دوشنبه, ۲, مرداد ۱۳۹۶

گزارش جلسه هشتم «کیمیای نظر»

گزارش سلسله جلسات «کیمیای نظر»:شرح زیارت امین الله(جلسه هشتم) کانون دانش پژوهان نخبه

به گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه سلسله جلسات اخلاقی، معرفتی کانون با عنوان «کیمیای نظر» در سال ۹۳ ادامه یافت و این جلسات در اولین شنبه هر ماه قمری برگزار می شود. سومین جلسه سال ۹۳ و هشتمین جلسه از این سلسله جلسات در اولین شنبه ماه ذی الحجه، برگزار شد. موضوع اصلی این جلسات به شرح معارف زیارت امین الله اختصاص یافته که در سیر رشد و تکامل این مجموعه اتفاقی مهم محسوب می شود. به گزارش این سایت، حاج آقا جلسه را با هدیه چهارده صلوات به بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه آغاز  و ثواب قرائت سه مرتبه سوره توحید را به روح مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس  هدیه فرمودند.

ایشان سپس سخنرانی خود را این طور آغاز فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصّلاه والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین …

محور بحث ما زیارت شریف امین الله بود. فرازهایی از این زیارت را خدمت دوستان عرض کردیم و به این فراز رسیدیم که

« اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ »

یعنی من شهادت میدهم که شمای امیر المومنین در راه خدا مجاهدت کردی آن هم یک جهاد تام و تمام.

در رابطه با جهاد با دشمن بیرون و جهاد با دشمن درون در جلسه گذشته مطالبی عرض شد و بخشی از مطالب باقی ماند.

مسأله مجاهده و جهاد با نفس و مبارزه با خواسته های درونی و مجاهده با شیطان یک مسأله ای است که دل انسان را نورانی میکند و مجاهد این راه را به عالی ترین کمالات اخروی و معنوی میرساند.

امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) در یک بیانی فرموده اند:

« انسان به آن اوج قله انسانی نمیرسد مگر اینکه اهل تهذیب و مبارزه با خواسته های درونی باشد» یعنی اهل ریاضت و مجاهدت باشد.

حضرت در بیان دیگری فرموده اند:

« کسی که با نفس خود مبارزه نکند به رستگاری حقیقی نمی رسد.» خود حضرت وقتی که ضربت ابن ملجم بر فرق مبارکشان وارد شد فرمودند: « فُزتُ و ربّ الکعبه» یعنی من به آن سعادت حقیقی رسیدم. و در این بیان میفرمایند که اگر کسی اهل ریاضت و مجاهدت نباشد و خواسته های درونی خودش را هدایت نکند به مقام فوز نائل نمیشود.

ذات اقدس ربوبی در قران می فرماید که :

« (وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)» در رابطه با کلمه “فینا” توضیحاتی باید داده شود که ان شاء الله عرض خواهیم کرد چون در این زیارت امین الله تعبیری که از امام سجاد صلوات الله و سلامه علیه نقل شده این است که « اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » و نیامده «فی سبیل الله» و یا «جاهدت للله» و در آیه هم نیامده «جاهدوا لنا» و در خود کلمه فینا نکته لطیفی وجود دارد که عرض خواهیم کرد.

جناب خواجه حافظ با توجه به همین پایه های معرفتی عرض میکند که:

«دلا ز نور ریاضت گر آگهی یابی             چو شمع خنده کنان ترک سر توانی کرد»

ریاضت خودش نوری دارد و در پرتو نور ریاضت هست که انسان به سعادت حقیقی میرسد و در پرتو نور ریاضت هست که انسان گام های عملی را برای نیل به کمال عبودیت بر میدارد. شمع یک زبانه ای دارد که به آن سر شمع میگویند و حرکت این زبانه را تعبیر میکنند به خنده شمع. شمع همین طور خنده کنان میسوزد و میسوزد تا سر خود را از دست میدهد. زمانی انسان میتواند به این مرحله برسد که ز نور ریاضت آگاهی و معرفت پیدا کند و ثمرات آن را بفهمد. همین روز قبل بود که تصویری از امام راحل پخش شد و من دقت کردم که هم گوینده و هم خیلی از مستمعین از دنیا رفته اند. رفتن از این عالم برای همه ما قطعی است. هر چیزی اگر مشکوک باشد رفتن از این دنیا به عالم آخرت قطعی است. اگر اینجا آثار ریاضت و ثمرات تهذیب برای کسی معلوم نشود و انسان در این مسیر قرار نگیرد روزی خواهد رسید که برای انسان کشف حقیقت میشود و تنها آنچه برای انسان باقی میماند حسرت است. چون تمام آن مراتبی که در عالم آخرت نصیب انسان میشود به میزان تهذیب و ریاضتی است که در این دنیا انسان متحمل شده است.

در بیان دیگری از امیر المومنین (صلوات الله و سلامه علیه) که میتواند برای ما راهگشا باشد آمده:

« من احب نیل الدرجات العلی , فلیغلب الهوی » یعنی آن کس که میخواهد به عالی ترین درجات معنوی راه پیدا کند باید از طریق بدست گرفتن زمام امور هوای خودش وارد شود. و هوا او را به هرجای که میخواهد نبرد و او باید بر هوای خودش غالب باشد و تا غلبه بر هوا رخ ندهد نیل به درجات عالیه محقق نمیشود.

این راه را همان کسی که زیارت امین الله در حق او وارد شده به ما نشان داده است. او این راه را طی کرده و عالی ترین مدال عبودیت را در عوالم هستی از آن خود کرده است و میگوید اگر کسی میخواهد به این مقام برسد راه آن ریاضت است.

من اینجا نکته ای را عرض کنم و یک بار هم در جلسه ای شاید از همین جلسات عرض کردم ولی تذکر دوباره آن لازم است و آن اینکه عزیزان اگر کسی به شما گفت که باید در فضای کانون باید جنبه های علمی تقویت شود ولو به تضعیف جنبه های تربیتی و معنوی بدانید که نقشه ای مخالف نقشه قرآنی را دارد ارائه میدهد. تمام این رشته های تحصیلی و کمالات علمی، تمام آنها باید مقدمه ای باشد برای تهذیب نفس.

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ »- (جمعه آیه ۲)

میبینید که مساله تزکیه بر تعلیم مقدم شده و این مساله، مساله ای اساسی برای هر انسانی است.

خوب در این فراز تعبیر این بود که « اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » عبارت   «فی الله» نکته ای دارد.

نکته بر می گردد به انگیزه های یک مجاهد، چه جهاد در جبهه بیرونی باشد و یا مجاهده با دشمن درون. انگیزه انسان ها فرق میکند. مثلا شهدای دفاع مقدس ما همگی انگیزه های یکسانی نداشتند و در عالم آخرت هم تفاوت مرتبه اینها به همین تفاوت در انگیزه بر میگردد. ممکن است کسی به انگیزه پاک شدن گناهان وارد عرصه جهاد با دشمن بیرونی شود و یا به شهادت برسد برای رسیدن به وعده های بهشتی. آنجایی که مجاهده برای رسیدن به پاداش الهی صورت گیرد می شود «مجاهده للله». اما اگر مجاهد انگیزه اش فقط رضایت خدا باشد و اراده ای جز اراده او نداشته باشد و به پاداش کاری نداشته باشد میشود «مجاهد فی الله» که هم در زیارت امین الله و هم در آیه کریمه مورد اشاره به این نوع جهاد و چنین انگیزه ای اشاره شده است. این مساله «للله» و «فی الله» در همه شئون انسان جاری است. یعنی انگیزه های یک بشر موحد و خداپرست و یا کاری که انجام میدهد یا «للله» است و یا «فی الله» و فاصله بین این دو وصف نا شدنی است. کسی که از همه چیز بگذرد و عبادتش نه عبادت تجار باشد و نه عبادت عبید. و اما در زیارت از عبارت «فی سبیل الله» نیز استفاده نشده است زیرا اخلاص امیر المومنین بحدی بوده است که نباید بین «مجاهد» و «الله»، سبیلی فاصله باشد که حکایت از اوج اخلاص امیر المومنین علی (صلوات الله و سلامه علیه) دارد که این هم نکته لطیفی است.

برای روشن تر شدن معنای «فی الله» مثالی عرض می کنم. کسی که جهاد و ریاضت و مبارزه با هواهای نفسانی در او «فی الله» است نه «للله»، علمای ادب دارند که «فی» دلالت بر ظرفیت میکند که در کتب ادبی آمده. ظرفیت یعنی ظرف. ما یک ظرف داریم یک مظروف. مظروف آن چیزی است که داخل ظرف می ریزند، آب درون لیوان مظروف است و لیوان ظرف. خوب مظروف وقتی در ظرف قرار میگیرد شکل ظرف را به خود میگیرد. کسی که مجاهدت او «فی الله» است همه وجود او قالب اسماء و صفات الهی را به خود می گیرد و میشود مظهر اسماء و صفات الهی. لذا در زیارت امین الله آمده:

« اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » آن هم جهادی تام و تمام.

در یک زیارتی که در کامل الزیارات از امام صادق «صلوات الله و سلامه علیه» نسبت به سید الشهدا آمده، فرازی است که مارا هدایت می کند به این نکته که عبارت « اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » که در زیارت امین الله آمده فقط جهاد با دشمن بیرونی را در بر نمی گیرد و همه شئون جهاد را چه با دشمن برون و چه با دشمن درون را در میگیرد. تعبیری که در زیارت آمده این است که «و جاهدتم فی سبیله و عبدتموه حتی اتاکم الیقین» یعنی تا هنگام مرگ شما خدا را بندگی کردید و شما مجاهده کردید که خطابی است به همه ائمه معصومین(علیهم السلام). نوع ائمه معصومین(علیهم السلام) مثل امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) و یا امام کاظم(علیه السلام) مبارزه با شمشیر نداشته اند ولی در زیارت عرض میشود که شما مجاهده کردید لذا می فهماند که دایره جهاد گسترده است و همه شئون انسان را در بر می گیرد. اگر عرض میکنیم امیر المومنین جهاد تام و تمامی داشت یعنی آن زمان هم که حضرت در نخلستان های کوفه بیهوش میشد در حین شب زنده داری مشغول مجاهده بود و یا آنوقت که با وجود گرسنگی خانواده اش غذای خود را به فقرا میداد و یا در میدان نبرد و یا هنگام تحمل حمله به خانه اش و سیلی خوردن همسرش نیز در مقام مجاهده است و یا در هنگام خلافت و یا خانه نشینی در مقام مجاهده است.

یک بیانی را حضرت آیت الله بهجت داشته اند و رهبری نیز چند سال قبل این بیان را از ایشان نقل کردند که این دعای «یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک » مسأله ثبات دین در قلب که از خدا خواسته می شود یک مسأله ای است که ما بدان کم توجه میکنیم چون معنای آن را نمی دانیم فکر میکنیم الان اسلام و قران و معصومین(علیهم السلام) را قبول داریم و در چنین جلساتی حضور پیدا میکنیم پس نیازی بدین دعا نداریم.

ببینید ثبات در دین داری دارای مراتب مختلفی است. هر مرتبه از دینداری به گونه ای است که اگر انسان از آن تنزل کند یعنی ثبات در دینداری ندارد و این یعنی برگشت.مثلا کسانی که در دوران دفاع مقدس تمام هم و غم این ها خدا بود و بس. شب زنده داری اینها لنگ نمیشد و فداکاری و ایثار و گذشت آنها فراموش نمیشد. بعد از پایان جنگ که سرگرم زندگی شده اند اگر آن حالت ها را از دست داده باشند این یعنی برگشت. لذا ثبت قلبی یعنی من عقب گرد نداشته باشم و این با چی حاصل میشود؟ با دعای تنها؟ خیر با دعای تنها میسر نمیشود بلکه به مجاهدت نیاز دارد.اگر مجاهدت نیاز نبود پس این همه تاکید ائمه هدی بر مجاهدت و ریاضت برای چیست؟ در اینصورت ائمه به مردم دستور میدادند که هریک به گوشه ای بروند وتنها به دعا مشغول شوند.اما با دعای تنها مشکل حل نمیشود و به اقدام عملی نیاز دارد. این اقدام عملی چیست؟ مجاهدت

بعد از این فراز در زیارت امین الله دارد:

«و عملت بکتابه» یعنی من شهادت میدهم که شمای امیرالمؤمنین به کتاب خدا عمل نمودی. حال این عمل به کتاب خدا، نکاتی در درون دارد که بماند برای جلسه بعد؛

من فقط میخواهم در اینجا یک نکته عملی عرض کنم و آن اینکه شما در زیارت امین الله عرض میکنید که من شهادت میدهم که تو ی امیر المومنین به کتاب خدا عمل کردی. اولین پیام این فراز برای زائر این است که ای زائر کتاب خدا، کتاب عمل است. راهکار عملی این است که برید یک قران بردارید از ابتدا تا انتهای آیات آنرا سطر به سطر ببینید و بررسی کنید که آیا به این آیه عمل کرده اید یا نه؟ عامل به این آیه هستید یا نه؟ اگر عامل نبودید در کنار آیه یک حرف «ن» بنویسید یعنی من به این آیه عمل نکرده ام و اگر عامل به ایه بوده اید کنار آن یک حرف «ک» بنویسید. اگر به آیاتی برخورد می کنید که به آن عمل نکرده اید اما عذر موجه داشته اید کنار آیه بنویسید «ن م» یعنی عمل نکرده ام اما موجه. مثل آیه ای در مورد حج در حالی که شما مستطیع نیستید که کنار آن می نویسید (ن م). یک دور قران را با این نگاه بخوانید تا تمام شود و سپس به ابتدای قران برگردید. ببینید چقدر به کتاب خدا عمل کرده اید.ایراد خود را پیدا کنیم. اگر به آیه ای عمل کرده اید شکر خدا کنید و دعای تثبیت آن را بکنید. آنهایی هم که عمل نکرده اید مجاهده کنید برای عمل به آنها و اگر عامل شدید حرف «ن» را از کنار آن پاک میکنید تا به جایی برسیم که وقتی به قرآن نگاه می کنیم تمام نوشته شده باشد ک ک ک و دیگری حرف ن در آن دیده نشود.

امیدوارم خدا همه مارا موفق به عمل به این مطالب بدارد ان شاء الله

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*