جمعه, ۳۱, شهریور ۱۳۹۶

پازل دشمن پس از برجام

پازل دشمن پس از برجام

«جان ساورز» رئیس پیشین سرویس اطلاعات خارجی انگلیس در مصاحبه‌ای ادعا کرده است طی ۱۰ تا ۱۵ سال اجرای برجام، ماهیت انقلابی‌گری ایران تغییر می‌یابد. چندی پیش نیز یک مقام آمریکایی در گفتگو با المانیتور تاکید کرده بود: خاورمیانه به طرحی ۱۰ ساله و از جمله فشار به ایران نیاز دارد و توافق هسته‌ای می‌تواند مسیر این فشار را فراهم کند. این اقرار روشن می‌کند «برجام» هدف استکبار نیست و از آن به عنوان ابزاری مهم برای نیل به هدفی مهم‌تر که همان تغییر روحیه انقلابی‌گری است، بهره‌ می‌برند. در این باره اما، گفتنی‌هایی هست:

۱٫ تاکید مکرر بسیاری از چهر‌ه‌های آمریکایی یا انگلیسی مبنی بر اینکه برجام منجر به از بین رفتن روحیه انقلابی‌گری در ایران و به تعبیر آنان تغییر مسیر و رویه در ایران خواهد شد، بیش از آنکه به مباحث تخصصی توافق احتمالی بازگردد، به ساز و کارهایی که منجر به پذیرش یا عدم پذیرش آن مربوط می‌شود، باز می‌گردد. در واقع، غرب و مشخصاً‌ آمریکایی‌ها امید بسیاری دارند و آن را به صراحت بیان‌ کرده‌اند که پذیرش برجام آغاز راهی برای پذیرش نفوذ آمریکا و طلیعه مسیری برای قبول برتری و سلطه‌جویی غرب باشد تا به زعم خود ملت انقلابی ایران را به این نتیجه برسانند که نبرد با آمریکا بی‌حاصل است و باید با استکبار کنار آمد. به همین دلیل، امیدهای آنان عمدتاً به «پس از برجام» معطوف شده است تا از این رهگذر، راه نفوذ به فکر و اندیشه و ذهن جامعه ایرانی هموار شود و خود را به تمام عرصه‌های نظام اسلامی تحمیل نمایند. آمریکا تلاش دارد ابرقدرت بودن و به اصطلاح بلامنازع بودن خود را به ملت ایران تحمیل کند و هیمنه پوشالی نظام استکباری را با اجبار سازش و تسلیم به ایران اسلامی بقبولاند. در حقیقت برجام را باید اسم رمز «سازش همه‌جانبه» از منظر غرب دانست به این مضمون که جامعه ایرانی سازش را به عنوان تنها راه چاره بپذیرد و تسلیم استکبار غرب گردد.

۲٫ برخی در داخل با نظریه‌پردازی سعی در تکمیل نمودن پازل دشمن دارند و برجام، همان موردی است که این افراد برای برداشته شدن سایه تحریم و تهاجم نظامی به آن استناد می‌کنند. تاکید این عده بر اینکه برجام دستاورد «میانه‌روها» است تا بدین وسیله جوانان انقلابی را با برچسب «افراطی» به حاشیه برانند، همان پازلی است که مقام معظم رهبری، همگان را از آن برحذر داشتند. بر کسی پوشیده نیست که غرب از نقشه‌های متعدد نقش بر آب شده خود در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب به نتیجه دلخواه نرسید و از همین رو، رویه مذاکره و گفتگو را برای حل مشکلات و معضلات منطقه‌ای و جهانی خود برگزید. در حالی که دشمن به صراحت اذعان می‌نماید – و پنهان نیز نمی‌کند- که هدف از برجام، تضعیف و تغییر روحیه انقلابی‌ ملت ایران است، بر میزان تهدیدات خود افزوده و حتی ادعا می‌کند با اجرای توافق هسته‌ای، راه برای بمباران ایران باز می‌شود!

۳٫ همان‌گونه که ذکر شد، تضعیف روحیه انقلابی‌ ملت ایران به طور طبیعی یکی از آمال و اهدافی است که غرب به رهبری آمریکا از برجام انتظار دارد. میوه این انتظار در وهله اول خنثی شدن خطراتی است که آنان را مورد تهدید قرار می‌دهد و برای موفقیت تلاش دارند راه‌های نفوذ خود را چارچوب تعاملات اغواکننده و غیرمتعارف تعریف و تحمیل کنند. یکی از این اهداف که در دوره پساتوافق و به دنبال رویای تضعیف روحیه انقلابی‌گری پیگیری می‌شود عبارت است از تحت‌الشعاع قرار دادن نفوذ ایران در منطقه در مرحله اول و حذف محور مقاومت. شکی نیست که راهکار اساسی تقویت محور مقاومت از رهگذر مبارزه با نفوذ غرب و سیاست‌های منطقه‌ای آنان قابل تحقق است. جبهه مقاومت در یمن، لبنان،عراق و لبنان این روزها با دو دشمن در تقابل است؛ اول، تروریسم تکفیری و دوم، رژیم صهیونیستی که هر دوی آنها از سوی غرب مورد حمایت و پشتیبانی هستند. حمایت از تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی، تعهد و آرمان همیشگی و غیرقابل تغییر غرب است و اگر تاکنون از پیاده کردن توطئه‌های خود در ایران با استفاده از این دو ابزار ناکام مانده‌اند، عاملی جز جوشش روح انقلابی‌گری مانع و رادع آنان نبوده و همین امر سبب شده به فکر تدبیر شیوه‌های پیچیده‌تر باشند و راه چاره دیگری به نام برجام را طراحی کنند.

۴٫ اگر خوی استکباری آمریکا به عنوان پیش‌فرض پذیرفته شود و بدانیم برجام تنها یک گام از گام‌های متعددی است که آنان طراحی نموده‌اند تا تسلیم شدن ایران را در تمام عرصه‌ها با اهرم فشار و ارعاب شاهد باشند، آنگاه خطای راهبردی برخی که تنها راه خلاصی از مشکلات را در ارتباط با آمریکا می‌دانند، روشن خواهد شد. آیا هر عقل سلیمی نباید اینگونه نتیجه‌گیری کند که آنچه مصونیت نظام را تضمین کرده، منافع غرب را به خطر انداخته و آنان را وادار نمود به پای میز مذاکره بیایند، همان روحیه انقلابی و قدرت بازدارندگی نظام است و آیا همین محور اساسی باعث نشد که آنان پایه انقلاب را از طریق برجام هدف قرار دهند؟ به اقرار دوست و دشمن، آنچه که مانع از عملی شدن تهدیدات یا تحمیل جنگ دیگری به کشور ما گردید، همان روحیه و غیرت انقلابی، دشمن‌ستیزی، مدیریت مدبرانه رهبری‌ حکیم و انقلابی حضرت آقا بوده است.

در هر عرصه‌ای که نقصان یا فتوری مشاهده می‌شود به روشنی می‌توان ردّ پای دور شدن و فاصله‌گرفتن از روحیه انقلابی و مدیریت جهادی را مشاهده کرد. حوادث جاری در اقصی نقاط دنیا، تهدیدات، عربده‌کشی و توهین دشمنان به ملت ایران این حقیقت را یادآور می‌شود که غفلت از اهداف، اصول و آرمان‌های دینی و ملی و فراموش نمودن روحیه جهادی و انقلابی لطمات غیرقابل جبرانی به دنبال خواهد داشت و صدمات سهمگینی را به کشور موجب می‌شود. در حقیقت این روحیه انقلابی است که باعث به وجود آمدن امنیت برای کشور و ایستادگی در برابر دشمنان شده است.  و بالاخره باید گفت فرمایشات رهبر معظم انقلاب در این‌باره فصل الخطاب است: «آمریکا دشمنی خودش را پنهان هم نمی‌کند. بله، تقسیم وظایف می‌کنند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوّبه علیه جمهوری اسلامی تهیّه می‌کند و دنبال می‌کند؛ این به‌نحوی تقسیم وظایف است. دنبال چیزی به نام مذاکره‌ با ایرانند؛ [امّا] مذاکره بهانه است، مذاکره وسیله برای نفوذ است، مذاکره وسیله برای تحمیل خواستها است… ملّت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد؛ نباید بگذاریم دوباره برگردد؛ نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد؛ نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند؛ دشمنی اینها تمام نمی‌شود.»

دکتر محمدصادق کوشکی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*