چهارشنبه, ۲, خرداد ۱۳۹۷

دلیل آتش بس!

عربستان سعودی دو هدف اصلی را برای حمله به یمن در نظر گرفته بود: ۱) حذف یا مهار «انصارالله» ۲) بازگرداندن رئیس جمهور غیر قانونی «منصورهادی» به کرسی حکمرانی. حال باید بررسی کرد که آیا اهداف عربستان محقق شد یا خیر؟ اوضاع کنونی یمن حاکی از آن است که عربستان به هیچکدام از اهداف خود دست نیافت حتی سعودی­ها هزینه­های زیادی از قبیل اقتصادی، نظامی، حیثیتی را متحمل شدند تا به این اهداف دست یابند اما مقاومت مردم یمن مانع از این امر شد. در این راستا اگر بخواهیم آثار و پیامدها و تبعات اتفاقی که در یک ماه گذشته در کشور یمن به وقوع پیوست را به چند بخش تقسیم نماییم، یکی در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است، دیگر در خصوص خود کشور عربستان سعودی است که خود دارای دو بخش است؛ یکی بخش معادلات دربار سعودی است و دیگری بخش امنیت ملی و قدرت نرم کشور عربستان. بخش آخر هم مربوط به کشور یمن می‌شود و اینکه در ادامه، در صحنه‌ی تحولات این کشور احتمالا شاهد چه ماجراهایی خواهیم بود.

الف) سطح فرامنطقه­ای:

اوباما برای اجرای سیاست­های نظامی­گری ایالات متحده ۶ سیاست را اعلام کرد که عبارتند از: ۱- مدیریت از راه دور ۲- واگذار کردن حل مشکلات منطقه‌ای به بازیگران منطقه‌ای ۳- تلاش برای نزدیک کردن عملیات‌های نظامی به عملیات‌های اطلاعات‌پایه و در نتیجه کوچک‌کردن ارتش ۴- تشکیل ائتلاف‌های منطقه‌ای ۵- اجتناب از مداخله‌ی مستقیم و ۶- استفاده جدی‌تر از ابزارهایی مانند تحریم‌ها و مجازات‌های چندجانبه. قریب به اتفاق رفتارهایی که آمریکایی‌ها در رابطه با یمن داشته‌اند در این چارچوب می‌گنجد، خصوصا تاکید آن‌ها بر ایجاد و تاسیس ائتلاف‌های منطقه‌ای اینگونه بوده است. اما آنچه در صحنه عمل مشاهده می­شود این است که مدل آمریکایی­ها مبنی بر واگذاری حل مسائل مناطق مختلف دنیا به هم‌پیمانانش در منطقه غرب آسیا با شکست مواجه شده است.

ب) سطح منطقه­ای:

در سطح منطقه­ای اتفاقات اخیر دارای پیام­هایی بوده است که به برخی از آنها اجمالا اشاره می­کنیم:

  • شکست اولین مدل عملی نیروی مشترک عربی در صحنه‌ی واقعی.
  • تقابل محور مقاومت با محور ارتجاع.
  • تثبیت یمن به‌عنوان قطعه‌ زمین بسیار ارزشمند و جدید محور مقاومت.
  • تضعیف روحیه متحدان آل سعود در جبهه­های مختلف منطقه (مثل سوریه، عراق، بحرین)
  • الگوسازی مردم یمن برای انقلاب­های ناکام موج اول بیداری اسلامی.
  • تیره شدن رابطه آل سعود با برخی از هم­پیمانانش از جمله مصر و پاکستان.

ج) دربار سعودی:

با پایان یافتن جنگ احتمالا شاهد برخی تنش­ها در دربار سعودی خواهیم بود با این توضیح که جناح سدیری­ها عمدتا حامی جنگ بودند و غیر سدیری­ها منتقد جنگ علیه یمن بودند، خصوصا اینکه غیرسدیری‌ها بعد از روی کار آمدن «سلمان» به حاشیه رانده شده بودند و الان مقداری از کنج عزلت و حاشیه‌ی انفعال خارج خواهند شد و به نقش‌آفرینی خواهند پرداخت.

د) امنیت ملی و قدرت نرم سعودی:

  • شکست آل سعود در تحقق اهداف خود در یمن، اولین شکست راهبردی و تحقیر آل سعود در شبه جزیره پس از تاسیس پادشاهی آل سعود است.
  • ضربه خوردن به ژست پدرخواندگی آل سعود در جهان اسلام و حتی جهان عرب.
  • لزوم اختصاص نیروی بیشتر امنیتی و نظامی برای پدافند در مقابل آفندهای احتمالی انصارالله یا یمنی‌های داخل سعودی.

ه) نتایج وتبعات درون یمن:

  • تثبیت انصارالله و هم­پیمانانش(کمیته­های مردمی، قبایل و بخش اعظم ارتش) به عنوان بازیگر و قدرت تراز اول در صحنه یمن.
  • احیای عزت و پایان تحقیرهایی که از سوی آل سعود نسبت به آنها انجام می­گرفت.
  • ممکن است آل سعود از این پس برای مهار انصارالله، بی ثباتی و ناامنی را در یمن افزایش دهد و این بی ثباتی را تثبیت کند.

برگرفته از مقاله منتشر شده در اندیشکده تبیین

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*