دوشنبه, ۲۷, آذر ۱۳۹۶

به مناسبت سالگرد شکست آمریکا در طبس: شن ها مأمور خدا بودند

نباید بیدار بشوند آنهایى که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده ‏اند؟ کى این هلیکوپترهاى آقاى کارتر را که مى ‏خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند، شن ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست/مى‏ خواهیم چه کنیم روابط داشته باشیم با آنهایى که مى‏ خواهند ما را بچاپند؟/ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت، و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادی‏مان را حفظ بکنیم، یا خیر، بنده آقاى کارتر و امثال او از ابرقدرتها باشیم و زندگانیهاى فلان و کذا داشته باشیم، ما آن را ترجیح می‏دهیم/اگر ما این آزادی و استقلال را حفظش نکنیم، قدردانى از نعمت خدا نکرده ‏ایم/خدا نکند که دستهایى که الآن در کار هست و میخواهند شما را مأیوس بکنند، اینها در این شیطنتشان پیروز بشوند، و شما را از آن حالى که در اول انقلاب داشتید منحرف کنند، که آن روز، روزى است که خداى تبارک و تعالى عنایتش را خداى نخواسته از شما بر مى ‏دارد و شما به همان حالها مى ‏افتید. حفظ کنید؛ حفظ کنید آن حالى که در اول نهضت داشتید. شما نهضت براى شکم نکردید.

زمان: صبح ۱۴ خرداد ۱۳۵۹/ ۲۰ رجب ۱۴۰۰

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: وحشت کارتر از محاکمه افراد مستقر در لانه جاسوسى- نهراسیدن ملت ایران از تهدیدات خارجى‏

حضار: هیأت هاى نمایندگى شرکت‏ کننده در کنفرانس بین المللى بررسى مداخلات امریکا در ایران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من باید تشکر کنم از آقایانى که زحمت کشیدند و به کشور خراب مظلوم ما آمدند.ان شاء اللَّه خداوند توفیق بدهد به همه که به راه حق بروند و از مظلوم ها طرفدارى کنند در تمام کشورها. …

نهراسیدن ملت ایران از دخالت نظامى و حصر اقتصادى‏

ملت ما الآن قیام کرده است و نهضت کرده است، و من امیدوارم که پیش ببرد و هیچ قدرتى نتواند در ایران دیگر آن کارهایى را که می ‏کرد بکند. آقاى کارتر و امثال او الآن تمام همّشان این است که دوباره آن مسائل را برگردانند که در زمان شاه مخلوع بود؛ لکن این یک آرزویى است که این ابرقدرتها باید به گور ببرند. ایران دیگر اجازه نمی دهد که اینها دخالت در آن بکنند. اگر آنها خیال کرده‏ اند که نظامى زیاد دارند و وسایل جنگ و آدمکشى زیاد دارند، ما هم مظلوم زیاد داریم و مشت گره کرده، و یوم مظلوم از یوم ظالم شکننده ‏تر است. ما را اینها می ‏خواهند در تنگناى اقتصادى قرار بدهند و قرار داده ‏اند. و مع الأسف این دولت هایى که ادعا می ‏کنند که ما متمدن هستیم، و ادعا می ‏کنند که ما مستقل هستیم، از همین مسأله فهمیده می ‏شود که اینها چکاره ‏اند. کارتر آنجا نشسته و حکم فرمایى می ‏کند، و این ملت ها، دولت ها یعنى، این دولت هایى که تحمیل شده ‏اند بر ملت ها، این ها هم فرمانبردارى می کنند؛ اینها هم استقلال ندارند. نه اینکه همین دولت هاى ضعیف استقلال نداشته باشند، معلوم شد دولت هاى قوى هم استقلال ندارند. اینها نمی ‏توانند، می ‏ترسند از امریکا که مخالفت با ما را نکنند، نه اینکه بخواهند مخالفت کنند؛ براى اینکه مخالفتشان براى خودشان هم ضرر دارد، شاید بیشتر هم ضرر داشته باشد. بسیارى ازدولت ها به ما گفته ‏اند که ما همان چیزهایى که از دیگران می ‏گیرید ما به شما می دهیم. کسى هم به ما ندهد ما یک مردمى هستیم مظلوم، و استقلال خودمان را حفظ می کنیم. ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت، و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادی ‏مان را حفظ بکنیم، یا خیر، بنده آقاى کارتر و امثال او از ابرقدرتها باشیم و زندگانی هاى فلان و کذا داشته باشیم، ما آن را ترجیح می ‏دهیم، ملت ما آن را ترجیح دارد می ‏دهد. ملت ما شهادت را دارد ترجیح می ‏دهد، و می ‏گوید که ما می ‏خواهیم شهید بشویم.از اول نهضت تقریباً- من در نجف بودم آن وقت- تا حالا زن، مرد، جوانها می ‏آیند و از من استدعا می ‏کنند که شما دعا کنید ما شهید بشویم، من دعا می ‏کنم ثواب شهید پیدا کنند. یک مجلس عقدى که ما چند وقت پیش از این در همین تهران داشتیم، آن زن و مردى که با هم ازدواج کردند، بعد آن زن یک کاغذى به من داد خواندم. دیدم می ‏گوید که شما دعا کنید من شهید بشوم. زنى که تازه عروسى کرده، شوهر کرده، می ‏گوید شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتى که شهادت را می ‏طلبند و دعا می ‏خواهند براى شهادت، این ها از دخالت نظامى می ‏ترسند؟اینها از حصر اقتصادى می ‏ترسند؟ همه عالم درهاى ممالکشان را به ما ببندند همه و ما باشیم، این عده ‏اى که، سى و چند میلیونى که در این ایران زندگى می کنیم، یک دیوارى دور ایران بکشند و ما را در همین ایران حبس بکنند، ما این را ترجیح می ‏دهیم به اینکه درها باز باشد و چپاولگرها بریزند به مملکت ما. ما می ‏خواهیم چه بکنیم که به این تمدنى که از توحش بدتر است، این تمدنى که حیوانات بیابان در رفتارشان از آنها بهتر است، ما می ‏خواهیم چه بکنیم به این تمدن برسیم.این دروازه تمدنى که شاه مخلوع می خواست به روى ما باز بکند، یعنى قدرت ها را بر ما مسلط کند، و همه دارایى ما را ببرد و چند تا عروسک براى ما بفرستد، نفت ما را ببرند و براى ما پایگاه براى خودشان درست بکنند، ما این تمدن بزرگ را می خواهیم چه بکنیم؟ این تمدن است؟ این پدر و پسر و خصوصاً این پسر کشور ما را به عقب راند و همه چیز ما را به باد داد، به طورى که اگر الآن همه ملت دستشان را به هم بدهند و دستشان را به هم داده ‏اند بحمد اللَّه، و بخواهند تعمیر کنند آن چیزى که در این ‏قریب پنجاه سال بر ما گذشته است، و آن چیزى که از بیست و چند سال پیش از این به وسیله امریکا بر مملکت ما گذشته است، سال هاى طولانى لازم است تا ما ترمیم کنیم اینها را. مامی ‏خواهیم چه کنیم روابط داشته باشیم با آنهایى که می خواهند ما را بچاپند؟ رابطه ما با آنها غیر از این است که رابطه چپاولگر و چپاول بشو است؟ براى چه ما می‏خواهیم این را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادى بکنند. ما خودمان در اینجا مملکت وسیعى داریم، آب هم داریم، خدا باران هم به ما می ‏دهد، خودمان می ‏کاریم و مى‏خوریم و هیچ احتیاجى به این مسائل نداریم. آنها نترسانند یک ملتى را که می ‏خواهد خودش را به کشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بکند. این استقلالى که ما پیدا کردیم و این آزادى که ما پیدا کردیم یک هدیه آسمانى است، یک هدیه الهى است به ما رسیده، و ما مکلفیم این را حفظش کنیم. اگر ما این را حفظش نکنیم به نعمت خدا، قدردانى از نعمت خدا نکرده ‏ایم، کفران کرده‏ ایم نعمت خدا را، ما باید این را حفظش بکنیم.ما از این تهدیدهایى که می ‏کنند و کشتی هایشان را می ‏آورند در مثلًا خلیج و امثال اینجا، و از این طرف و از آن طرف و اینها، حالا دیگر این حرف ها کهنه شده. پیش تر بله، زمان سابق این طور بود که تا یک قراردادى را می ‏خواستند تحمیل کنند، و یکى یک مثلًا ناله ‏اى می ‏زد، یک کشتى از انگلستان می ‏آمد در آب هاى خلیج، تمام می شد مسأله.

امدادهاى غیبى خداوند در شکست ظالمین‏

حالا همه کشتی هایتان را هم بیاورید اینجا، همه طیاره ‏هایتان را هم بفرستید اینجا، مسأله حالا غیر سابق است. ما اتکال به خدا داریم. ما براى این جهان یک مدبّر را می ‏دانیم هست. آنهایى که تا کنون توجه نداشتند خوب توجه پیدا بکنند که یک ملتى که هیچ نداشت جز اللَّه اکبر، و او همه چیز است، چطور همه قوا را کنار زد، و این قواى شیطانى که همه پشتیبانش بودند، نه فقط ابرقدرتها، قدرتهاى پایین دست هم دنبال او بودند، و ما را نمی ‏گذاشتند در یک مملکتى زندگى کنیم و فعالیت کنیم، همه موافق با اوبودند. این چه بود که این ملت ضعیف بدون تجهیز، بدون تدریب نظامى را بر این همه قدرتها غلبه داد؟ این جز این بود که رعبى را که خدا در دلهاى این سران انداخت، ما را به رعب، به رعبى که خدا در قلب اینها انداخت پیروز کرد؟ این جز همان است که در صدر اسلام هم یک عده قلیل را بر عده ‏هاى کثیر پیروز کرد، و همچو رعبى در قلب ها انداخت که نتوانستند مقاومت کنند در مقابل سى هزار جمعیت عرب، که هر چند تایشان یک شمشیر داشت، و هر چند تایشان یک شتر داشت، و آنها هفتصد هزار جمعیت بودند که شصت هزارشان طلیعه بود و غلبه کردند اینها بر آنها، چه بود؟ این جز این بود که یک دست غیبى در کار است؟! نباید بیدار بشوند آنهایى که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده‏اند؟ نباید بیدار بشوند؟ کى این هلیکوپترهاى آقاى کارتر را که می ‏خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند، شن ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست، این شنها همه مأمورند. تجربه بکنند باز.

حفظ روحیه معنوى اول انقلاب‏

لکن ما نباید مغرور بشویم. من به ملت ایران عرض می ‏کنم که مغرور نشوید. تمام قدرت، قدرت خداست و باید اتکال به او بکنید، و خودتان را فانى بکنید در آن قدرت بزرگ. مادامى که ملت ایران همان قدرت اول را که قدرت معنوى بود و با اللَّه اکبر پیش برد، مادامى که این حفظ بشود شما بیمه هستید؛ بیمه الهى هستید. خدا نکند که دست هایى که الآن در کار هست و می ‏خواهند شما را مأیوس بکنند، اینها در این شیطنتشان پیروز بشوند، و شما را از آن حالى که در اول انقلاب داشتید منحرف کنند، که آن روز، روزى است که خداى تبارک و تعالى عنایتش را خداى نخواسته از شما بر می ‏دارد و شما به همان حال ها می ‏افتید. حفظ کنید؛ حفظ کنید آن حالى که در اول نهضت داشتید. شما نهضت براى شکم نکردید، شما نهضت براى اتاق و حیاط نکردید، شما نهضت نکردید براى اینکه یک مقامى پیدا بکنید. شما آرزوى شهادت نمی ‏کنید به اینکه برسید به یک مثلًا فرشى و یک نوایى. این حال را که حالى است الهى حفظ کنید، و مادامى که این حفظ بشود شما پیروز هستید. و من وعده پیروزى به شما می ‏دهم. و خداى تبارک و تعالى، وعده پیروزى داده است به شما: انْ تَنْصُرُوا اللَّه یَنْصُرْکُمْ. «۱» اقدامتان را ثابت نگه دارید و مشت هاى گره کرده را که مشت هاى الهى است حفظ کنید، و از هیچ ابرقدرتى نترسید، و از هیچ تبلیغاتى، داخلى و خارجى، هیچ خوفى نداشته باشید. ما راه خودمان را مى‏رویم و آن راه خداست.

بیدارى مستضعفین اولین گام در مقابله با مستکبرین‏

و من امیدوارم که این هیأت هایى که آمدند و رسیدگى کردند، گرچه نمی ‏توانند رسیدگى کنند، آنها نمی ‏توانند به همه دردهاى ما برسند آنها مصیبت هایى که من در زمان رضا خان شاهدش بودم که بر این ملت گذشت، آنها دیگر مثل اینکه دیگر منسى شده و کهنه شده، و آن اشخاصى که آن را ادراک کردند دیگر در آنها کم است. الآن شما نمی ‏توانید آنها را اطلاع پیدا کنید، شما نمی ‏توانید اطلاع پیدا کنید اینکه این پنجاه سال به ما چه گذشته است، به این ملت چه گذشته است، و نمی ‏توانید تصور این را بکنید که این ملت جوانهایش به چه بلاهایى مبتلا شدند، در این تاریکخانه ‏ها و در این زیرزمین هاى ساواک، لکن آن مقدارى که اطلاع پیدا کردید و اسناد را به شما داده‏ اند، و اگر رفتید آن محل را هم دیدید، و آن چیزهایى که در آنجا هست، که هیچ شباهتى به سفارتخانه ندارد، آن وقت تصدیق می ‏کنید که مسأله، مسئله گروگان گرفتن یک عده دیپلمات نیست. این چیزى است که قلم هاى خارج و مطبوعات خارج به شما تحمیل کرده است که بگویید دیپلمات ها، و الّا اگر، اینها را ببینید می ‏فهمید که این محل، محل دیپلمات نیست، و این اشخاص، اشخاص دیپلمات نبودند. من امیدوارم که خداى تبارک و تعالى، به همه ماو به همه مظلومین عالَم و به همه مستضعفان جهان پیروزى عنایت کند، تا همه از زیر بار این ابرقدرت ها خارج بشوند، و مسئله‏ اى است که باید بشود. مسأله این طور شده است که دیگر مستضعفین در مقابل مستکبرین قیام کرده‏ اند، بیدار شده‏ اند. بیدارى اولْ قدم است، اول قدم یقظه است. در سیر عرفانى هم یقظه اول قدم است. در این سیر، این هم سیر الهى و عرفانى است، بیدارى اول قدم است و کشورهاى اسلامى، ملت هاى مسْلم، ملت هاى مستضعف در سرتاسر جهان، این ها بیدار شده ‏اند،و سیاه هاى امریکایى کتک این بیدارى را می ‏خورند، و ان شاء اللَّه پیروز خواهند شد.

و السلام علیکم و رحمه اللَّه‏

منبع:صحیفه امام،ج‏۱۲،ص۳۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*