چهارشنبه, ۷, تیر ۱۳۹۶

پس از برجام و لزوم هوشمندی بیشتر

 

اکنون که مرحله دیگری از فرایند پیگیری برجام یعنی بررسی متن آن رو به پایان و در آستانه تصمیم تاریخی پذیرش و یا عدم پذیرش (مشروط و یا غیرمشروط) برجام هستیم، آنچه قبل از هر چیز ذهنها را به خود معطوف می سازد، این است که طرف مقابل با محوریت شیطان بزرگ آمریکا به روشنی و با برنامه ای حساب شده، فرایند پیگیری برجام را پی می گیرد و با طراحی دقیق، وارد صحنه شده است. آنچه از جمع بندی اندیشکده ها و اظهارات آمریکائیها به دست می آید: «استراتژی چهار پایه»ای است که در دستور کار و به عنوان انگیزه و هدف اصلی، قرار داده اند:

  1. تحریک و تقویت جریانهای تروریستی، مانند داعش و گروه های تکفیری و تشدید اختلافات و درگیری های قومی و مذهبی و زمینه سازی تجزیه کشورهای منطقه؛ چه آن که هجم زیادی از توان و انرژی امت اسلام و ایران می تواند در این عرصه ها مصروف گردد. هرچند از این رهگذر، هدف کُند کردن حرکت بیداری اسلامی و تضعیف جبهه مقاومت را نیز مدنظر دارند و طبیعی است با تغییر رویکرد در مسؤولان و سران نظام اسلامی به این هدف شوم نزدیک تر خواهند شد.
    ۲٫ تلاش برای نفوذ راهبردی در ایران و انتظار از جریانها و اشخاص منفعل و مرتجع و همسو با غرب، برای زمینه سازی این نفوذ در داخل کشور.
    ۳٫ تعریف و ترسیم یک مدل عمومی برای ایران در منطقه و آن این که ایران همواره در تحولات و حوادث منطقه برای استکبار «مسأله» بوده است و اکنون باید تبدیل به «راه حل» گردد با این قید و شرط که ایران دست از مواضع انقلابی خود برداشته و صرفاً به یک دولت کلاسیک تبدیل گردد. مهم ترین شاخص و گواه این امر مواضع و سخنانی است که بعضاً شخصیت های اروپایی، فرانسوی و انگلیسی در سفرهای اخیرشان به کشورمان و یا در محافل دیگر وقیحانه اعلام نموده اند.
    البته امام خامنه ای(مدظله العالی) که با هوشمندی هرچه تمام، اوضاع را رصد می فرمایند، در فرمایشات اخیرشان، ضمن هشدار تهدید نفوذ آمریکا، به ویژه در ساختار سیاسی و شریانهای فرهنگی کشور، تصریح فرمودند که ایران اسلامی پرشورتر از گذشته مسیر انقلابی گری خود را دنبال می کند و لذا ملت بزرگ ایران هرگز به شاکله های به اصطلاح کلاسیک دولتی که بیشتر، القائات سیاست استکباری است، دل خوش نکرده و همواره راه سعادت کشور و جامعه اسلامی را در تداوم خط امام و پیگیری آرمانهای شهدا و نظام اسلامی می داند.
    ۴٫ استراتژی صبر در برابر ایران اسلامی و پرهیز از هرگونه عجله و شتاب و پیشبرد اهداف غرب با شیبی ملایم در پُرسه زمان بندی مشخصی که متأثر از برجام می باشد که البته حضرت آقا با طرح این نکته که تا ۲۵ سال آینده خبری از اسرائیل و صهیونیزم نخواهد بود، به نحوی تار و پود توطئه های خصمانه دشمنان ملت ایران را به هم پیچید و باری دیگر سران استکبار را در هماورد سیاسی به تزلزل و سردرگمی فرو برد.
    در یک نگاه تحلیلی گذرا نسبت به آنچه که تاکنون از فرایند مذاکرات هسته ای و برجام گذشته است می توان گفت که تاکنون در عرصه هسته ای فی مابین ایران و ۱+۵ به ویژه آمریکا، جنگ اراده ها و سپس جنگ روایت ها جریان داشت، یعنی در عرصه گفتگوها و مذاکرات این اراده ها بود که با هم تضارب داشت و سپس هرکدام از طرفین بعد از هر مذاکره ای برای پاسخگویی به افکار عمومی خود و خوراک دهی تبلیغاتی و رسانه ای، تفسیرها و روایتهای خاص خود را منعکس می نمودند و اما اکنون می توان گفت در عرصه جبهه دیپلماسی و سیاسی و با موضوع برجام، جنگ حداکثرسازی دستاوردها و یا به عبارتی جنگ تصاویر که هر کدام تصاویر مورد علاقه خود را منتشر می سازند، جریان دارد.
    در این که اصل برجام و کم و کیف مذاکرات دارای چه نکات ضعف و مثبتی بوده است و به ویژه متن نهایی برجام حائز چه محتوای حقوقی و سیاسی و کارشناسی است، طبعاً مسؤولیت امر به عهده مراجع مربوطه به ویژه شورای عالی امنیت ملی کشور و نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی می باشد که امیدواریم با چشم باز، هوشمندی و درایتی در خور شأن ملت شریف ایران، به مسؤولیت تاریخی خویش به خوبی عمل نموده باشند، اما آنچه مهم است دستاوردهایی است که برجام به دنبال داشته و یا با مدیریت صحیح شرایط و فرصت به وجودآمده، خواهد داشت.
    در کنار دستاوردهای ریز و درشتی که به ویژه مسؤولان امر و دولتمردان تاکنون مطرح نموده اند، از منظر مردم آنچه اصلی ترین انگیزه و هدف در راستای مذاکرات هسته ای بوده است، لغو تحریمها و سپس حل معضلات و مشکلات اقتصادی از این رهگذر است و لذا احساس می شود شرایط فوق العاده حساس و تعیین کننده است که باید همگان با درایت و هوشمندی در جهت منافع ملی و با اتخاذ مواضع منطقی و انقلابی و رعایت اصل اتحاد و انسجام ملی، اوضاع پیش آمده را رصد و مدیریت نمایند.
    در این که قدرت نرم جمهوری اسلامی پس از برجام افزایش یافته است، هیچ شک و تردیدی نیست تا بدانجا که حتی دوستان انقلاب اسلامی در منطقه نیز به دیده مثبت فرایند مذاکرات و برجام را ارزیابی می نمایند و تا حدودی معادلات و کشمکش های قدرت، حتی در غرب و آمریکا هم به فضل الهی به هم ریخته است ولی آنچه مهم است، مدیریت مطلوب، هوشمندانه، مبتکرانه اوضاع و فرصت پیچیده پیش آمده می باشد که در صورت تحقق آن، امید می رود دستاوردهای برجام هرچه ملموس تر آشکار گردد و توفیق دیگری بر توفیقات نظام اسلامی رقم بخورد و این مهم قطعاً اتفاق نمی افتد مگر با توجه ویژه و مستمر به مؤلفه های قدرت نرم جمهوری اسلامی که از آن جمله است، وحدت رویه حول محور منویات رهبری حکیم و فرزانه انقلاب و ارزشهای مکتب امام و شهدا و سپس اصرار قاطع بر حمایت و پشتیبانی از خط مقاومت و بیداری اسلامی در منطقه و نیز اصرار بر سیاستهای اقتصاد مقاومتی و اصول مندرج در آن، که نگاه به درون و شناسایی و تقویت استعدادها و ظرفیتهای درونی را به عنوان مسیر رو به جلو و عامل برون رفت از معضلات و مشکلات اقتصادی می داند.
    آری پیشینه و سابقه انقلاب اسلامی نشان داده است که هرگاه همگرایی و انسجام فی مابین خواص و نخبگان جامعه به وجود آمده است، گام های بلند و خیره کننده ای نیز در سطح ملی برداشته شده است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*