چهارشنبه, ۲۲, آذر ۱۳۹۶

جارچی ۱۱

سلامی قبل هر کلامی

سلامی گرم به گرمای این روزهای بازار ارز و سکه و طلا ، سلامی پرشور و نشاط به پرشوری مردمی که همیشه در صحنه اند و انقلاب یارانه ای رو رقم زدند! ، سلامی شاد و خندان به شادی مسئولین بلندپایه ای که این روزا سعی دارن خودشونو کنترل کنن و جدی نشون بدن! و سلامی سبز به سبزی و سرزندگی دلهای بهاری همه ی بروبچه های باصفای کانون که در این روزهایی که کسی حواسش به قسمت دوم شعار امسال نیست با عزمی جدی و مدیریتی جهادی به جنگ بی فرهنگی شتافتند ؛ مخاطبان جارچی سلام.

این جارچی یازدهمه که شما می خوانید و اولین جارچی در سایت جدید. راستی سایتمون مبارک! پیام تبریک ها کم بودا ! رفقا درسته ما داریم مخلصانه(!) کار می کنیم ولی شما هم کم نذارید! دوتا کامنت گذاشتن که کاری نداره! به هرحال تبریک ویژه ای میگیم به خودمون، ایشالا در تمام مراحل زندگیمون موفق باشیم و دست حق همراهمون!

جار اول

جار اولمون رو اختصاص میدیم به تبریک و تهنیت و شادباش. بابا دمتون گرم ؛ عجب رفقای سرحالی داریم ما! من نمیدوم کی گفته سن ازدواج رفته بالا و یا داره میره بالا؟! ما که داریم می بینیم زمان هرچه جلوتر میره سن ازدواج بچه های کانون پایین تر میاد! تازه سن بابا شدن ها هم که خیلی وقته پایین اومده! درب این مرکز آمار رو گِل بگیرن!

نمیدونم از کجا شروع کنیم تبریکاتمون رو؟ از دوره های مختلف خبر های خوش ازدواج و عقد و خواستگاری های با نتیجه ی مثبت و پیدا شدن گزینه های مناسب و غیره رسیده! اما با توجه به اینکه دست و بال جارچی رو کمی بستن و نمی ذارن خواستگاری رفتن ها رو افشا کنه ، فقط به عقود بسنده می کنیم.

31064907018104965811

از  پیشکسوتان عرصه ازدواج شروع می کنیم؛ جایی که دوره ۹ ایها تونستن یه تنه به اندازه ی کل دوره های کانون خواستگاری برن و آلبومشون همین روزاست که بیرون بیاد!  چند روز پیش بود که آقا کریم به بنده زنگ زد و از نحوه ی تهیه ی حلقه ی نقره سوالاتی پرسید! بعدشم خبر عقدش اومد و ایشون با تعلّل بسیار بالاخره به جمع متاهلان کانون پیوست. این عقد میمون و مبارک رو به ایشون و خانواده ی محترمش تبریک و تهنیت عرض میکنیم و برای ایشون و خانواده آرزوی خوشبختی داریم . همچنین برای شادی روح پدرشون هم صلواتی نثار می کنیم.

درضمن مراسم جشن ایشون روز ۵شنبه یازدهم اردیبهشت در تالار کوثر یاخچی آباده! همگی دعوتید!! حواستون باشه اینا رسم دارن هرکی میاد باید دست کم ۵۰هزار بندازه ها!! گفته باشم…

متن کارت دعوت آقاکریم:

نرم نرمک رسید از ره بهار، خوش به حال روزگار، ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی در بهار!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(( این قسمت از متن به جهت جوشش ذوق هنری جارچی، در تفسیر شعر  توسط  ممیزی سایت حذف شد  ))56386481801608399539

اما نفر بعدی کیست؟ این آقا رو البته در قسمت نظرات جارچی قبل لو داده بودیم ولی به هر حال می طلبید در جارچی ۱۱ مفصلاً به ایشون هم تبریک بگیم. از دوره ۱۲ کانون ، جایی که آقای محمدرضا کاف با اقتداری مثال زدنی در بهت همگان (!) توانست به خیل عظیم متاهلان کانون بپیونده. شخصیت این فرد واقعا در نوع خودش بی نظیر و جالبه. به طوری که هیچ احد الناسی اصلاً باورش نمی شد که محمدرضا ازدواج کنه! چه برسه به اینکه ” زود به موقع ” ازدواج کنه! در هر صورت تبریک ویژه ی یه مسئول دوره ی پیر به دانش آموزش می تونه دیدنی باشه و شما همین الان شاهد این واقعه هستید؛ محمدرضای عزیز زندگی جدیدت مبارک. (شیرم حلالت پسرم!! )

اما در نقطه ای دیگر از این کره خاکی و در جوار سید الکریم(ع) بخت یک جوانی باز شد(چی داری میگی جارچی! اصلاً گره نخورده بود که باز بشه، یعنی اصلاً مهلت نداد نخ ها بهم برسه چه اینکه گره بخوره!!). اما این جوان کیست؟ او را در زبان رِی باستان شریفی می خواندند!121347_1

بعله! آقای شریفی از دوره ی ۱۴ کانون منطقه بیست با سرعتی بیش از اوسین بولت توانست به سرمنزل مقصود برسه و رکوردی خیره کننده از خودش بجا بزاره! این ازدواج که در تاریخ کانون ها “زود به موقع” ترین ازدواج ثبت شده تا به امروز بوده در ابتدای همین هفته صورت گرفته و عقدش رو خوندن.

آقای الف.شریفی به شما و خانواده ی محترمت تبریک می گیم و برای شما آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری داریم.

این بود جار اول. فک کنم کسی از قلم نیفتاد. البته یه خبرایی از آقای میم.نون (واو.ه.ی!) از دوره ۱۱ بود که هنوز سندش قطعی نیست!

جار دوم

شنیدید کانون جهانی شده؟ دم هممون گرم! با غیرت بچه ها رفتیم ایشالا برا جام جهانی . این واقعه نوید بسیار خوبی است برای پیوستن نخبگان جهان به شبکه ملی نخبگان (یعنی ما).images

خبر رسیده در چند روز گذشته تیمی خارجی متشکل از مجموعه های تربیت محور از کشورهای همسایه مثل پاکستان و عراق و حاشیه ی دریای خزر و حواشی خلیج فاس و … برای کسب تجربه و کپی برداری از کار مجموعه ی کانون دانش پژوهان نخبه به کانون آمدند و آقا محمدقلی و دوستان از این میهمانان پذیرایی کردند.

تا به امروز مجموعه های داخلی زیادی از استان های مختلف مثل مشهد ، اصفهان ، قم و غیره برای آشنایی با نرم افزار داخلی مجموعه به کانون اومده بودن ولی با اومدن این تیم خارجی به کانون ، اخبار کانون و نرم افزار کانون جهانی شد. این واقعه ی مهم رو به مسئولین کانون ها و بنیاد  و همچنین تمامی اعضای کانون دانش پژوهان نخبه تبریک و تهنیت عرض می کنیم. ایشالا همه با هم در رکاب امام زمان(عج) بریزیم دنیا رو بگیریم دستمون.

جار سوم47042_616

و اما در همین راستا (راستای جار دوم!)میشه به دعوت از کانون دانش پژوهان نخبه به شرکت در اجلاس اصحاب عشق اشاره کرد که باز در نوع خودش دستاوردی دیگر برای کانون و کانونی ها بود.

این اجلاس که به منظور رشد و هم افزایی مجموعه های برگزیده فرهنگی کشور در شهر مقدس قم برگزار شد در واقع فرصتی بود برای معرفی هر چه بیشتر کانون در محافل تربیتی  کشور. نکته مهم در این جلسه نقل قول حاج حسین یکتا از امام خامنه ای بود که حضرت آقا به ایشان تأکید فرموده بودند که به تقویت جمع هایی بپردازید که فعالیت های تربیتی و دانش آموزی دارند و فرموده بودند حتی در میان  هیئت ها، آنهایی را که  که فعالیت دانش آموزی دارند جدیتر مورد حمایت قرار دهید(نقل به مضمون).

در این اجلاس بسیاری از بزرگان ، فضلا و روحانیون صاحب نظر و صاحب سبک شرکت 72653-217053-1397726632داشتند که از آن جمله می توان به  آیت الله جزایری، استاد میر باقری حاج آقا پناهیان ، حاج آقا ماندگاری ، حاج علی اکبری، حاج حسین یکتا، وحید جلیلی و یامین پور اشاره کرد.

 

جار چهارم

و اما بگیم از اردویی که برگزار نشد! متاهلین قصد داشتن به تبعیت از دولت خدمت و امید! به اردویی یک روزه جهت رفع خستگی و تالیف قلوب در اطراف تهران برن که گویا با مشکل مکان روبرو شدن. به هرجهت ما همچنان منتظریم و مشتاق. اینم درنظر داشته باشید، با این سرعتی که بچه ها دارن متاهل میشن اگه تا دوهفته ی آینده نتونیم اردو بریم برای پیدا کردن مکانی که بتونه این همه آدم ظرفیت داشته باشه، باید منتظر افتتاح شهرهای رویایی پدید در تهران بمونیم!!

اما با این حال رفقا دست روی دست نذاشتن و خودشون به نوبت در منازل دوستان اردو می گیرن! هفته ی پیش خونه ی آقا سهیل بودیم. خوش گذشت…

جار پنجم

و اما بشنوید از کانون ها:

کانو114173989ن امام حسن مجتبی(ع) دست به کار بدیعی زده! الان اگه تشریف ببرید کانون۱۶ می بینید که برای ورود باید از میان انبوهی از درختان و گیاهان زیبا بگذری تا به محوطه اصلی برسی! رفقای کانون ۱۶ با ابتکاری نو و ارزان تونستن فضای کانون شون رو سبزتر و سرزنده تر کنن. از گل های شمعدانی و رز گرفته تا درختان میوه.

اما یه خاطره ی جالب بگم براتون از این مقوله! این طرح رو ما ۵ سال پیش زدیم! زمانی که مسئول کانون بودیم شورای اجرایی کانون دست بچه های دوره ۱۴ ای بود. بچه ها پیشنهاد دادن یه باغچه ی نقلی روی پشت بوم ۱۶ درست کنیم و گل بکاریم. یکی از بچه ها که خواست نامش فاش نشه گفت من عمویی دارم که تو شهرداری منطقه ۱۶ کار میکنه و میتونه برامون کود بیاره و گل هم. ما هم گفتیم بگو بیاره. روزی گذشت و ما از دانشگاه برمی گشتیم کانون. سرکوچه کانون که رسیدم دیدم یه کامیون ۱۰ تُن درحال خالی کردن مقدار زیادی خاک و کود جلوی در کانونه! صدای برخورد فک ما به زمین همانا و خون چشمان حاج آقای خوش عقیده همانا!! آقا یعنی مشت قربون و حاج خوش عقیده رو باید میدید، کارد می زدید خونشون در نمی اومد! ماهم خلاصه رفتیم در کمال آرامش ماست مالی کردیم و کامیون رو روانه ی شهرداری…

و اما کانون ۲۰: کی میگه از کانون سید الکریم خبری نیست؟ کی میگه کانون ۲۰ خوابیده؟ اینا رو کی گفته؟ خبرهایی هست که شنیدن داره و مایه هایی از عبرت. فکر کنم خبر دارا به شما هم رسیده ! دانش آموزی که به جرم عدم تیزی بودن اخراج شد و حتی خواهش های آقای فرجی هم در بازگرداندنش بی تاثیر بود!(اینو میگن اقتدار!!)

اما یه بحث کاملاً جدی: دوستان کانون بیستی! خواهشاً اخبارتون رو به سایت برسونید. بخدا ریا نمیشه! ما که میدونیم دارید کار می کنید، اردو می برید ، جلسه می زارید و…

بفرستید تا مهری باشد بر دهان یاوه گویان! (عجب پیام تیمیزی دادم!!)

از کانون ۱۴ چه خبر؟ شکر. همه چی رو به راهه و رفقا در پی جذب بیشتر دوره ۲۱ هستن. به امید خدا یه مکان بهتر هم برای کانون داره جور میشه که به همین زودی خبرش رو بهتون میدم.

جار ششم

و اما خبرهای گوناگون:

– نگید که کسی دکترا قبول نشده. شنیدیم که یه سری از دوستان در آزمون دکترای امسال شرکت کردن و مثل اینکه جدی هم بودن. اما خبرش به ما نرسید که قبول شدن یا نه. به هر حال اگه خبری دارید به ما بگید.

– آقا پیمان هم مدتی است سرباز شده و داره به کانون خدمت میکنه. اینو ویژه گفتم چون میدونم پیمان طرفدارای خاص خودشو داره!

– دوستان دوره ۹ ای و ۱۰ ای و احیاناً ۱۱ ای که در آزمون ارشد هم شرکت کردند ، منتظرن تا جواباشون بیاد. ایشالا اواخر این ماه در  جارچی ۱۲ خبر رتبه های خوبشون رو بهتون میدیم.

یادگاری:

یادگاری این هفته مون از اردو های مختلف کانونه. عکس اول از دوره ۷ ای هاست که در اردو شمال سال ۸۴ گرفته شده و این چهره ی آفتاب سوخته ی یکی از مسئولین مملکتی است! شما حدس بزنید!؟

اما عکس های بعدی مون رو آقای موحدی خو برامون فرستادن که ازشون مچکریم. توضیحاتی درباره ی هر عکس برامون نوشتن که بسیار کار خوبی کردن.

شما هم برامون عکس بفرستید و سعی کنید داستان مربوط به عکس رو هم برامو بنویسید.

 

 

Ordo Shomal 84-5- 429

اردو مشهد88 (2)

ترمینال مشهد89

۲۴ نظر

  1. با سلام خدمت جارچی

    خاطره ای که راجع به درست کردن باغچه در کانون امام حسن در دوران مسئول کانونی شما رخ داد کمی ناقص بود .

    علاوه بر خاک و کود ، ۲۰۰عدد آجر هم بود .

    بعد از تخلیه کامیون و داد و بیداد مش قربون ، چون کامیون رفته بود و دستور بر سریع جمع کردن خاک و آجر و کیسه کود

    بود،مجبور شدیم با ۲تا استانبولی خاک ها را موقتا به بالای کانون ببریم و آجرها هم کنار حسینیه چیدیم .فرداش که

    ماشین شهرداری برای جمع کردن آجر اومد سریع خاک ها رو هم ریختیم داخلش و کیسه های کود رو بهشون دادیم .اگه

    همونموقع به ما کمی فرصت میدادن الان کانون امام حسن واسه خودش باغ داشت .تازه به حرفای ما دوره ۱۴یی ها

    رسیدن و دوباره میخوان باغچه درست کنن (البته با ضریب امنیت بیشتر) .هیچوقت قدر دوره ۱۴یی ها رو ندونستن .

  2. آقا دمتون گرم
    علی اقا خو دمه شما هم گرم

  3. عالی بودی جارچی!
    مثل همیشه…
    خدا خیرت بده…

  4. از همین تریبون به آقا زیزوی خودمون تبریک میگم!

  5. سلام به همه
    خدا بگم چکارتون نکنه! منه پیر مرد رو همش اذیت می کنید… تو حسینیه مراسم می گیرید تمیز نمی کنید، تمیزم می کنید کامل تمیز نمی کنید ، وقت و بی وقت پشت در می مونید میاید در خونه ی من پیرمرد کلید می خواید، توی کوچه سرو صدا می کنید و …
    اگه به حاج بهزاد نگفتم؟!..

  6. سایت جدید مبارک
    البته این اولین باره به سایت خودمون سر میزنم
    علی خو دمت گرم
    خاطراتی رو زنده کردی
    یه دیالوگ معروف هم بود تو اون سفر که میگفت
    “بچه ها شبه آخره هااا”
    و همچنین خاطرات کلیپ سازی دوستان دوره ۱۳ تو قطار برگشت 🙂

  7. سلام
    خداقوت
    عکس دوم یک سری خاطرات هم داره دوستان اجازه ندادن بنویسم
    فقط اینو بگم که تولد آقا حامد شاهمرادی بود و ماجرای یکی از دوستان با سه تا کتاب و یک عدد گونی وپنجره ی قطار و ….
    بیش از این اجازه توضیح ندارم…
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل….

  8. به نظر من متن جارچی داره از درون مایه ی طنز خودش خارج میشه و به یک گاهنامه تبدیل میشه …
    جارچی های قبلی جذاب تر بودن …
    اما خداقوت داره که هنوز ادامه داره و هنوزم طرفدارای خودشو داره …
    در ضمن
    در زمان اتفاق افتادن اون خاطره باغچه لازم میدونم این نکات رو اضافه کنم :
    ۱- ما تو کانون نشسته بودیم که این خبر هولناک رو به ما دادن ( آمدن کامیون کود )
    ۲- خود من (!) با کمک چند تا از دوستان داشتیم زحماتِ گاوهارو جابه جا میکردیم …
    ۳- خود من (!) با کمک چندتا از دوستان داشتیم زحماتِ گاوهارو جا به جا میکردیم …
    ( اولی بردن بود به بالا پشت بوم کانون ، دومی بردن بود به سر کوچه )
    ۴- تا یه هفته بوی زحماتِ گاوهارو میدادیم … ((( من و همون دوستان )))
    ۵- خود این آقای جارچی مارو بیچاره کرده بودن با این طرحشون … گفته بودن میخوان جنات تجری من تحت الانهار راه بندازن اون بالا !!! همون جایی که ولش کنی میاد این پایین . یکی نبود بگه آخه این چه طرحیه ! مگه اونجا برج دبی بود ؟

  9. آقا هادی خاطرات کلیپ سازی تو راه رفت به مشهد بود فک کنم

  10. قضیه اون تشت که دست آقا محمدرضاس از این قراره که این بنده خداها می خواستن هندونه ی خنک بخورن ، هندونه رو می خرن میگن چه جوری خنکش کنیم میگن بیاید یه تشت بخریم توش آب خنک بریزیم و بعد هندونه رو بندازیم توش تا خنک بشه .
    خوبه حالا به ذهنشون نرسید حوض بخرن به جای تشت.:)))))

  11. سلام
    خدا قوت
    ممنونم از این که خبر ازدواج بنده رو اعلام کردید
    امیدوارم اونایی که وقتشون رسیده دست دست کردن رو کنار بذارن و با چشم باز وارد گود بشن
    عاقبتتان بخیر
    یاعلی

  12. من حاضرم در مقابل مبلغی نه چندان کم فایل ازدواج دوره ۱۴ بانک اطلاعاتیم رو در اختیار بزارم :-))))

  13. یعنی داریم ؟؟؟؟؟!!!!!

    بانک اطلاعاتی دوره ۱۴ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    به حق چیزای نشنیده …

  14. در مشهد: راجع به خاطره کلیپ بماند کی عامل بود(ند) ولی عجب صفایی داشت…..نماز صبح برگشت عرفان…عشق…حرکت…گلرنگ

  15. سلام چرا دیگه جارچی نمیگذارید؟!!

  16. میگم جارچی رو بذارید ۱۱ مرداد تا ۳ ماه بشه … چه وضعشه آخه داداش!؟

  17. باسلام

    از این پس می توانید آخرین اخبار دستاوردهای کشور عزیزمان را در سایت ایران توانا http://iranetavana.ir دنبال کنید و به کشور خود افتخار کنید.

    باتشکر
    مدیر پایگاه خبری دستاوردهای ایران

  18. چرا دیگه نمیذارین چارچی؟
    خیلی جذاب و خوب بود
    یکم فعال باشید دگ..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*