دوشنبه, ۲۷, آذر ۱۳۹۶

نماد وحدت(به مناسبت شهادت دکتر مفتح)

تاریخ معاصر کشور ما در سده اخیر، شاهد تلاشی منسجم و سازمان یافته از سوی حاملان و حامیان جریانات استعماری، در جهت ایحاد شکاف یا بالابردن دیواری رفیع بین 0020098دو محور تاریخ ساز کشور، یعنی حوزه و دانشگاه بوده است. مسلما جدائی بین این دو کانون تاثیر گذار، در مقاطع گوناگون تاریخ کشور، پیامدهای نامطلوبی را به دنبال داشته است و بسیاری از نهضتها و جنبشهای استقلال طلبانه ملت ما را ناکام گذاشته است، بنابراین شناخت زمینه ها و بسترهای این رویداد در شرایط کنونی که دشمنان انقلاب در صدد بازگرداندن آب رفته به جویبار خویشند، ضرورتی اجتناب ناپذیر و ناگزیر است.
در نیم قرن اخیر، هم در حوزه و هم در دانشگاه ، بزرگمردانی برای پر کردن این شکاف و برداشتن این دیوار، همت کرده اند. تلاشهای این اندیشمندان در آستانه انقلاب اسلامی به بار نشست و حاصل آن در پیروزی و فرجام شکوهمندانه انقلاب تجلی یافت. از آنجا که دلیل تداوم هر پدیده ای در علت پیدائی آن نهفته است، لذا معضل شکاف بین حوزه و دانشگاه را نیز باید با توجه به علل و ریشه های پیدایش آن و با نگاهی دقیق، علمی و موشکافانه مورد نقد و بررسی قرار داد.
بی تردید زمان آگاهی و واقع بینی، شرط لازم برای ایجاد تعامل میان این دو نهاد مهم و فرهنگ ساز هستند ولذا تنها کسانی می توانند در این عرصه، نقش شایسته و بایسته خویش را ایفا کنند که ویژگیها و مقتضیات زمان را نیک بشناسند و از ترفند های بی شمار استعمار به خوبی آگاه باشند.
در میان چهره های شاخصی که در این طریق گام نهادند، نام شهیدان والا مقام : مطهری، بهشتی، باهنر و مفتح از درخشش ویژه ای برخوردار است و از قضای روزگار، اینان همان کسانی هستند که دشمنان نظام از ابتدای امر، آنان را آماج تهمتها و نهایتا ترور ناجوانمردانه قرار دادند و این رویکرد، آشکارا مؤید این نکته عبرت آموز است که دشمنان نظام در شناسائی و امحای چهره های مقوم و سرنوشت ساز و موثر انقلاب، از توانائی بسیار بالائی برخوردارند و هنوز نیز با وجود تغییر شیوه ها، لحظه ای در نابودی عناصر تأثیرگذار تردید نخواهند کرد.
ویژگیهای شخصیتی شهید مفتح، همچون دیگر شهیدان انقلاب اسلامی، در خور غور و بررسی دقیق و عالمانه است. دکتر مفتح در عین پایبندی متقن و مستمر به مبانی و معارف اسلامی، واجد توانائی بسیار بالائی برای جذب افراد گوناگون، از طیفها و گرایشات مختلف بود، شگفت آنکه تمامی این افراد به رغم قرار گرفتن در میدان جاذبه و رهبری وی، هرگز متوجه نمی شدند که چگونه به تدریج و بی آنکه این تصور به ذهنشان راه یابد که چیزی را از دست داده اند، به اصلاح اندیشه های خویش می پرداختند. تلاش برای جذب حامیان شیفته مکاتب فکری به ظاهر انقلابی، شیوه ای بودکه اندیشمندان مدیر عرصه های مبارزه برگزیدند و از آن بهره های گرانسنگی برگرفتند و ناگفته پیداست که شناسائی این راهکارهای کارآمد، نیاز هماره جامعه انقلابی ماست.
اگر بر سر آنیم که اسوه سازی را جایگزین اسطوره سازی کنیم، به ناگزیر باید فرآیند اسوه سازی را به درستی تبیین و ارائه نمائیم تا ناخواسته دچار شعارزدگی که علی الاصول راه به جائی نمی برد، نشویم. توانائی شگفت آور این مجاهد خستگی ناپذیر در جذب پیروان نحله های فکری گوناگون و حتی گاه متضاد و در عین حال دوام پایداری بر اصول و مبانی شریعت، مستلزم سعه صدر و هوشیاری و ذکاوتی کم نظیر است وبررسی این شایستگی را به ضرورت اجتناب ناپذیر زندگی سیاسی و اجتماعی ما در دوران حاضر تبدیل می سازد. اینک زمان آن فرا رسیده است که چنین شیوه های منطقی، عالمانه و دقیقی، مورد توجه قرار گیرند و به جای بیان سخنان تکراری و کلیشه ای، فرمولی روشن ارائه شود، و گر نه بی تردید، دستاوردهای این بزرگمردان در معرض آسیب های جدی قرار خواهند گرفت.
تلاش و تکاپوی شهید مفتح در ارزیابی شرایط سیاسی و اجتماعی و اتخاذ تصمیمات متناسب با آنها، مستلزم تلاشی گسترده و عمیق بود، لذا وی از سوئی در مبارزه علنی علیه رژیم ستمشاهی، حضوری چشمگیر و در خور توجه داشت و از دیگر سوی، به جای پرداختن به اموری که پیامد آنها، گستره و عمق محدودی دارد، و سعی داشت نسل انقلاب را برای وظیفه سترگی که بر دوش داشت، تربیت کند. وی در این عرصه دشوار از همفکری و همگامی استاد خویش، شهید آیت الله مطهری و تنی چند از چهره های نواندیش و عالمان زمان آگاه که اکثر آنها در راه احیای مبانی دینی و فکری و تقویت نظام، به شهادت رسیدند، برخوردار بود. شهید مفتح رمز بقا و تداوم انقلاب را تقویت ریشه های اعتقادی و بن مایه های فکری جوانان می دانست، زیرا فقط با این حربه کارآمد است که می توان در برابر امواج سهمگین توطئه و گرفتار آمدن در فضای غبارآلود شبهات، پایداری کرد. پرداختن به امور سطحی و حرکات مبتنی بر احساسات تند و زودگذر، آفت جریانات انقلابی است، از همین رو شهید مفتح و هم اندیشان وی هماره از تشبث به این ابزار اجتناب می کردند و به درستی آسیبهای ناشی از به کارگیری این شیوه ها را که متاسفانه برخی از جریانات سیاسی برای دستیبای به اهداف شوم خویش از آنها بهره می جستند، می شناختند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*