دوشنبه, ۱, آبان ۱۳۹۶

مبانی رجوع به علمای ربانی بصیر

بسمه تعالی
«کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید» شهید آوینی
اعتماد و رجوع به «عالم ربانی بصیر» به امر « نائب حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف»

امام آرمان وجودی بشر
پرستش و عبودیت، محبت و عشق، زیبایی، اعتدال و عدالت، زندگی بی پایان و بدور از پیری و مرض و مرگ(جاودانگی)، عزت و شرافت و آرمان طلبی…، گرایش هایی هستند که کِش کِشانه آدمی را به سوی مقصدش راه می برند و نشانه هایی که نسبت او را با عهد ازلیش آشکار می نمایند و نداهایی که  خواب و خیالِ پوچ و بی سرانجام بودن آفرینش را می شکنند و آدمی را از درون با ترانۀ سبوحٌ و قدوسٌ همه اجزاء عالم پیوند می دهند
«و اِن مِن شیءٍ اِلّا یُسبِّحُ بِحَمدِه و لکِن لا تَفقَهُون تَسبیحَهُم» چیزی نباشد جز آنکه تسبیح گوید بحمد او ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید(إسراء ۴۴)
جمله ذرات در عالم نهان با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و هوشیم با شما نامحرمان ما خامشیم
اما راه بارور شدن و به ثمر نشستن این گرایشات درونی و فطری چیست؟ جواب این پرسش را در کمال خواهی و آرمان گرایی انسان باید جستجو نمود.
« و آرمان دورنمایی است که انسان در فراسوی حیات خویش تصور و تجسم می کند و آنگاه راه زندگی خویش را بگونه ای انتخاب می کند که به آن آرمان متصور برسد»(شهید آوینی کتاب توسعه و مبانی)
امام آرمان وجودی بشر است و آدمی ملاک ها ومعیارها و باید و نبایدهای زندگی را از امام خویش اخذ می نماید و گرایش های درونی و فطری خود را در نسبت با او معنا می نماید؛ امام قلّه ایست که بشردر راه رسیدن به او، هرآنچه را یار و همراهش باشد برمی گزیند و هرچه را که مانع و سنگ راه، رد می نماید. و لذا در انتهای حرکت خود و در منزل آخرت با او محشور می شود 
یَوْمَ نَدْعُواْ کُلَّ أُنَاسِ بِإِمَامِهِمْ …( إسراء ۷۱) یاد آورى روزى را که هر گروهى از مردم را با پیشوایانشان (ائمّه هدى و پیشوایان راه حقّ را با شیعیان و دوستدارانشان، و ائمّه ضلال و پیشوایان گمراهى را با پیروانشان) میخوانیم‏… 

ائمه هدایت یا ائمه کفر
سنت الهی بر آنست که هیچ موجودی بدون امام ، نمی ماند و اگر امام حق را نشناخت و هستی خویش را در کف او ننهاد، قطعاً طُعمه و تابع ائمه کفر خواه شد؛ چراکه شیطان رجیم از آنجا که این قیام فطری آدمی را نمی تواند سرکوب نماید آنرا با تلبیس خود منحرف نموده و ائمه کفر را به جای ائمه حق حاکم بر مملکت وجود بشر می نماید.
« و در کافى به سند خود از طلحه بن زید، از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: ائمه در کتاب خدا دو قسمند. یکى پیشوایان هدایت، که در باره‏شان فرمود:” وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا” یعنى قرار دادیم ایشان را امامانى که به امر ما هدایت مى‏کنند، نه به امر مردم، بلکه امر خدا را بر امر خود و حکم خدا را بر حکم خود مقدم مى‏دارند، قسم دوم پیشوایان ضلالت، که در باره‏شان فرمود:” وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ” ایشان را قرار دادیم پیشوایانى که مردم را به سوى آتش مى‏خوانند، امر خود را قبل از حکم خدا، و مقدم بر آن مى‏دانند، و بر طبق هوى و هوسها، بر خلاف آنچه در کتاب خداى عز و جل هست، عمل مى‏کنند اصول کافى، ج ۱، ص ۲۱۶» (ترجمه المیزان، ج‏۱۶، ص: ۵۶) 
لذا ابلیس خبیث گاه پول و ثروت را و یا قدرت و شهرت را و گاه نفس عماره و یا شیاطین را امام و غایت انسان معرفی می نماید و بشر دور افتاده از معرفت را در غفلتی ظلمانی و جهلی عمیق فرو برده و امامی خیالی را برای او تصویرمی نماید؛ لذا در روایت شریف بیان شده که: 
امام صادق علیه سلام فرمودند: مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَهُ جَاهِلِیَّهٍ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَمْ یَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ (الکافی ج : ۱ ص : ۳۷۲) 

سلسله ولایت معصومین علیهم السلام
خداوند وجود ۱۴ نور معصوم را بهانه خلقت این عالم و واسطه فیض الهی و سبب اتصال میان آسمان و زمین قرار داد و ایشان را اسوه و امام عالمیان خواند ، چرا که عهده دار مظهریت اسماء و صفات الهی اند و شبیه ترین و نزدیکترین مخلوقات به حضرت رب العالمین می باشند .
آیه شریفه «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ» ولایت الله را اثبات می‌ نماید، و با آیه «وَمَن یَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ» ولایت رسول خدا در ادامه ولایت الهی مطرح می‌شود. حقیقت مفهوم ولایت مطلقه و ابعاد و عمق آن نیز در آیه شریفه: «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم. پیغمبر اولى و سزاوارتر به مؤمنان است از خود آنها »(احزاب ۶) ؛ به خوبی تبیین شده است و بر اساس آن مؤمنان باید حکم و اراده پیامبر(صلی الله علیه و آله ) را مقدم بر اراده و تصمیم خود بدارند و از جان و مال در اطاعتش هیچ مضایقه ای نکنند.
در واقعه غدیر خم به دستور الهی و با بیان «من کنت مولاه فهذا علی مولاه » توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) عهد امامت و ولایت مطلقه در امامت علی علیه السلام ظهور یافت و توسط ایشان به سایر ائمه علیه السلام رسید.

ایمان به ولایت‌فقیه یعنی ایمان به ولایت ائمه اطهار 
در استمرار سلسله ولایت مطلقه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیع شریف و معروف خود به اسحاق بن یعقوب (به عنوان قاعده کلی) این چنین می نگارند « … و اَمَا الحوادثُ الواقعهُ فارجعوا فیها الی رُواهِ اَحادیثِنا فاِنَّهم حجتی علیکم و اَنا حجَّه اللهِ عَلیهم»(عده الاصول)در پیشامدهایی که رخ می دهد، به راویان احدیث ما(مجتهدان بصیر) مراجعه کنید که آنها حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشان.
آخرین امام معصوم راه رسیدن به قله و نجات از حوادث دوران غیبت و عصر جاهلیت ثانی را رجوع به مجتهد ان بصیر دانسته اند و اینگونه حکم ولایت ایشان را، که در طول امامت و ولایت معصومین (علیهم السلام) می باشد را امضاء نمودند.
این مرتبه از ولایت در طول تاریخ با مجاهدت و جان فشانی همه فقهای بزرگ شیعه در اوج قوام نظری حفظ شد تا در عصری که حکما آنرا عصر امام خمینی می نامندش، این اصل مسلم فقه شیعه تحت زعامت ایشان به عنوانِ یک فقیه عادل و عارف کامل و از نزدیکترین افراد به مقامات انسان کامل، عینیت خارجی یافت؛ با ظهور انقلاب اسلامی که در حقیقت ثمره سیر انفسی امام و امت بوده همه بت های شرق و غرب عالم در هم شکست و بشر دور افتاده از نور الهی تجدید عهد ازلی اش خویش را آغاز نمود.
ایشان در تبیین خود با استناد به آیات و روایات، حقیقت ولایت مطلقه فقیه را همان ولایت رسول الله و استمرار حرکت انبیاء معرفی نمودند در نتیجه با توجه به آیه شریفه «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» اراده وتصمیم ولی فقیه را در امور اجتماعی و حکومتی اولی بر اراده و تصمیم سایر مؤمنین دانسته اند. چراکه ولی فقیه شبیه ترین و نزدیک ترین افرادِ امت به امام معصوم (علیه السلام) در افکار و صفات و اعمال است.
در این خصوص امام خامنه ای «مدظله العالی» می فرمایند: « بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولایی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم شامل فقهای عظام هم می‏شود، چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین نیست»( سوال ۶۲ اجوبۀ الإستفتاهات)
علامه مصباح یزدی «حفظه الله»: آن وقتی که هنوز انقلاب پیروز نشده بود و قانون اساسی اسلامی نوشته نشده بود، مردم ولایت‌فقیه را قبول داشتند و سینه‌هایشان را جلوی سرنیزه‌های سربازان شاه باز می‌کردند می‌گفتند: بزن چون مرجع تقلید من دستور داده و گفته تقیه امروز حرام است ولو بلغ ما بلغ! آیا آن هم در قانون اساسی نوشته شده بود؟! خیر، ایمان مردم ارتکاز شیعه اقتضا می‌کند که در زمان غیبت باید به کسی که اشبه مردم است به امام معصوم اقتدا کنیم. این را پیرزن‌ها و پیرمردهای دهاتی هم آسان می‌فهمند که وقتی دسترسی به امام معصوم ندارند باید به کسی مراجعه کنند که اشبه به امام معصوم است… (در جمع طلاب مؤسسه امیربیان – ۱۵/۱/۱۳۹۲)

اعتماد و رجوع به «عالم ربانی بصیر» به امر « نائب حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف»
در ادامه این سلسله هدایت الهی مقام عظمای ولایت و نائب بر حق حضرت حجت، امام خامنه ای «دامت برکاته» با توجه به آغاز فتنه ها و طوفان های سهمگین که همچون پاره های آتش محصول ایمان ها را نابود می کند و مانع دست یافتن به قله ها می شود همگان را امر به پناه بردن به دامن «علمای ربانی بصیر» فرموده اند. علمایی که به معنای حقیقی کلمه اهل بصیرت و تقوا و معرفت اند و امام خود را شناخته و از ائمه کفر تبری می جویند و قطب نمای بصیرت در طوفان های فتنه گشته اند و سربازانی که خود را بیش از دیگران به نائب امام زمان عجل الله سپرده اند و بیشترین سنخیت را با ایشان یافته اند و عمار گونه صف حق را از باطلِ آمیخته به حق جدا می نمایند:
– آیت الله صدیقی در سخنانی که فیلم آن موجود است در باره لزوم رجوع به عالم ربانی بصیر فرموده اند: چند وقت قبل به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم ، حضرت آقا فرمودند:« تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید طوفان ها زیاد است و این طوفان ها گاهی اوقات سخت می شود و در این طوفان ها نمی توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند»، بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید(منبع : سایت خبری رجانیوز)
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام:«مردم بر سه گونه‏اند: عالم ربّانى و متعلّم در راه رستگارى و مردمى که مانند مگس‏هاى ناچیز نه تعقلّى دارند و نه وجدان آگاه، دنباله‏رو هر عربده‏اى هستند که آنانرا بخود جلب نماید، با هر بادى که مى‏وزد حرکت میکنند، دلهاى آنان با نور علم روشن نگشته است و تکیه بر رکن محکم و مورد اعتماد ندارند.» (ترجمه‏وتفسیرنهج‏البلاغه علامه جعفری، ج ۱۹ ، صفحه‏ى ۲۵۷)
– امام خامنه ای(مدظله العالی):
«مثل جنگ نظامى، چشمها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. در جنگ نظامى هم، هر طرفى که بدون شناسایى و دیده‌بانى و بدون دانستن وضعیت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پایین بیندازد و جلو برود، شکست خواهد خورد. در جنگ فرهنگى هم، همین‌طور است. اگر ندانید که دشمن کار مى‌کند، یا از آن‌که مى‌داند، فرمان نبرید، از فرمانده‌ى فرهنگى دستور نگیرید، یا او از نیروى شما استفاده نکند و مانور و سازماندهى را درست انجام ندهد، پشت سرش شکست است.» (۱۲/۰۲/۱۳۶۹)
اهمیت و ضرورت این فرمان زمانی آشکار تر می شود که در فرصتی دیگر ارزیابی دقیقی از حوادث زمانه و نحوه صف آرایی دشمنان انقلاب اسلام داشته باشیم اما برای اهل ولایت همین بس که فرمان، فرمان امام است و تبعیت از آن واجب می باشد. حقیقت نورانی این فرمان در آیات قرآن کریم این گونه تلألو یافته: 
– فَسئَلُوا أَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لاتَعلَمُونَ(انبیاء آیه ۷) اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید
” – وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ …”(توبه ۷۱)
«… مى‏فرماید:” مردان و زنان با ایمان اولیاى یکدیگرند”، تا منافقین بدانند نقطه مقابل ایشان مؤمنین هستند که مردان و زنانشان با همه کثرت و پراکندگى افرادشان همه در حکم یک تن واحدند، و به همین جهت بعضى از ایشان امور بعضى دیگر را عهده‏دار مى‏شوند.و به همین جهت است که هر کدام دیگرى را به معروف امر مى‏کند و از منکر نهى مى‏نماید. آرى، بخاطر ولایت داشتن ایشان در امور یکدیگر است- آنهم ولایتى که تا کوچکترین افراد اجتماع راه دارد- که به خود اجازه مى‏دهند هر یک دیگرى را به معروف واداشته و از منکر باز بدارد». ترجمه المیزان، ج‏۹، ص: ۴۵۵ 
دلیل دیگر آنکه به ارتکاز ذهنی و به اجماع عقلا این رجوع امریست بدیهی، چراکه عقل حکم می کند که درابتلائات پیچیده اگر امکان دسترسی به طبیب تراز اول وجود نداشت و یا دسترسی هست اما بنا بر مصلحتی نتوانست جواب درد را عرضه کند، در این صورت به طبیبی که او معرفی کرده و یا در رتبه بعدی قرار گرفته و شبیه ترین به طبیب برتر است باید رجوع شود؛ اعتماد و رجوع به عالم ربانی نیز از همین جنس است
شهدای انقلاب اسلامی که مظهر وفا کنندکان به عهد ازلی و ستارگان هدایت در آسمان ظلمانی آخر زمان اند با سرهای جدا افتاده از پیکر خویش پرده از این راز برداشتند که برای خدایی شدن باید حسینی شد و حسینی شدن جز با لبیک گفتن به خمینی و ذوب شدن در او محقق نخواهد شد و رضایت روح خدا در اطاعت از فرماندۀ حاضر در میدان نبرد بود ولا غیر. با فانی شدن در ولایت بود که بت عظمای نفس را شکستند و آفتاب اخلاص را بر مملکت وجود حاکم نمودند و اینگونه ابلیس خبیس و لشگر سراسر ظلمتش را زمین گیر نمودند تا اعتراف کند که :لاغوینهم اجمعین إلّا عبادک المخلصین
لذا تحقق همه نیازهای وجودی انسان که در فطرت او مفطور شده و در رأس همه آنها خدایی شدن، راهی جز ذوب شدن در امام معصوم(ع) ندارد و راه رسیدن به ایشان در دوران غیبت و در ساحت جمعی، تنها با سر سپردن به نائب برحقشان تحقق خواهد یافت و نایبِ امام معصوم(ع)، علمای اهل بصیرت و تقوا را پناهگاه امن برای در امان ماندن از فتنه ها دانسته اند چراکه خود را بیش از دیگران به امام اش سپرده است و بیشترین سنخیت را با ولی فقیه یافته است. لذا حزب الله که امروز در فرزندان معنوی امام خامنه ای تعین یافته برای رسیدن به کمال مطلق، اعتدال و عدالت، محبت و عشق، عزت و شرافت، آزادی و آزادگی، زیبایی، جاودانگی، قدرت و آرمانخواهی راهی ندارد جز آنکه نبض افکار و اخلاق و اعمال و برنامه هایش را با عالم ربانی بصیر تنظیم نماید و در مسائل اجتماعی و حوادث زمانه، راهنمایی های او را نصب العین خود قرار دهد. 
مصداق عالم ربانی بصیر که علم و بصیرت و تقوا در او جمع باشد را ولی امر مسلمین به همگان معرفی نموده اند و امت را از سرگردانی نجات داده اند اما جز اهل ولایت توفیق رجوع و اعتماد نخواهند یافت، در صدر اسلام هم نه تنها امت بلکه برخی از صحابی بزرگ پیامبر در آزمون تبعیت از امر رسول الله صلی الله علیه و آله در پذیرفتن ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام مردود شدند. (قصد از این مثال مقایسه مسئله ولایت نیست بلکه مردود شدن امت در تبعیت از فرمان امام منظور است). 
با عنایت حضرت حق در مقاله ای مستقل به رمز گشایی از مصادیق علمای ربانی بصیر و نقش ایشان در حوادث گوناگون انقلاب خواهیم پرداخت انشاالله
کلام آخر اینکه: امروز در عالم هر فردِ «غیر شیعه اثنی عشری» به شناخت و تبعیت از ولایت ائمه معصوم ابتلا می یابد، در مرتبه ای دیگر هر«شیعه ای» در تبعیت از ولایت مطلقه فقیه امتحان می شود و در مرتبه ای بالاتر امروز ابتلا و امتحان فرزندان معنوی امام خامنه ای در رجوع به عالم ربانی بصیر ظهور یافته است، تا ولایت مداران حقیقی از غیر شناخته شوند و اینگونه سنت الهی امتحان و ابتلا در عالم جریان یابد. لذا امروز اعتماد و تبعیت از روشن گری های فرمانده فرهنگی و عالم ربانی بصیر همان پاسخ گفتن به ندای فطرت و قبول حکم عقل و لبیک گفتن به امر نائب حضرت حجت عجل الله فرجه شریف است».

والسلام
وحید حقانی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*