دوشنبه, ۱, آبان ۱۳۹۶

مصاحبه مجله ۵۷ با حجت السلام رجبی(بخش دوم)

کسب مدال نه برای تن پروری بلکه برای خدمت بیشتر در مسیر آرمان های الهی

در ادامه بخش دوم از مصاحبه مجله ۵۷ با حجت الاسلام رجبی ارائه می شود:

-شما در این سبک از تربیت مسجدی شخص را به سطحی از رشد قبل از ورود به دانشگاه می رسانید. احساس نمی کنید وقتی این نسل وارد دانشگاه شود رویکردهای دیگر روی آن اثر بگذارد و این مخل روند تربیتی شما باشد؟

قرآن کریم می فرماید: (کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ) همه ی انسان ها براساس شاکله شان عمل می کنند. اگر کسی شاکله ی خوبی پیدا نمود و زمین وجودش آباد شد و شخصیتش شکل گرفت وقتی با مشکلات مواجه شود قوی تر هم می شود. برای نمونه همین فضای آلوده دانشگاه ها، دانش آموزی که انسان مهذبی بوده و تهذیب نفس جزء‌ برنامه های خود و کانونش بوده از آنجا که مقدمات در وجودش شکل گرفته و به لحاظ علمی هم قوی شده وقتی وارد دانشگاه می شود اماده مبارزه با مشکلات و موانع آن فضا می باشد یعنی با  تکیه بر شاکله ای که قبلا بسته شده و برنامه هایی که قبلاً داشته با موانع به مبارزه بر می خیزد و ورزیده تر می شود. البته دانشگاه خوب هایی هم دارد مثل اینکه در آنجا با جمعی از بچه های حزب اللهی که احیاناً از مساجد دیگر وارد دانشگاه شدند ارتباط برقرار می کند یعنی همه تهدید نیست فرصت است اگر نخبه  و استعدادی خوب تربیت شد و شاکله شخصیتی او خوب شکل گرفت  می رود از موانع و از فرصت ها و تهدیدها استفاده می کند خودش را بیشتر رشد می دهد و قطعا اثر هم می گذارد. الان رفقای فارغ التحصیل ما در دانشگاه های خودشان موثر هستند در بسیج دانشجویی و برنامه های فرهنگی دانشگاه شان تا جایی که بتوانند فعال هستند و روی اطرافیان قطعاً اثر دارند.

IMG_2220

-شما در واقع یک طرح تربیتی را که ذیل تربیت مسجدی است در درون حسینیه پیش می برید و درون مسجد فعالیت نمی کنید. آیا این دو با هم منافات ندارد؟

ما الان در حسینیه فعالیت می کنیم و برنامه مان طوری است که یک حسینیه بزرگی برای نمازهای جماعت داریم و بقیه ی کار حول آن است و کلاس ها بالای آن حسینیه برگزار می شود و باقی شعبات دیگرمان هم همین طور است. در کتاب نظام های تربیتی کانون آورده ایم که وطن اصلی اینگونه فعالیت ها مسجد است . ما هم افقمان این است که حتماً کار را درون مسجد ببریم منتها مسجدی با قابلیت هایی که این طور برنامه ها را بشود در آن پیاده کرد. نمونه هایش در کشور بعضاً هست. مسجد فقط مسجد نیست بلکه مسجد باید مکانی باشد که در تراز آن برنامه هایی قرار گیرد که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز برنامه داشته؛ یعنی مسجدی که مرکز علم و تربیت و اداره اجتماع است مسجدی که قلب تپنده ی شهر است و ما بنا داریم اگر روزی امکاناتی پیدا کنیم قطعاً به این سمت حرکت کنیم. چون داریم وارد بحث های دیگر می شویم این را هم شما بدانید به نظر ما می رسد این فعالیت موطنش مسجد است همانطور که از مسجد آغاز شده باید در مسجد هم فعالیت پرو بال پیدا بکند.

– با توجه به این که مقام معظم رهبری در ذیل بیاناتشان می فرمایند مساجد سنگر است و صاحب سنگر روحانی است. این موضوع را چطور می بینید؟

اصلا در برنامه های اسلام تربیت بر عهده ی علما است یعنی اگر شما نگاه کنید روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) را غیر علما «ایتام آل محمد (صلی الله علیه و آله) خوانده شده اند و در مقابل کسانی که باید از این ایتام سرپرستی کنند را علما نامیده اند. روایت های زیادی است مثلا در اصول کافی که مردم را مخصوصا در دوره ی غیبت با این عنوان خطاب می کنند می گویند ایتام آل محمد و به علما می گویند شما وظیفه ی سرپرستی از ایتام آل محمد را دارید. منظور از سرپرستی از ایتام آل محمد (ص) سرپرستی نان و آب است؟‌ نه آن ها که در مسائل مادی ایتام نیستند پدر و مادر و سرپرست دارند بلکه ایتام آل محمد (ص) یعنی سرپرستی در هدایت و تربیت؛ یعنی مردم از امام خودشان منقطع هستند و در این شرایط انقطاع این وظیفه به دوش علما سپرده شده که سرپرستی در تربیت و هدایت مردم را به عهده بگیرند این وظیفه در راس، به ولی فقیه و نائب امام زمان سپرده می شود در بدنه ی اجتماع به  دست بقیه ی علما سپرده می شود. از یک طرف دیگر تنها تاسیسی که پیامبر اکرم (ص) به لحاظ ساختمانی انجام دادند مسجد است نقطه ی اجتماع مسلمین را همیشه در هر امری مسجد قرار داده است. وقتی می خواستند افراد مدینه النبی را جمع کنند و یک مساله ای را در میان بگذارند اذان پخش می کردند بلال یا هر کسی بالا می رفته و اذان می گفتند وقتی مردم صدای اذان را می شنیدند و می دیدند که الان وقت شرعی اذان نیست می فهمیدند که باید در مسجد جمع شوند مساله ی مهمی رخ داده پیامبر این ها را کار دارد. سوالی نبوده که کجا جمع شویم؟ معلوم بوده است مسجد. سوال این نبوده که چرا این اذان را می گویند؟  اذان برای اینکه مردم جمع شوند. ما می بینیم که نقطه ی تربیت و هدایت مسجد قرار داده شده این دو را وقتی در کنار هم می گذاریم می بینیم مسجد است و عالم و روحانی. روحانی مهمترین وظیفه اش تربیت است. یعنی باید نگاه تربیتی داشته باشد نگاه تربیتی هم فقط به بچه ها نیست که البته سن هر چه قدر پایین تر است تاثیر تربیتی عمیق تر است ولی در سنین بالاتر نیز تاثیر تربیتی امکان دارد لذا نقطه ی هدف و مولفه ی اصلی و نقطه ی پرگار تربیت مسجدی بدون شک روحانی مسجد باید باشد اگر روحانی مسجدی در این زمینه کم کاری کرد یا مثلاً توانش محدود بود کسان دیگر به نیابت از او کار را می کنند اما می دانیم که قطعا به آن نتیجه ی مطلوب نهایی نمی رسد وقتی کار به نتیجه ی مطلوب نهایی می رسد که خود روحانی مسجد جلودار و سرسلسله ی کار تربیت و هدایت در مسجد باشد.

IMG_2707

-در این بین نقش دانشگاه ها چه می شود؟
دانشگاه ها و مدارس یک نقاطی هستند که کمک کننده هستند مثلا این ها هم باید به یاری بیایند البته حتی شما اگر ببینید اگر به نقطه ی مطلوب نهایی نگاه کنیم یعنی بخواهیم یک افق عالی را نگاه کنیم دانشگاه های ما هم باید مسجدمحور باشند مسجد باید کانون اصلی آن دانشگاه باشد  مسجد باید نقطه ی اصلی تاثیرگذاری تربیتی و هدایتی در افراد باشد و قلب تپنده ی دانشگاه باشد وقتی در این مسجد دانشگاه جریان تربیت حیات داشت آن وقت دانشکده های دیگر هم هر کدام می آیند نقش خودشان را ایفا می کنند ولی وقتی این طور نبود مجبورند جاهای دیگر نیابتاً این کار را انجام بدهند. اگر هم جایی دیگر نیابتاً این کار را انجام ندهد آتش و چراغ تربیت خاموش شود اتفاقی می افتد که دانشگاه ما کلی زحمت می کشد و تلاش می کند و سرمایه ی عظیمی خرج می کند تا یک نیروی خوب را تربیت کند و آن نیرو پذیرش می شود و به خارج کشور می رود یا وقتی هم در کشور است به جای این که فعالیت در خدمت اهداف انقلاب و اسلام داشته باشد بر ضد این اهداف و خارج از این اهداف فعالیت می کند. برنامه هایی را اجرا می کند که مخالف روح اسلام و هدایت و تربیت است.

– بالاخره انسان ها درباره تحصیل در خارج از کشور مختار و مسئول هستند که آینده ی خودشان را خود تعیین کنند ولی گذشته از این مسئله به نظر می رسد سیستم آموزشی فعلی ما هم در رقم خوردن پدیده اخذ پذیرش از دانشگاه های خارج از کشور بی تاثیر نبوده است.

بله قطعاً. ما در همین جا دانشجویی داریم که هشت مدال المپیاد کشوری و جهانی دارد. دو مدال جهانی و دو مدال کشوری دانش آموزی و چهار مدال دانشجویی. یعنی این فرد از برجستگان دانشگاه شریف در رشته ی ریاضی محض‌ است. آقای مسعود شفاهی. بروید با ایشان مصاحبه کنید. ببینید نگاه ایشان به انقلاب چه نگاهی است وقتی یک انسان خوب تربیت شد همه ی این سرمایه ها را در خدمت انقلاب و تربیت و هدایت می آورد.

-علت این تعلق را چه می دانید؟

این طور تربیت شدند یعنی از ابتدا مساله خوب برای آنها جا افتاده است تربیت وجوه مختلفی دارد عرض کردم. شما باید در تربیت انسان سه بعد نگرش ها و بینش ها، مهارت ها و تخصص ها، معرفت و علم را در کنار هم بچینی اینها باید در هم  تنیده شود وقتی اینها در هم تنیده شد یک نفر نگاه دقیقی پیدا می کند. این می گوید برای من چه اهمیتی دارد اگر بخواهم بروم در خارج یک زندگی راحتی داشته باشم مگر قرار است من لزوماً زندگی راحتتر داشته باشم. این مطلب یا روایت است یا اگر روایت نیست خیلی مطلب دقیق و قشنگی است که «انما الحیاه عقیده و جهاد» این روایت را منتصب می کنند به حضرت امام حسین (علیه السلام) و بعضی ها هم می گویند که این روایت از ایشان  نیست و جمله، جمله دقیقی است. من اگر بخواهم بروم برای یک زندگی راحت و فقط راحتی را مدنظر قراردهم این دیگر برای من حیات نیست تازه من می روم مدال می آورم دکتری کسب می کنم مهارت کسب می کنم که تازه با آن یک کار بزرگی کنم نه این که آن را در خدمت تن پروری خودم قرار بدهم. این چه کاری است؟ من می توانستم بازاری شوم خیلی هم ثروتمند بشوم و بروم خارج از کشور زندگی کنم. نه من قرار است که تخصص را در خدمت یک آرمان بلندی قرار دهم. وقتی نگاه این شد و آدم این طور تربیت شد این آدم را هر جایی که می خواهی بفرستی بفرست. هر جا نقشی ایفا کند آن نقش در خدمت آرمان های بزرگ الهی و اسلام است.

-ما وقتی که به هشت سال دفاع مقدس به عنوان عقبه ی استراتژیک انقلاب و حفظ انقلاب برای رقم زدن تمدن اسلامی نگاه می کنیم می بینیم حسینیه ها و مساجد چه در جبهه و چه در پشت جبهه نقش کلیدی و محوری داشتند. امروز هم اگر ما به مجموعه های دانش بنیان نگاه می کنیم می ببینیم خیلی از فعالیت ها ذیل و حول یک حسینیه و مسجد با هدف تربیت مسجدی پیش می رود. این پیوند را چه طور می بینید؟

انقلاب اسلامی انقلاب معنویت و ارزش ها، در عصری است که می خواهد ارزش ها و معنویت ها را به فراموشی بسپارد. یعنی یک تمدنی در دنیا استیلا پیدا کرده که می گوید که ما خدا را باید به فراموشی بسپاریم و یا اگر خدایی هم هست در زندگی شخصی انسان ها حضور دارد و آن هم تازه در خدمت اهداف دیگر. یعنی اگر از خدا می گویند، می گویند: آدم با خدا آرامش بیشتری دارد و می تواند کار بهتری کند. این چقدر غلط است. بله آدم با خدا آرامش بیشتری دارد همین آرامشی که با خدا ارتباط دارد هدف زندگی است نه این که این آرامش در خدمت این قرار بگیرد که چرخ صنعت بهتر بچرخد. اگر انقلاب اسلامی یک حرفی در مقابل این حرف دارد باید برویم ببینیم کانون این حرف کجاست؟ کانون معنویت و ارزش مسجد است چرا؟ چون که نماز ستون دین است اگر از همین جهت فقط نگاه کنیم و مسجد نقطه ای باشد که اقامه ی نماز در آن صورت می گیرد وقتی که اقامه نماز در یک جایی صورت گرفت، در این نماز می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی خدایا ما فقط تو را می پرستیم و فقط از تو کمک می جوییم. این نگاه و تفکر در مسجد به همه ی انسان ها پمپاژ می شود تفکر انقلاب اسلامی چه می گوید؟ می گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی خدایا ما فقط تو را می پرستیم و فقط از تو کمک می جوییم یعنی خدایا فقط تو. هدف انقلاب اسلامی به فرموده ی امام بسط کلمه ی الله در کره ی زمین است. بسط این کلمه در کره ی زمین یعنی ایاک نبعد و ایاک نستعین یعنی در این راه هم فقط از تو کمک می جوییم و انقلاب اسلامی هم همین را می گوید. لذا یک در هم تنیدگی عمیقی بین انقلاب اسلامی و مسجد است اصلا انتظار دیگری نمی شود داشت هر چه مساجد بهتر قدم بردارند هر چه مسجد نقش اش در امور مختلف بالاتر و دقیق تر شود انقلاب هم به اهدافش نزدیک تر می شود هر چه این افول کند انقلاب هم افول می کند. هر چه مساجد ماکتی و بدون حضور در زندگی مردم باشد و یک نمازی باشد که از روح ایاک نعبد و ایاک نستعین خالی است و فقط لفظ آن در نماز تکرار می شود انقلاب هم به مشکل برمی خورد و هر چه این ها به روحش نزدیک تر شود و عمیق تر شود انقلاب هم به اهدافش نزدیک تر می شود. لذا طبیعی است که مسجد نقش اساسی را داشته باشد.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*