چهارشنبه, ۴, مهر ۱۳۹۷

استنطاقیه۵:کانونی ذوابعاد

ماه مبارک رمضان رو خدمت همه شما عزیزان تبریک میگم امیدوارم به خوبی بتونیم از این ماه استفاده کنیم. مستنطق این هفته کسی نیست جز کربلایی حسین رضاییان که پیر و جوون، زن و مرد ایشون رو میشناسند. از اونجایی که حسین آقا شخصیت ذوابعادی هستن ما استنطاقیه۵ رو بیشتر به سوالات شاعرانه اختصاص دادیم و استنطاقیه بعدی رو انشاالله به مداحی اختصاص خواهیم داد. در ضمن برای مطالعه اشعار عزیز دلمون میتونید به این وبلاگ سر بزنید:http://shaerane.blog.ir

محل استنطاق آموزشگاه علمی شهید احمدی روشن بود، البته بعد از معروف شدن این آموزشگاه! بعد از گپ و گفت با آقای قومی مصاحبه با آقای رضاییان رو شروع کردیم. یکی از اتفاقات نادر این بود که وسط مصاحبه یهو فشار حسین آقا افتاد و خلاصه با آب قند و اینا یه کم رو اومدن(درسته کلمه استنطاقیه یه مقدار سنگینه ولی نه اینقدر…)

نام؟DSC05390
حسین
نام خانوادگی؟
رضاییان
تاریخ تولد؟
مهر ماه سالی که امام(ره) رفتند.
شغل پدر؟
ابوی نظامی هستند و در سپاه مشغول خدمتند.
در کدام محله به دنیا آمدید و بزرگ شدید؟
توی چند تا محله بودیم. تو جوانمرد قصاب به دنیا اومدم. بعدش رفتیم فردیس کرج تا پایان دوران ابتدایی. تا سه- چهار سال پیش هم ساکن علی آباد بودیم. الآن هم مجیدیه شمالی در خدمت بچه های بالاشهریم.
به ورزش خاصی علاقه دارید؟
به ورزش های رزمی علاقه دارم و چند سالی هم کونگ فو شاخه توآ کار کردم زیر نظر نظر استاد علمایی.
مقام کسب کردید؟
یه مسابقات کشوری برای فرزندان کارکنان سپاه بود که اونجا سوم شدیم.
خاطره ای از دوران کودکی؟
یه محرمی بود تو محله مادربزگم اینا یه گوسفندی بریده بودند و سرش رو جدا کرده بودند یهو دیدم که گوسفنده از جا پا شد و دوید.
ترسیدید؟
مثل …
تحصیلات؟
دوران دبیرستان که رشد بودم و مهندسی عمران خوندم تا مقطع کاردانی و به حسب علاقه و فعالیت هایم تغییر رشته دادم و الآن ادبیات میخونم.
همه مشاغلی که تا به حال تجربه کردید؟
عموما شغل هایی که تجربه کردم تو فضای آموزشی بوده ولی تو خود مدرسه هم مختلف بوده معاون فرهنگی، معلم ادبیات و ریاضی بودم، مشاور هم بودم.
تا حالا اسمتون رو تو اینترنت سرچ کردید؟
زیاد، به خاطر حاشیه هایی که هست. میرم ببینم اشعار یا مداحی ها رو کجا ها منتشر کردند و چه چیزایی نوشتند.
وقتی عصبانی میشید چیکار میکنید؟
با تن صدای بالا صحبت میکنم. بیشتر موقع رانندگی عصبانی میشم.
ترسناک ترین تجربه درد؟
با دوچرخه داشتم تو محل میرفتم یهو شاخه دوچرخه رو دست انداز شکست و منم با چونه اومدم روش که چونم باز شد و …(دلا بسوزه)
دغدغه این روزها؟
رهبری چند سال پیش گفتند که نگران زبان فارسی هستند منم این روزا نگران زبان فارسی ام. توی دانشگاه اساتیدی داریم که واقعا خبره اند ولی سر تا پا غرب زده اند و هیچ عرقی به زبان ندارن.
زبان فارسی الآن مهد رشد و پرورش دینمون هست الآن چون شیعه ترین و ناب ترین کشور دنیا ایرانه و زبان ایران هم فارسیه.
چرا اینقدر نگرانید؟ مگه خطری داره زبان فارسی رو تهدید میکنه؟
به شدت توی صحبت های ما کلمات انگلیسی موج میزنه و یه کج فهمی هم اینه که بعضیا که ادبیات هم خوندن میگن مگه اینقدر کلمه عربی توی زبان فارسی وارد نشده حالا انگلیسی هم وارد بشه چی میشه مگه؟ در حالی که نمیفهمند ورود کلمات عربی به خاطر نزدیک بودن فرهنگ ماست.
روز اول مدرسه چطور بود؟
روز اول مدرسه با اینکه پیش دبستانی نرفته بودم اما اصلا فضای گریه نداشتم. جشنمون اون سال با دخترها یکی گرفته شده بود و از پسرها فقط من رفتم سر صف قرآن خوندم بقیه دختر بودن که واسه شعر خوندن اومده بودن.

Capture.JPG4 دیگه گذشت اون دوران الآن تحریمیم، می‌فهمید: تحریم

از معلم هاتون بگید؟ تاثیرگذارترین معلمتون؟
آقای مرتضوی معلم ادبیات اول راهنمایی. خیلی حواسش به بچه های مذهبی بود و یادمه کتاب آفتاب در حجاب رو بهم داد.
دوستان صمیمی مدرسه؟
دوران دبیرستان بیشتر با بچه های کانون ارتباط داشتم به خصوص آقا مرتضی داور رو خیلی اذیت میکردم خیلی رفیق بودیم.
کی فهمیدید شاعر شدید؟
نمیدونم الآن هم شاعرم یا نه ولی از سوم دبیرستان روش کار کردم.
آخرین بیتی که گفتید؟
مرا به خاطره های دلت چنین بسپار
کسی که خنده‌ی تو تمام آرزویش بود…
با کدوم شعرتون بیشتر حال کردید؟
غزل دوباره غزل با دو رکن در تکرار
نبودن تو و دلتنگیم پس از دیدار…
با شعر میشه به ثروت رسید؟
بله هستن شعرایی که شعر میگن که از اینور اونور سکه و اینا بگیرن.
به قدرت چی؟
قدیم شعرا خیلی قدرت داشتند، دوران مشروطه این رو زیاد دیده مثلا “میرزاده عشقی” یه نمونه بارزه که مجبور شدن ترورش کنند.
پیش دانشگاهی چطور بود؟
من چون پیش دانشگاهی تو مدرسه عادی بودم بیشتر از بقیه درس میخوندم. یه خاطره از اونموقع یادمه که یه روز مثل همیشه تو نمازخونه داشتم درس میخوندم که یهو حس کردم همه جا سوت و کوره، اومدم بیرون دیدم که در سالن بسته ست و همه رفتند. خلاصه داد و بیداد کردیم و مستخدم مدرسه اومد یه کم غر زد و درو باز کرد.(چقدر خفن میگن سعدی هم همینجوری بوده!)
رتبه کنکور و انتخاب رشته؟
من دو بار کنکور دادم اولی ۴۲۰۰شد و دومی که طمع کردم شد ۵۰۰۰٫ رفتم عمران که علاقه داشتم.
آیا راه موفقیت فقط دانشگاهه؟
نه مهم تخصصه. ممکنه یه نفر رفته باشه دانشگاه مکانیک هم خونده باشه ولی هیچ کار عملی نکرده باشه.
ازدواج؟
هنوز حاصل نشده. چون سطح توقعات من بالاست.(چه حرفا! همه چی برعکس شده وا)
از چه سالی وارد کانون شدید؟
دوم به سوم راهنمایی آقای گلردی با ما از طرف کانون تماس گرفتند که ما یه مجموعه ایم و برای قبولی یه سری پارامترها داریم و ما هم پا شدیم رفتیم . ازمون آزمون گرفتند و قبول شدیم.
تا حالا از کانون اخراج شدید؟
همون عید سوم راهنمایی واسمون اردوی عید گذاشته بودند تا واسه آزمون رشد درس بخونیم از صبح زود همه میومدند ولی من ساعت ۹ تازه میومدم که توی یه جلسه آقای گلردی گفتن که ما میخوایم بچه هایی که تا امروز در اختیار خودشون بودن رو بذاریم در اختیار خودشون باشن و اون نفر کسی نیست جز آقای رضاییان و…
برای چی موندید؟
من قبلا مجموعه های دیگه هم رفته بودم ولی کانون مثل بسیج نبود که یه سری ارتباطات خشک و بی روح حاکم باشه؛ تا این حد که آقا جعفر فرجی با اون عظمت با ما نوشتن و قلم زدن رو کار میکردن.
مسئول دوره؟
آقای گلردی و آقای جعفر عظیمی

Capture.JPG22چه رابطه عمیقی بین مسئول دوره و دانش آموزا حاکم بوده!! کاش کانون به اون روزای اوج خودش برمی‌گشت!

بهترین دوستان شاعرتون؟
دکتر سیار و آقای لطیفیان واقعا از من حمایت میکنن. آقای شیخ الاسلامی که جدیدا کتابش اومده بیرون هم هست.
یه لطیفه شاعرانه؟
به یکی گفتن اینجا چیکار میکنی؟
گفت پس کجا چیکار کنم.(خودم با این خیلی می‌خندم)
از چه موسیقی ای خوشتون میاد؟IMG_5312
بیشتر از موسیقی لایت خوشم میاد؛ و حماسی
بهترین نمونه عشق در ادبیات فارسی؟
لیلی و مجنون الآن به ذهنم میاد چون از عشقش برای خودش چیزی نمیخواد.
بهترین نمونه طنز در ادبیات فارسی؟
سعید بیابانکی واقعا طنزهای قوی‌ای داره و البته ناصر فیض
اگه بخواهید از افرادی که نام میبرم استنطاق کنید چی میپرسید ازشون؟
مولوی: در شمس چی دیدی که تو رو متحول کرد؟
گاندی: یه جمله معروف درباره امام حسین(ع) داره، میپرسیدم چطور به این نتیجه رسیدی؟
هیتلر: با این کارهات دنبال چی بودی؟
سعدی:این شعرا رو از کجا آوردی؟
شهریار:این فیلمی که در موردت ساختن واقعیه؟
حسین رضاییان:چیزی داری که بتونی بهش افتخار کنی؟
کسی هست که ما اسم نبردیم ولی دوست دارید باهاش صحبت کنید؟
من با عموی شهیدم تا الآن خیلی خلوت کردم ولی تا حالا نه به خوابم اومده نه چیزدیگه ای خیلی دوست دارم یه فرصت هم صحبتی پیش بیاد.

مثل همیشه منتظر نظرات سبزتان هستیم. تو این ایام حتما دعا بفرمایید. در ضمن یکی از دوستان گفتن بگم که به فرزندان خودتون مبارزه با آمریکا را آموزش بدهید.
جمعه هر هفته با استنطاقیه
منتظر ادامه‌ی استنطاق باشید…

۲ نظر

  1. با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات
    به نظر حقیر طرح خوبی است اما میتوان با ارائه سئوالات بهتر و حساب شده تر، مفیدترش هم کرد.
    اجرکم عندالله

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.