سه شنبه, ۹, خرداد ۱۳۹۶

هر چه فریاد داریم سر آمریکا سر دهیم

مرور ماجرای هسته ای کشورمان طی حدود چهارده سال گذشته همواره با دو نگاه همراه بوده است. یک نگاه اینکه برخورد غرب با این مساله ریشه در نگرانی های واقعی از گسترش سلاح اتمی دارد و ایجاد اطمینان در خصوص صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران می تواند پایان بخش این پرونده باشد و یا حداقل اگر بهانه هم بوده،بهانه را از دست آنها بگیرد.
نگاه دوم اما بر این باور استوار بوده است که غرب بهتر از هر کس دیگر می داند که ایران اراده‌ای برای انحراف از فعالیت های صلح آمیز هسته‌ای خود ندارد و از آنجاییکه مشکل غرب با جمهوری اسلامی مشکل مبنایی است،این پرونده صرفا” بهانه‌ای برای فشار به جمهوری اسلامی ایران است و اگر این بهانه هم از بین برود بهانه و بهانه‌های دیگری را برای ادامه این فشارها علم خواهند کرد.
حال اگر به دو سه سال قبل برگردیم به مشابه این تعابیر زیاد بر می خوریم که حل مشکلات اقتصادی کشور و گشایش در معیشت مردم حتی حل مساله آب! در گرو حل مساله تحریم هاست.و رفع تحریم ها هم یک راه بیشتر ندارد؛ آنهم تعامل با جهان_مذاکره با آمریکا _است.
البته مبتنی بر دونگاه مذکور، بر سر این گزاره هم در داخل کشور اتفاق نظر وجود نداشت.
سرانجام از آنجاییکه هم رییس‌جمهور منتخب در شعارهای انتخاباتی خود وعده رفع تحریم ها از طریق تعامل با جهان را داده بود و هم در ذهن عده‌ای این شبهه بوجود آورده شده بود که ایران لجبازی می کند و گرنه این مشکلات از طریق مذاکره قابل حل است؛نظام،هم برای احترام به رییس‌جمهور و رای دهندگان به وی و هم برای رفع آن شبهه،برای نخستین بار به دولت یازدهم اجازه مذاکره مستقیم و علنی با آمریکا را داد. رهبری نظام به این اجازه بسنده نکردند و علاوه بر حمایت و البته هدایت مذاکره کنندگان، در کشاکش مذاکرات هسته ای هرگاه منتقدین از مسیر انصاف خارج می شدند و یا عرصه را بر مذاکره کنندگان تنگ می کردند رهبری به مدد آنها آمدند و منتقدین را مهار نمودند.
بالاخره مذاکرات پس از افزون بر دو سال کش و قوس های مختلف به نتیجه مورد نظر دولت و شخص رییس جمهور رسید و برجام امضا شد!
این دستاورد برای ریس دولت آنقدر ارزشمند و تاثیرگذار مینمود که به دست اندرکاران مذاکرات، مدال لیاقت بدهد و آنرا “دستاورد بزرگی برای تاریخ دیپلماسی جهان” قلمداد کند و همایش “اجرای برجام،فصلی نو در اقتصاد ایران” را برگزار نماید!
دکتر روحانی کمتر از یک روز بعد از اعلام بیانیه لوزان، در یک گفت و گوی تلویزیونی به صراحت گفت:همه تحریم های اقتصادی در روز اول اجرای توافق،لغو خواهد شد.
پرسش مهم امروز این است که آیا زمان ارزیابی برجام فرارسیده است و به عبارت دیگر آیا برجام به فرجام رسیده است؟آیا در شرایط کنونی می توان ادعاها و وعده های داده شده و همچنین میزان پایبندی طرف های غربی بویژه آمریکا به تعهدات و نقش تحریم ها در مشکلات اقتصادی کشور را ارزیابی کرد؟
در برابر این پرسش سه پاسخ وجود دارد.
پاسخ اول،پاسخ رییس جمهور محترم است. پاسخ مثبتی که اعضای تیم مذاکره کننده هم با این غلظت با آن موافق نیستند!
جناب آقای روحانی شاید به این دلیل که مهمترین دستاورد حدود سه سال ریاست جمهوری خود را در برجام می بینند، بر این باورند و یا حداقل چنین وانمود می کنند که برجام به “فرجام”رسیده است و باید سراغ برجام های دو و سه و…رفت!
آخرین جمع بندی رییس‌جمهور در باره برجام،در سفر چند روز پیش وی به سمنان ارائه شد.به گفته جناب روحانی، زنجیرهای تحریم گسسته شده و روابط بانکی با بانک های جهانی یکی بعد از دیگری گشوده می شود. آقای روحانی همچنین بر این باور است که در همین سه ماه که از اجرای برجام سپری گشته گشایش های فراوانی حاصل شده است.
پاسخ دوم که اظهارات مکرر مقامات دولتی از جمله وزیر امور خارجه هم موید آن است و آقای سیف به عنوان با صلاحیت ترین مقام حقوقی مهر تایید بر آن زد از این حکایت دارد که برجام صرفا” روی کاغد به نتایجی دست یافته است اما نه تنها به فرجام نرسیده بلکه هنوز”تقریبا”هیچ” اتفاقی نیفتاده چرا که آمریکایی ها نه تنها خود در انجام تعهداتشان تعلل جدی دارند بلکه مستقیم و غیر مستقیم به کشورهای دیگر فشار آورده تا مانع رفع تحریم ها شوند.
پاسخ سوم هم می تواند پاسخی محتاطانه باشد که زمان طی شده را برای ارزیابی کافی نمی داند و همچنان با صبر و انتظار و خوف و رجا برجام را دنبال می کند!
سخن ما با جناب روحانی و همه آنهایی که برجام را موفق و تمام شده ارزیابی می کنند این است که اگر برجام به نتیجه رسیده است چرا مردم ثمرات آنرا در زندگی خود احساس نمی کنند؟چرا هیچ اتفاقی در حوزه رونق اقتصادی مشاهده نمی شود و تقریبا” هر روز اخباری مبنی بر تعطیلی واحدهای تولیدی و بیکار شدن عده ای، آزارمان می دهد؟چرا به گفته وزیر خارجه آمریکا از دهها میلیارد دلار دارایی ایران در بانکها ی خارجی تنها سه میلیارد دلار به ایران پرداخت شده؟چرا بانکهای اروپایی و آسیایی همچنان از تعامل با ایران استنکاف می ورزند و به قول شما کماکان معاملات به شیوه قرن نوزدهم از طریق صرافی ها انجام می شود؟ چرا بیمه کشتی ها و کالاهای ایران کماکان با موانع قبلی مواجه است و دهها چرای دیگر! و اگر به قول جناب روحانی فقط سه ماه از برجام گذشته و نه سی سال و هنوز زمان برای ارزیابی کافی نیست چرا شما آنرا به فرجام رسیده تلقی می کنید و این همه در ستایش آن دیگران را محکوم می کنید و در پی سریال برجام هستید؟!
واقعیت این است که برجام زمانی به سرانجام مورد نظر خواهد رسید که طبق وعده انتخاباتی رییس جمهور هم سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ زندگی مردم. و چون علاوه بر توقف بخش هایی از صنعت هسته‌ای کشور و کند شدن برخی بخش های دیگر،هنوز هیچ دستاورد مشهود و موثری در اقتصاد و معیشت مردم سراغ نداریم پس هنوز اندر خم یک کوچه ایم!
بگذریم که دولتمردان پس از لوزان البته به درستی یادشان آمده که حتی در صورت رفع کامل تحریم ها و عدم بهانه جویی های جدید،صرفا” بخشی از موانع از میان برداشته خواهد شد و حذف بخشی از موانع الزاما” بمعنای حرکت در مسیر رشد و پیشرفت نیست!
سخن آخر اینکه این یادداشت برخلاف صراحت در نقد حمایت بی محابای رییس جمهور از برجام؛هدف اصلی اش تاکید بر بی اعتمادی به امریکا و بدعهدی های دولتی است که تمام قد در برابر منافع کشور و مردممان ایستاده و به رغم حسن نیت دولتمردان دولت یازدهم ذره ای از دشمنی و کینه توزی دست بر نداشته است. رقابت های این روزها در آمریکا هم نشان می دهد اختلاف نظرها فقط بر سر نحوه ادامه دشمنی با ایران است و نه اصل آن!
ما به توصیه امام راحل(ره) بر این باوریم که هر چه فریاد هست باید سر آمریکا سرداد و درخواستمان از دولتمردان یازدهم و بویژه رییس‌جمهور محترم هم آن است که با این فریادها همنوایی شوند و بیش از این به شیطان بزرگ دل نبندند؛چرا که دولتمردان امریکا ثابت کرده‌اند حتی برای امتیاز به برخی جریان های همسوی داخلی حاضر به دست برداشتن از خصومت با اصل نظام و انقلاب نیستند!

مهدی فضائلی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*