سه شنبه, ۲۵, مهر ۱۳۹۶

گزارش اردوی فصل رویش کانون ها

اردوهای فصل رویش همواره با ماجراها و خاطرات جالب و خنده دار و گاه ناراحت کننده و غمگین همراه بوده است و معمولا یکی از لذتبخش ترین اردوهای دانش آموزان کانون بوده است.
اما اردوی فصل رویش این بار در اردوگاه شهید میرحسینی واقع در چیتگر برگزار شد و البته این بار هم خالی از ماجرا نبود.
وجود آیتم های مختلفی اعم از میدان موانع، راپل ، پینت بال و تیراندازی با تیرو کمون و تفنگ ساچمه ای در کنار بازی و تفریح بچه ها به این اردو لذت خاصی بخشیده بود..
اول صبح که رفتیم و تو حسینیه مستقر شدیم بعد از کمی فاصله مارو بردن به میدون موانع، میدون موانع تشکیل شده از چند مانع مثل سیم خاردار و بارفیکس بود که بچه ها باید به سرعت اونارو طی میکردن و خودشونو به انتهای میدون میرسوندن.
قسمت دوم برنامه اما راپل و حرکت روی طنابی بود که در فاصله دو ساختمون کشیده شده بود و بسیار ترسناک جلوه میکرد…
یکی از دانشجوها که در این اردو شرکت کرده بود و خواست نامی ازش فاش نشه به عنوان نفر اول برای عبور از این طناب نفس گیر داوطلب شد که به خوبی تونست از پسش بربیاد گرچه میشد ترسو از چهره اش خوند همین باعث شد تا نفرات و دانش آموزان بعدی انگیزه پیدا کنن و دل به دریا بزنن و از رو طناب عبور کنن….یک آیتم پردلهره و پراسترس ولی در عین حال جالب…
بعد از کمی استراحت و خواندن نمازو خوردن غذا رفتیم به آیتم بعدی یعنی پینت بال….
توضیحات رو دادن و بچه ها گروه گروه رفتن تو زمین بازی….شاید از اتفاقات جالب این آیتم شکست دوره نوزدهی ها از دوره بیستی ها بود اونم تو زمان کمتر از یک دقیقه که تعجب همگان از جمله مربی پینت بال روهم برانگیخته بود.
خلاصه پس از پایان این آیتم بچه ها با کمک آقاسهیل زمان تور والیبالو برپا کردن و دوساعت والیبال بازی کردن
بعد از اون نوبت به تیرندازی با تیرو کمون رسید که بچه ها یکی یکی و به نوبت تیرهای خودشونو به سمت هدف نشونه میگرفتن و پرتاب میکردن نکته جالب اما در این میان پرتاب یک تیر درست در وسط سیبل توسط یکی از دانش آموزان دوره شونزده آقاسعید کشاورزی بود که تشویق و تعجب همه رو در پی داشت…………
آیتم بعدی تیراندازی با تفنگ ساچمه ای بود که بچه ها کار با این تفنگ رو هم به خوبی آموختن و پس از تیراندازی برای نماز و شام آماده شدن…
پس از نماز و شام نیز دانش آموزان و دوره ها به بازی با یکدیگر مشغول شدن و این چنین یک روز خسته کننده به خوبی به سر شد….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*