاه خودش را چه کسی می بیند؟ چگونه منقطع از غیر خدا می شود؟

ما هم در دوران غیبت در برابر این فتنه های پیچ در پیچ آخرالزمان در معرض غرق شدن هستیم، لذا به خواندن این دعا با توجه نیاز داریم.

این دعای شریف با چهار اسم از اسماء حسنای الهی شروع می شود:

یا الله، یا رحمان، یا رحیم ،یا مقلب القلوب. 

حالا اینکه هر یک از این اسماء ناظر به چیست انشالله بماند برای جلسه بعدی شرح کتاب «شط شراب». فقط من اشاره ای بکنم که به عنوان کلیدی هست در استفاده از ادعیه، هر جا دیدید که اسم الهی قبل از بیان خواسته ای این اسماء قبلش چند بار به شکل های مختلف تکرار شده، بدانید که آن مطلب و خواسته ای که پشت این اسماء می آید خواسته مهمی است، مثل همین فراز دعای کمیل اسئلک‏ بحقّک‏ و قدسک و اعظم صفاتک و اسمائک، چه می خواهد؟ معلوم است که یک مطلب مهمی است:

ان تجعل اوقاتى فى اللّیل و النّهار بذکرک معموره. در اینجا هم همینطور است: یا الله، یا رحمان، یا رحیم ،یا مقلب القلوب، معلوم است که بعدش خواسته مهمی است که اجمالا عرض بکنم که این “ثبّت قلبی علی دینک” ناظر به مرتبه است که انشالله در جلسه بعد عرض خواهیم کرد.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.