سه شنبه, ۶, تیر ۱۳۹۶

گپی دوستانه همراه با حس دیدار امام با یکی از اهدا کنندگان مدال: حمید رضا شجاعی

به نام خدا

آقای شجاعی بفرما به ما که چگونه وارد المپیاد شدی؟!

والا ما یه روز اومده بودیم کانون مثل بقیه روزای خدا که مسول دورمون که نمیدونم دقیقا کی بودن چون ما یه میلیارد مسول دوره داشتیم گفتن باید بریم آزمون مقدماتی گزینش المپیاد بدیم با خودم گفتم آخه این دیگه چیه ما تازه این همه درس خوندیم و یه کمی هم آزمون ترسیده بودم

نهایتا رفتیم و آزمون رو دادیم وگفتن شما تو دوره ی گزینش قبول شدین و بعدش یه سری کلاس داشتیم که حسین آقا حسن زادهو آقی حمید رسولی و آقای عزیز آبادی به ما فییک و ریاضی و المپیاد فخیمه شیمی رو برای گزینش و کشف علاقه مندی ما ارائه دادن و نهایتا تو فیزیک وارد شدیم.

چرا المپیاد ؟

راستش خوب اولش که کلا نمیدونستم چند چندم و چون برنامه ی کانون بود و مسول دورمون گفتمن و ماهم خوب سوم راهنمایی بودیم رفتیم وتو دوره گزینش فهمیدیم مدال میدن و جایزه میدن و …. که بیشتر خوشمون اومد مخصوصا این که گفتن ۴۰ نفر از کل کشور انتخاب میشن با این یکی خیلی حال کردم. ولی کمی جلوتر رفت احساس کردم واقعا درس مدرسه راضیم نمیکنه و خیلی واقعا حال نمیده البته اینم بگم که همیشه تو مدرسه جزو ۵ تا بودما و المپیاد یه کار جدی که درسا عمق پیدا میکنه و یه چیزه عمیق تره و آدم بیشتر میفهمه و کار اصولی تره و از آموزش و پروزرش داغون ما بهتره خلاصه به خاطر همن واقعا جذب المپیاد شدم البته اینم بگم زمان ما المپیاد فیزیک جاذبه های خودشو داشت که بگذریم. به خاطر همین واقعا جذب المپیاد شدم.

با وجود اینکه تو المپیاد مدال داشتی چه انگیزه ای باعث شد برای کنکور هم درس بخونی؟

والا ما رفتیم مدرسه یعنی دقیق تر بگم ۳۰ شهریور گفتن تو برنز شدی و ۱ مهر ماه رفتیم مدرسه رفتم پیش مشاور و ایشون گفتن نمیدونم تبریک بگم یا تسلیت ولی حالا بگو ببینم چی بلدی؟ منم گفتم هیچی تقریبا به جز فیزیک و ریاضی خلاصه برنامه شروع شد و ماهم افتادیم تو دور کنکور خوندن ولی یکم که گذشت واقعا سوال پیش میاد که چیکار داری میکنی تو رتبت دو هزار هم بشه میتونی برق قبول شی حالا شریف نه جایی دیگه در کل به چند دلیل کنکور خوندم یکی این که من معلوم نبود واقعا قراره چیکار کنم برم دانشگاه یا بازار یا حوزه و یا هر کار دیگه با این وجود نمیخواستم یه رتبه ای بیارم که بشه همه جا و همه ی رشته ها دانشگاه قبول شد که محدودیتی برام ایجاد نشه که به لطف خدا هم این طوری شد دومی این بود که عمدتا یه طرز تفکری هست که بچه های مدرسه رو نابود میکنه بنده اعتقاد دارم که میشه کنکور رو یه ساله خوند ولی خوب تو کانون و چندجای دیگه میگفتن اونایی که المپیاد میخونن کنکورشون خراب میشه ولی من میخواستم یه نمونه نشون بدم که نیاز نیست از اول ودوم دبیرستان کنکور خوند و میشه پیش جمع کرد فقط یه نظم و همت میخواد ومیشه نتیجه مطلوب هم گرفت شما اینو میتونید تو نتایج المپیادی هایی که تو کنکور شرکت کردن راهت ببینید البته یه مطلبی هست که اشتباهیی نشه و اونم اینه که درس مدرسه رو باید خوند ولی نه اونقدر که برای کنکور آماده شیم و میشه به هزارتا کار دیگه پداخت که یکیش هم المپیاده سومی ما تو مدرسه یه گروه بودیم که فضا مطالعه و در و این چیزا بود که خیلی باعث هم افزایی میشد و فضای مطالعه رو خوب میکرد و باعث میشد ما خوب درس بخونیم

چهارم درباره ی این بود که بابا و مامان ما زحمت کشیده بودن و خوب یه نتیجه خوب انتظار داشتن که لازم بود تلاش کافی انجام بشه همین دیگه چیزی مبنی بر این که چرا کنکور خوندم یادم نمیاد

 

باوجود رتبه خوبی که کسب کردی اما رشته فیزیک رو انتخاب کردی. آیا واسه این انتخابت دلیلی داشتی یا عشق به فیزیک جلوی چشماتو گرفته بود؟

والا من خیلی به این چیزا اعتقاد ندارم که رتبه معلوم کنه تو قراره چیکار کنه خوب ما با دوستامون سعی کردیم تو ایام پیش دانشگاهی و بعد کنکور از موجودات مختلف تو حوزه های مختلف اطلاعات گرفتیم وتست استعدادو از موضوعات انجام دادیم و خودمونو بررسی کردیم وبالا پایین کردیم به این نتیجه رسیدیم که به درد علوم پایه فیزیک میخوریم که شکر خدا فعلا که به این نتیجه نرسیدم اشتباه کردم عشق وحشتناکی به فیزیک ندارم و نداشتم یعنی لیلی و مجنون نبودم.

 

حمید تو مدالتو اهدا کردی به رهبری…از این کارت آیا هدفی داشتی؟چه حسی داشتی موقع اهدای مدالت به حضرت آقا؟چیزی آیا از قبل آماده کرده بودی که بگی؟

ما دیدیم یه جایی جمع شدن گفتن جایزه میدن ما هم رفتم مدالمونو دادیم

شوخی کردم

هدف که داشتم ولی نمیدونم دقیقا چقدر محقق شده

یه مساله ای که هست موضوع تحقق حس خودباوری و نگاه به درون هست که نیازه آدمایه یه مملکت بهش توجه کنن البته خوب باقی مسائل مملکتی و رابطه با جهان و این مسائل جایگاه خودشو داره

حالا شما ببین کسایی که تو المپیاد هستن خوب تو مملکت ما درست یا غلط حقیقی یا توهمی جایگاه ویژه ای تو ذهن مردم دارن و میتونن تاثیر گذار باشن وقتی یه موجوداتی میان و تو اون سطح با رهبری دیدار میکنن و توجه میدن به توان داخل و حس توجه به مملکت و توجه به درون کشور وتوان داخلی خیلی میتونه موثر باشه

اما از این مساله اصلی که بگذریم به مسائل بعدی و ثانویه هم میرسیم که خوب اردت به رهبر انقلاب و دوست داشتن ایشون هم هست و همینطور اهدای این مدال به ایشون که البته دادن به خودمون که یه کم خورد تو حالمون

درباره ی حس هم راستش خیلی حس خاصی نداشتم و البته یه کم استرس داشتم خوب هیبت ایشون خیلی زیاده و انصافا از نزدیک که دیدم خیلی با هیبت بودن ولی یه چیز که خیلی دلم از ناراحت شد این بود که ایشون در نهایت بزرگی خیلی شکسته شده بودند و رنج دوران دیده بودن حرفی هم آماده به اون صورت نکردم ولی خب اون چیزی که بهش واقعا اعتقاد داشتم اونجا زدم به ایشون که واقعا ما نگران هستیم و ین ها چیزایی خفنی نیست و ما باید کار های بزرگی کنیم

 

و در آخر یک خاطره از دورانی که تو کانون المپیاد میخوندی؟

یه چیزی که خیلی یادم مونده ایه که من بچه ی در س خونی بودم و خیلی شلوغ نبودم ولی یه روزاز شانس گند ما آقای حسن زاه مسول المپیادمون اومده بودن کانون ومنم سرکلاس المپیاد بودم آقا یه موجودی رفت تو وجود ما شروع کردیم به اذیت کردن و شلوغ کردن اینقدر که نهایتا معلم شاکی شد منو از کلاس اخراج کردن و گفتن برو نماز خونه بشین و منم مجبور شدم برم حالا حسین آقا هم اونجان و چیکار کنیم چی کار نکنیم شروع کردم به ور رفتن با تلفن و بعدش یه کم سوال پرسیدم از این و اون الکی حالا مگه کلاس تموم میشه خلاصه اینقدر طول کشید که حسین آقا پرسیدن و لو رفت که چی شده خیلی خیت شد و واقعا شرمنده شدم باقی چیزا خیلی یادم نمیاد به جز این که یه روز تو المپیاد زدم چشم یه یکی از بچه ها رو داغون کردم و بنده خدا راهی اتاق عمل شد

مخلص شما خیلی طولانی شد امیدوارم که به دردتن به خوره

بازم مخلصیم

یک نظر

  1. سلام
    خدا قوت
    من دوست در حوزه المپیاد با بچه های شهرمون کار کنم
    یکبار نظر دادم جوابی نگرفتم
    دبیر فیزیک هستم
    خواهشا یک راه ارتباط با این بچه های موفق المپیادی بدید
    ممنون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*