دوشنبه, ۲, مرداد ۱۳۹۶

سبک زندگی

رهبر انقلاب در حدود یک سال پیش، مبحثی را با عنوان سبک زندگی مطرح کردند که تا کنون مورد توجه بسیاری از بزرگان و اندیشمندان قرار گرفته است. ولی متاسفانه در جوامع دانشگاهی هنوز فعالیتی جدی در این زمینه صورت نپذیرفته و این در حالی است که این مطالبه بسیار مورد تاکید و توجه ایشان بوده است.
در این نوشتار به موضوعات زیر می پردازیم:
۱- سخنان رهبری در مورد سبک زندگی
۲- تعریف سبک زندگی
۳- ارتباط سبک زندگی و تمدن سازی نوین اسلامی
۴- سبک زندگی دانشجویی

۱- سخنان رهبری در مورد سبک زندگی
وقتی به سخنان رهبر انقلاب در یک سال اخیر نگاهی بیندازیم، مشاهده میکنیم که ایشان به موضوع سبک زندگی توجه ویژه ای دارند چرا که در بسیاری از دیدارهایشان با عناصر تاثیر گذار جامعه ، به این موضوع پرداخته اند.

بیانات در دیدار دانشجویان‌(۶/۵/۹۲)
ایشان بحث در رابطه با سبک زندگی را موجب نشاط و زنده شدن دانشگاه میدانند:
«مسئله‌ى «سبک زندگى» – که بنده سال گذشته در سفر بجنورد آن را مطرح کردم و مورد استقبال هم قرار گرفت – مسئله‌ى مهمى است. بحث درباره‌ى مسائل سبک زندگى، اظهارنظر، موافقت، مخالفت، در مواد گوناگون؛ اینها بحثهائى است که دانشگاه را زنده و بانشاط نگه میدارد. اینجور بحثهاى مهم و ناظر به واقعیتها، خون در رگهاى این پیکره‌ى عظیم جارى میکند.»

بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌(۲۳/۷/۹۱)
«یکى از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبک زندگى کردن، رفتار اجتماعى، شیوه‌ى زیستن – اینها عبارهٌ اخراى یکدیگر است – این یک بُعد مهم است؛ این موضوع را میخواهیم امروز یک قدرى بحث کنیم. ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم – که هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است – باید به سبک زندگى اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشیم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنیت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبک زندگى مهم است. بنابراین مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. »
مسئله سبک زندگی از دید ایشان بسیار مهم و اساسی به شمار می رود چرا که زندگی راحت و با آرامش را در گرو پرداختن به این موضوع میدانند.

دیدار ائمه جمعه سراسر کشور با رهبر انقلاب(۱۸/۶/۹۲)
یکی از موضوعات جدی مطرح شده در دیدار با ائمه جمعه موضوع سبک زندگی است.لذا اگر اهمیت نماز جمعه و خطبه های آن برای ما روشن شود، آنگاه می توانیم اهمیت سبک زندگی را بهتر درک کنیم.
در مورد اهمیت نماز جمعه ایشان میفرمایند:
«اسلام براى نماز جمعه، خیلى اهمیت قایل است و من امروز فکر کردم بعضى از روایاتى را که در باب نماز جمعه هست، بخوانم، تا ببینید چه‌قدر این مراسم هفتگى مهم است.»(۱۹/۱۱/۶۹)
ایشان در دیدار با ائمه جمعه میفرمایند:
«یکی از مسائلی که باید در خطبه های نماز جمعه مورد توجه جدی قرار گیرد، موضوع سبک زندگی و بحث های کاملاً مستند و زنده در این خصوص است.»(۱۸/۶/۹۲)
حال اهمیت موضوع سبک زندگی از اینجا روشن میشود که ایشان درخواست میکنند این موضوع در یکی از رویداد های مهم هفته مورد توجه جدی قرار بگیرد.

بیانات در محفل انس با قرآن
«یک مسئله، مسئله‌ى احترام ظاهرى و پاسداشتن از حرمت قرآن است به معناى الفاظ قرآن، اصوات قرآنى؛ این در جاى خود چیز محترم و مهمى است. مسئله‌ى بالاتر، تخلق به اخلاق قرآنى است؛ سبک زندگى را منطبق با قرآن قرار دادن.»(۱۹/۴/۹۲)
«اگر در جوامع بشرى قرآن حاکم باشد، هم سعادت دنیا هست، هم علوّ معنوى هست. راه سلامت را، راه امنیت را، راه امنیت روانى را قرآن به روى ما باز میکند؛ راه عزت را قرآن به روى ما باز میکند؛ راه زندگى درست را و سبک زندگى سعادت‌آمیز را قرآن به روى ما باز میکند.»(۱۸/۳/۹۲)
از این بیانات ایشان این گونه برداشت میشود که بایستی سبک زندگی را با قرآن تطبیق داد و سبک زندگی قرآنی را برای تمدن اسلامی ارائه کرد.

بیانات در دیدار شاعران
ایشان یکی از مسئولیت های شاعران(به عنوان یکی از تاثیر گذارترین عناصر جامعه) را پرداختن به موضوع سبک زندگی میدانند:
«جهادِ بناى جامعه‌ى اسلامى، جهاد استحکام بخشیدن به ساخت قدرت ملى که ما مکرر رویش تکیه کردیم، جهاد اصلاح سبک زندگى – که عرض کردیم متن تمدن اسلامى این است و آنچه که در غیر از سبک زندگى بحث میکنیم، همه شکلها و شیوه‌ها و اندازه‌گیرى‌ها است – اینها هر کدام یک جهاد است،حضور در این جهاد از طریق شعر، باید مورد توجه قرار بگیرد؛حکمت، اندیشه‌ى حکیمانه، مسائل لازم براى آموختن به انسانها، اینها را فهمیدن و در شعر گنجاندن و بیان کردن – که معارف دینى و معارف انسانى و سبک زندگى جزو برترینهایش است – اینها مسئولیتهاى شاعر است.»(۱/۵/۹۲)

بیانات در دیدار جمعى از بسیجیان و فعالان طرح «صالحین»
«همین بحث سبک زندگى و اسلوب زندگى به حسب نظر اسلام، این در داخل بسیج میتواند یک معیار براى خودشناسى باشد. بحث این نیست که دستگاههاى برتر و بالاتر بیایند ما را عیار بزنند، ببینند چه جورى است، بحث این است که خودمان، خودمان را عیارسنجى کنیم. رفتار ما در محیط کار چگونه است؟ رفتار ما با همسر و فرزند چگونه است؟ رفتار ما در محیط زندگى و محیط اجتماعى چگونه است؟ رفتار ما با زیر دست چگونه است؟ با کسى که بالادست ماست، رفتار ما چگونه است؟ رفتار ما با دوست چگونه است؟ با دشمن چگونه است؟ اینها همه در اسلام اندازه و معیار دارد. خودمان را بسنجیم. این میشود عیار خویش را سنجیدن، خود را درست شناختن. اگر از اینجا شروع کردیم، بنیان زندگى ما، بنیان کار ما در همه‌ى بخشها، بخصوص در بسیج، که حالا محل بحث ماست، تقویت خواهد شد.»(۱/۹/۹۱)

۲- تعریف سبک زندگی
در ابتدا بایستی تعریفی از مفهوم سبک زندگی ارائه بدهیم،چرا که بسیاری از افراد مفهوم دقیق این واژه را نمیدانند و تعاریف یکسانی از این واژه ارائه نمیشود.
رهبر انقلاب در دیدار با جوانان میفرمایند:
«رفتار اجتماعى و سبک زندگى، تابع تفسیر ما از زندگى است: هدف زندگى چیست؟ هر هدفى که ما براى زندگى معین کنیم، براى خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود، یک سبک زندگى به ما پیشنهاد میشود. یک نقطه‌ى اصلى وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفى را باید ترسیم کنیم – هدف زندگى را – به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمیگیرد؛ بر اساس این ایمان، سبک زندگى انتخاب خواهد شد.»
سبک زندگی وابسته به هدف زندگی است.یعنی هنگامی که هدف زندگی خود را دریافتیم باید با سبکی زندگی کنیمکه به اهداف مورد نظر نزدیک شویم و لازمه ی رسیدن به سبک زندگی، ایمان داشتن به یک لنگرگاه اعتقادی است.حال باید دید این اهداف چه طور به دست می آیند و روش زندگی کردن چگونه پیدا میشود؟
در اینجا سخنانی را از کتاب جهان بینی توحیدی علامه شهید مطهری(ع) می آوریم تا این مفهوم برای ما روشن ترگردد:
«یک مسلک و یکفلسفه زندگی خواهناخواه بر نوعیاعتقاد و بینشوارزیابی درباره هستی و بریک نوعتفسیر وتحلیل ازجهان مبتنیاست‏نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان و هستی عرضهمی‏دارد ،زیر ساز و تکیه گاه فکری آن مکتببه شمار می‏رود این زیرساز و تکیهگاه‏اصطلاحا ” جهانبینی ” نامیده می‏شودهمه دینها و آیینهاو همه مکتبهاو فلسفه هایاجتماعی متکی برنوعی‏جهان بینیبوده است هدفهایی که یک مکتب عرضه می‏دارد و به تعقیبآنهادعوت می‏کند و راه و روشهایی که تعیینمی‏کند و باید و نبایدهایی که انشاءمی‏کند و مسؤولیتهایی که به وجود می‏آورد ، همه به منزله نتایج لازم وضروری‏جهان بینی‏ای است که عرضه داشته است . حکما حکمت را تقسیم می‏کنند به حکمت عملی وحکمت نظری. ” حکمتنظری‏” دریافت هستی است آنچنانکه هست ، و ” حکمت عملی ” دریافت خطمشی‏زندگی است آنچنانکه باید. اینچنین ” باید ” ها نتیجه منطقی آنچنان ” هست ” هاست ، بالاخصآنچنان ” هست ” هایی که فلسفه اولی و حکمت مابعد الطبیعی عهده دار بیان آنهاست . »
با توجه به سخنان شهید مطهری(ره) تمامی اهدفی که یک مکتب عرضه میدارد بر پایه جهان بینی استوار است.پس زمانی اهداف زندگی روشن میشود که جهان بینی صحیحی وجود داشته باشد و وقتی سبکی برای زندگی کردن ارائه می گردد که هدف زندگی معین شود .
جهان بینی —» هدف زندگی —» سبک زندگی
جهان بینی را میتوان به حکمت نظری و سبک زندگی کردن را به حکمت عملی تعبیر کرد.و میتوان گفت برای رسیدن به سبک زندگی باید به جهان بینی یا حکمت نظری توجه داشت.
حال میتوان مفهوم سبک زندگی را به صورت زیر بیان کرد:
مجموعه ای از رفتارها،اعمال،راه ها،روش ها،باید ها و نباید ها که ما را به هدف زندگی مان میرساند.
پس هر عمل،رفتار و … که از ما صورت می گیرد تابعی از جهان بینی(تفسیر ما از زندگی)است.
با این توضیحاتمفهوم سبک زندگی روشن تر شد.

۳- ارتباط سبک زندگی و تمدن سازی نوین اسلامی
«ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوین اسلامى بگیریم(هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است)،این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزارى است؛ یک بخش دیگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش باید رسید.بخش ابزارى عبارت است از همین ارزشهائى که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بین‌المللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسیله استاما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛میشود این بخش را به منزلهى بخش نرمافزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سختافزارى به حساب آورد. اگر ما در این بخشى که متن زندگى است، پیشرفت نکنیم، همهى پیشرفتهائى که در بخش اول کردیم، نمیتواند ما را رستگار کند؛ نمیتواند به ما امنیت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان که مىبینید در دنیاى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، ناامیدى هست، از درون به هم ریختن هست، عدم امنیت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بىهدفى و پوچى هست؛ با اینکه ثروت هست، بمب اتم هست، پیشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگى را، این بخش اصلى تمدن را اصلاح کنیم. ؛براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامى، بشدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانى که سعى دارند روشهاى زندگى و سبک و سلوک زندگى را به ملتها تحمیل کنند.»(۲۳/۷/۹۱)
سبک زندگی بخش اصلی،نرم افزاری و حقیقی تمدن نوین اسلامی است. برای تمدن سازی نوین اسلامی بایستی به این بخش توجه ویژه ای داشت،چرا که بخش ابزاری و پیشرفت های علمی و… به تنهایی نمیتواند جامعه را به رستگاری برساند.و پر داختن به این بخش مهم لازمه ی الگو قرار گرفتن این تمدن است.
همانطور که بیان شد هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی،ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است و برای ایجاد تمدن نوین اسلامی باید به بحث سبک زندگی پرداخت.
رهبر انقلاب بارها اشاره کرده اند که بیداری اسلامی کشور های منطقه با الگو گیری از انقلاب اسلامی ایران بوده و از برکات این انقلاب به شمار می رود.در این دوران بیداری اسلامی و پیچ تاریخی که جهان با آن مواجه است، صحبت از تمدن سازی نوین اسلامی بسیار قابل تامل و دارای اسرار بیشماری است.می توان گفت اگر ما در ارائه یک تمدن اسلامی با تمامی ابعاد موفق باشیم(همانگونه که در ارائه انقلاب اسلامی به کشورها موفق بوده ایم)،این تمدن می تواند به عنوانالگویی مناسب برای مدیریت جهانی و اسوه ای قابل پیروی برای کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گیرد.
حال میتوان بحث را به صورت زیر خلاصه نمود:

۴- سبک زندگی دانشجویی
همانطور که عرض کردیم در دانشگاه ها فعالیتی جدی در این به انجام نرسیده و باید جهادی برای اصلاح سبک زندگی آغاز گردد.
اگر بتوانیم گفتمانی برای موضوع سبک زندگی ارائه نماییم، بی شک پیشرفت های خوبی خواهیم داشت،چرا که رهبری معظم انقلاب می فرمایند:
«اگر در محیط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بیاید که ناظر به رفع آسیبها در این زمینه باشد، میتوان مطمئن بود با نشاطى که نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دارند، با استعدادى که وجود دارد، ما در این بخش پیشرفتهاى خوبى خواهیم کرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشهى اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامى ایران در دنیا آسانتر خواهد شد. »
حال از مو ضوعات مهمی که باید به آن پرداخته شود بحث سبک زندگی دانشجویی است.با تعدادی از سوالات این موضوع را مطرح میکنیم:
رفتار ما با اساتید چگونه است؟روش درس خواندن ما به چه وجهی است؟چرا مدرک گرایی در جوامع دانشگاهی بیداد می کند؟چرا بعد قبولی در کنکور و ورود به دانشگاهخوب درس نمی خوانیم؟چرا اوقات ما در دانشگاه بیهوده میگذرد؟چرا دغدغه ی علمی نداریم؟چرا پشت در دستشویی ها شعار مینویسیم؟ این امور ناشی از چه چیزی است؟چرا به پول بیت المال که برای ما هزینه میشود توجهی نداریم و از اموال دانشگاه استفاده ناصحیح میکنیم؟آیا به همان مقدار که برای ما هزینه میشود برای کشور سود داریم؟چرا بعضی از اساتید به فضای علمی دانشگاه توجهی ندارند؟دیدگاه ما به مسئله حجاب چگونه است؟دیدگاه ما به روابط بین دختر و پسر چطور است؟چرا بعد از مدتی بعضی از دانشجویان سیگار میکشند؟دیدگاه ما نسبت به ازدواج دانشجویی چیست؟
در این زمینه موضوع بسیار مهم دیگری که می تواند مورد توجه دانشجویان کانونی قرار بگیرد مسئله “سبک زندگی کانونی- دانشجویی” است ، باز هم با تعدادی سوال این مسئله را پی می گیریم:
جایگاه کانون در زندگی ما کجاست؟ چگونه میتوانیم بین وظایف خود در زندگی معنوی،خانوادگی، اجتماعی، دانشگاهی و کانونی اعتدال برقرار کنیم؟ چرا گاهی درس یا خانواده را (به غلط) فدای کانون می کنیم؟چرا گاهی به بهانه ی درس از انجام مسئولیتهایمان در کانون شانه خالی می نماییم؟ رابطه ی ما با سایر دانشجویان کانون باید چگونه باشد؟ در مواقع حضور در کانون چگونه باید زمان خود را مدیریت کنیم؟ آفات زندگی کانونی چه هستند و چگونه می توانیم از آنها رهایی یابیم؟
تا اینجا موضوع سبک زندگی دانشجویی و کانونی به اجمال و اختصار مطرح شد،البته با مطرح شدن این مشکلات کاری از پیش نمی رود بلکه یک کار جهادی لازم است تا این مشکلات برطرف شود.ان شا… به مدد الهی و فضل پروردگار باید همگی دست به دست هم دهیم تا سبک زندگی اسلامی را تبیین نموده و راهی بسوی دروازه های تمدن نوین اسلامی بگشاییم.
***در اینجا از تمامی مسئولین کانون،دانشجویان و … درخواست می شودکه با یک گفتمان سازی این جهاد روی زمین مانده را احیا نموده تا بتوانیم در تمدن سازی نوین اسلامی سهیم باشیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*