شنبه, ۲۷, مرداد ۱۳۹۷

هر کسی بیشتر با اسلام مأنوس باشه …..

بسم الله الرحمن الرحیم

درباره‌ی ایشان چیزهای زیادی شنفتیم؛ همان چیزهایی که مرحوم آقانجفی قوچانی نقل میکند، کافی است؛

یعنی همین شرح حالی که مرحوم آقانجفی قوچانی نوشته که از مشهد راه می‌افتند و با این «رفیق یزدی» تعبیر میکند از ایشان به «رفیق یزدی» و میروند اصفهان و چند سال اصفهان میمانند و بعد از آنجا میروند نجف و در نجف هم مدّتی با هم بودند، بعد بینشان جدایی می‌افتد؛ یعنی ایشان میرود درس مرحوم آمیرزا محمّدباقر اصطهباناتی و علاقه‌مند [میشود] به آن بزرگوار؛ مرحوم آقانجفی میرود درس آخوند و عاشق آخوند [میشود]؛ از این جهت بینشان اختلاف می‌افتد.

در قضیّه‌ی مشروطه هم بینشان اختلاف می‌افتد؛ مرحوم اصطهباناتی مخالف با مشروطه بود؛ مرحوم آخوند هم که خب پیشرو مشروطه بود؛ [لذا] اینها با هم اختلاف پیدا میکنند.

لکن همان مقداری که ایشان راجع به رفیق یزدی و حرکت طولانی پیاده‌ای که از مشهد راه افتادند، تا خودشان را رساندند اصفهان و بعد از آنجا به نجف [رفتند]، ذکر میکند کافی است که نشان بدهد که جوان آن روز برای تحصیل علم و رساندن خود به سرچشمه‌ی معلومات، چه مجاهدتهایی را انجام میدادند، چه زحمتهایی را متحمّل میشدند، چه کارهایی میکردند و چه تقوایی را رعایت میکردند؛

در دوره‌ی جوانی آن‌جور باتقوا؛

و بعد هم خب ایشان با مرحوم اصطهباناتی به شیراز می‌آیند، تا اینکه مرحوم اصطهباناتی ترور میشوند و به شهادت میرسند و بعد ایشان می‌آیند یزد ساکن میشوند و این خدماتی را که جناب آقای ناصری نقل کردند، در یزد انجام میدادند.

و محلّی برای پراکندن علم و تقوا و زهد و توکّل به خدای متعال و خدمت به مردم و یک ‌چنین چیزهایی بودند.

این نکته‌ای که ایشان ذکر کردند در مورد رسیدگی به فقرای زردشتی و کلیمی یزد، خیلی نکته‌ی مهمّی است؛

خیلی چیز مهمّی است؛ یک روحانیِ باتقوایِ مقدّسی مثل مرحوم حاج شیخ غلامرضا، برود نان و آرد و غذا بگذارد درِ خانه‌ی مثلاً فرض کنید که یهودی به‌خاطر اینکه او فقیر است؛ اینها خیلی مهم است.

امروز در دنیا این چیزها وجود ندارد، یعنی در دنیای مادّی این حرفها مهجور است، این را اسلام به پیروان خودش تعلیم میدهد؛

هرکسی هم که با اسلام بیشتر مأنوس است، این‌جور حرکتی را بیشتر انجام میدهد؛ اینها را بدانند، بفهمند.

این آدم یهودی است و به خدا و پیغمبر و قرآن و دین ما هیچ اعتقادی ندارد امّا صِرف اینکه فقیر است و احتیاج به کمک دارد و انسان است همان «وَ اِمّا شَبیهٌ لَکَ فِی الخَلق» که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام میفرمایند موجب میشود که ایشان برود این خدمات را انجام بدهد؛

اینها امروز خیلی باارزش است، درس است؛ اینها باید تدوین بشود، باید حفظ بشود و ان‌شاءالله برای نسلِ روبه‌رشدِ ما درس باشد.
به‌هرحال خیلی خوشوقتیم از اینکه بحمدالله این بزرگان دینی ما، مثل مرحوم حاج شیخ غلامرضا یزدی، از گوشه‌ی انزوای تاریخی دارند خارج میشوند.

واقعاً اینها در خبایای(جاهای پنهان و پوشیده) تاریخ و زوایای تاریخ منزوی‌اند؛ جز یک عدّه‌ی معدودِ کمی، کسی اینها را نمی‌شناسد؛ اینها را از این زاویه خارج کنید و معرّفی کنید و چهره‌های اینها را به مردم نشان بدهید.

اینها خورشیدند، اینها نورانی‌اند؛ وقتی‌که معرّفی بشوند، تابش اینها یک عدّه‌ی زیادی را ان‌شاءالله هدایت خواهد کرد.

بیانات عبدصالح الهی امام خامنه ای مد ظلّه در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی ملی بزرگداشت آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی).

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.