یکشنبه, ۲, مهر ۱۳۹۶

گزارش جلسه ششم کیمیای نظر

بسمه تعالی

گزارش سلسله جلسات «کیمیای نظر»:شرح زیارت امین الله(جلسه ششم) کانون دانش پژوهان نخبه

به گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه دوره جدید سلسله جلسات اخلاقی، معرفتی کانون با عنوان «کیمیای نظر» در سال ۹۳ آغاز شد و این جلسات در اولین شنبه هر ماه قمری برگزار خواهد شد. نخستین جلسه سال ۹۳ هم زمان با روز شهادت امام هادی علیه السلام در اولین شنبه ماه رجب، برگزار شد. موضوع اصلی این جلسات به شرح معارف زیارت امین الله اختصاص یافته که در سیر رشد و تکامل این مجموعه اتفاقی مهم محسوب می شود. به گزارش این سایت، حاج آقا جلسه را با هدیه چهارده صلوات به بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه آغاز  و ثواب قرائت سه مرتبه سوره توحید را به حضرت هادی صلوات الله علیه هدیه فرمودند. سخنران محترم هدف انتخاب شرح زیارت امین الله را توسل یافتن به وجود مقدس امیرالمؤمنین دانستند تا از این طریق مورد عنایت خاصه حضرت قرار گیریم و سپس به شرح این فراز از زیارت پرداختند که : «وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ» (سلام بر آن آقای بزرگواری که حجت خدا بر بندگان است ) ایشان در شرح این فراز فرمودند: این حجت بودن را امیر المؤمنین در کلام خویش دارند که در جایی می فرمایند: «أنا حجت الله» و در جای دیگر می فرمایند:«أنا حجت الله عظمی» یعنی آن حجت عظمای الهی من هستم .در زیارت جامعه کبیره که از وجود مبارک امام هادی سلام الله علیه نقل شده این تعبیر حجت الله زیاد تکرار شده است گاه تکرار یک تعبیر مخلّ فصاحت و بلاغت اما در زیارت جامعه تکرار برای آنست که زائر امام معصوم این مفهوم حجت الله در جانش رسوخ پیدا کند ایشان در ادامه حجت را به معنای دلیل و برهان دانستند و از قول علما فرمودند: حجت به معنای « ما یصحّح الأحتجاج به» می باشد (یعنی چیزی که بشود به آن استدلال کرد) این احتجاج طرفینی است یعنی هم از ناحیه حضرت حق به بنده است و هم از طرف بنده نسبت به حضرت حق می باشد. حاج آقا در توضیح این مطلب افزودند که در آخرت اگر از بنده سوال کردند که چرا این کار را انجام دادی اگر بگوید که چون امیرالمؤمنین فرموده است از او می پذیرند اما اگر بگوید دلم خواست و یا پدرم اینطور گفت و یا رفیقم اینگونه راهنماییم کرد این ها قابل احتجاج نیست این تعبیر حجت الله ما را هدایت می کند به دو مسئله: مسئله اول نیاز بندگان خدا به حجت است که اگر نیاز نداشتند جعل حجت امر لغوی می شد و دوم این که چه چیزی می تواند شایستگی حجت بودن را داشته باشد ؟ جواب آنست که چیزی می تواند شایستگی حجت بودن را داشته باشد که مجعول الهی باشد. لذا در باره حضرت امیر المؤمنین تعبیر می کنیم به «حجت الله» یعنی اینها کسانی هستند که خدا برای ایشان جعل حجت کرده است و قابل احتجاج هستند حاج آقا در ادامه افزودند: تعبیر بزرگان اهل معرفت آنست که ما یک حجت ظاهری داریم که همین ارسال رسل و انزال کتب است و یک حجت باطنی داریم که همان عقل است و از طرفی قرآن کریم می فرماید « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ » خلقت انسان هدفمند است و باید استعداد های بالقوه اش بالفعل شود تا انسان بالفعل شود و سوال اینجاست که آیا حجت باطنی می تواند درهای معرفت و کمال را به روی انسان باز نماید و می تواند انسال را به کمال عبودیت و شهود حضرت حق برساند؟ هم از قرآن و هم از کلمات معصومین استفاده می شود که عقل به تنهای کافی نیست و عقل نیازمند به وحی است مشاوره به تنهایی کافی نیست مشاوره نیازمند به وحی است این مطلب را جمال العارفین و مفسر بی بدیل مرحوم علامه رضوان الله علیه در تفسیر المیزان تصریح فرموده اند در جلد ۵ المیزان می فرمایند: «عقل به تنهایی، بدون راهنمایی انبیائی که ار ناحیه خدای متعال مبعوث شوند و شرایعی را بیاورند نمی تواند بشر را اداره کند» عقل به تنهایی نمی تواند بشر اداره کند و نیاز مند به وحی است. یکی از علمای اهل سنت حاکم حسکانی (صاحب کتاب شواهد التنزیل) است که علمای اهل سنت از او با عظمت یاد کرده اند روایتی از نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه) روایتی نقل نموده که هم به درد امامیه می خورد و هم به درد اهل سنت؛ روایت این است: «خداوند امیرالمؤمنین سلام الله علیه و فاطمه زهرا سلام الله علیها و فرزندانشان تا خاتم الأوصیا  را حجت قرار داده است بر خلق. که کارشان آنست که درهای علم اند در میان امت من» . که با همین روایت بساط این فرقه های انحرافی جمع می شود تا بفهمند برای رسیدن به کمال عبودیت در چه راهی باید گام بردارد . این روایت را رسول خدا می فرماید کسی که استاد بزرگوار ما از مرحوم علامه می فرمودند: اگر چیزی بالاتر از این چیزهایی که پیامبر داشت وجود داشت خداوند آن را به رسولش می داد چراکه اشرف کائنات، اقرب کائنات و کسی است که لولاک لما خلقت الأفلاک در حق او نازل شد این پیامبر راه را دارد نشان می دهد می فرماید:« هرکه از اینها(امیر المؤمنین و فاطمه زهرا و فرزندان ایشان) طلب هدایت کند به صراط مستقیم راه پیدا می کند» ... محمد گرمسیریان لولاک لما خلقت الافلاک این صراط مستقیم همان چیزی است که ما در نمازهای یومیه از خدای متعال تقاضا می کنیم . اینکه بعضی می گویند: سیر سلوک با قرآن تناسبی ندارد غلط است چراکه اهل معرفت چیزی غیر آنچه قرآن بیان می کند نمی گویند می فرمایند این صراط مستقیم در سوره یاسین معنا شده است :«و إن اعبدونی هذا صراط مستقیم » و مرحوم علامه می فرمودند:« که ما در عالم مدالی بالاتر از مدال عبودیت و بندگی نداریم». ایشان این نکته را برای جمع نخبگان المپیادی بسیار مهم ارزیابی نمودند و فرمودند: بدانید که از همه این مدال های المپیادها و حتی بالاتر از آنها از نعمتهای بهشتی چیزی هست که بالاتر است و اون کمال عبودیت و کمال بندگی است که در سیر سلوک تمام همّ و غمّ سالک آنست که به مقام بندگی برسد و بشود بنده وقتی بنده محض شد صرفٌ و کفٌ محض شد آنجاست که «درِ شهود» به روی او باز می شود و علم حصولی او نسبت به حضرت حق می شود علم حضوری و حجاب ها کنار می رود حاج آقا در ادامه قول و فعل و تقریر و امضای امام معصوم را قابل احتجاج دانستند و جمع این سه را «سنت» نامیدند  و فرمودند: کار این حجت آنست که بیاید انکسار، ضعف و نقص های بشر را جبران کند و بشر را به کمال عالی عبودی برساند ایشان در ادامه به طرح این پرسش پرداختند که: در دوران حضور امام حجت مشخص است اما در دوران غیبت امام چه کار باید بکنیم؟ و این نیاز به حجت در دوران غیبت امام از چه طریقی باید تأمین بشود و از چه طریقی باید تدبیر بشود؟ در جواب به این پرسش فرمودند: این تدبیر به عهده حجت الله است یعنی امام غایب که امام زمان و زمانیّات است برای دوران غیبت کبری که یک زمان طولانی است باید تدبیر نماید که اگر تدبیرننماید تمام زحمات انبیاء و اولیاء الهی از بین خواهد رفت! بله ایشان تدبیر کرده اند که این تدبیر توقیعی است از جانب حضرت بقیه الله (روحی و ارواحنا لمقدمه فداه) که این روایت از نظر دلالت، شهرت فتوایی دارد و از نظر سند نیز شهرت روایی دارد لذا قابل خدشه نیست. با روشن شدن این روایت خواهید دید که ریشه منحرف شدن خیلی از افراد برای فاصله گرفتن از این روایت است و ریشه انحرافِ اونهایی که اول انقلاب همراه امام بودند حالا با نقل خاطرات دارند زحماتی را که کشیده اند به باد می دهند در همین فاصله گرفتن از این روایت می باشد. روایت اینست: «أمّا الحوادث الواقعه» این حوادث قید ندارد حادثه هایی که رخ می دهد. که این حوادث یا مربوط به جنبه افتاه هست و یا مربوط به حوزه قضا هست یا مربوط به حکومت و از این سه حوزه خارج نیست این را حجت الله و بقیه الله می فرماید و تدبیر برای دوران غیبت کبری است . حال چه باید بکنیم «فارجعوا فیها إلی رواه أحادیثنا» بروید سراغ فقیه جامع الشرایط تا راه را گم نکنید که این یعنی همان ولایت فقیه . آیا این ولایت فقیه را برای اینکه در قانون اساسی آمده باید بپذیریم؟ نه!  در دوران میرزای شیرازی که که فتوای تنباکو دادند که این قانون اساسی که نبوده! چه شد که مردم عمل کردند! حتی کنیزها سر قلیانها را شکستند! برای ذیل این روایت است. آقایان و خانم ها و جوانها نباید از این فاصله بگیریم تمام ارزشهایی که در دوران دفاع مقدس خلق شد برای این بود که این جوانها با ذیل این روایت گره خورده بودند . ذیل روایت این است: «فإنهم حجتی علیکم»(که ولی فقیه حجت من بر شماست و بدانید که)«و أنا حجت الله» و بدانید که من از طریق فقیه جامع الشرایط که امروز گفته می شود «ولی فقیه» اعمال حجیّت می کنم. این جا دیگر بحث قانون اساسی نیست اینجا بحث شخص نیست بحث حجت الله مطرح است کأنّه امیر المؤمنین، مالک أشتر را فرستاده و فرموده اند: به عنوان نماینده من از او تبعیت کنید. این همان مسئله ای است که در این ۳۵ سال انقلاب و در تمام ادروار گذشته هرکسی که با ولایت به هر مقدار که زاویه پیدا کرد انحطاط پیدا کرد چون با ولی عصر زاویه پیدا کرد چراکه: «فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّه الله علیهم » این است که حسین فهمیده را زیر تانک می برد اینست که چمران را با آن ضریب هوشی بالا از آمریکا می کشاند لبنان و بعد می آورد ایران و بدون توجه به داشته های علمی خود مثل یک بچه رزمنده در میدان حضور پیدا می کند و به درجه رفیع شهادت می رسد لذا در تحلیل ها رصد کنید اینها را و ببینید که چگونه بعضی مغالطه می کنند یکی از همین آقایان محترم چندروز قبل در یک مصاحبه تلویزیونی تعبیر کردند: « در حوزه سیاست خوش بینی و بد بینی معنا ندارد بلکه انسان باید واقع بین باشد» صورت این جمله خیلی آرایش شده است و جذاب است اما مغالطه اش اینجاست که وقتی رهبری می فرماید «من به این مذاکرات خوشش بین نیستنم» این بر پایه توهم است!؟ و یا نه! بر پایه واقع بینی و تجربه ۳۵ ساله است (حالا قبل از انقلابش را کنار بگذاریم) در حوزه سیاست انسان هم باید خوش بین باشد و هم بدبین، یعنی هم خوش بینی راه دارد و هم بد بینی، منتها خوشبینی و بدبینی که مبتنی بر واقعیت باشد این که رهبری می فرماید من خوش بین نیستم این مبتنی بر واقعیت است چراکه تجربه شده است اینها. پس ذیل این روایت را نباید فراموش کنیم و این باید باور قلبی مان باشد و بحث شخص مطرح نیست بحث حجت الله مطرح است در سیر عبودی ما بدون حجت نمی توانیم گام های عملی برداریم حتی اگر اهل معرفتی در جایی احتیاط می کند این احتیاط او نیز بر اساس ملاکاتی است که یا از عقل و یا از وحی گرفته است این که عرفانهای کاذب رخ می دهد و بعضی جذب می شوند برای این است که حجت را گم می کنند حجت را پیامبر معرفی کرده اند زیارت امین الله معرفی کرده و در دوران غیبت نیز این مسئله معرفی شده است و تدبیر شده برای دوران غیبت کبری. انشاالله ادامه این بحث را اگر عمری باقی بود در اولین شنبه ماه شعبان ادامه خواهیم داد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*