دوشنبه, ۱, خرداد ۱۳۹۶

گزارش جلسه دوم کیمیای نظر

گزارش سلسله جلسات «کیمیای نظر»:شرح زیارت امین الله (جلسه دوم)
کانون دانش پژوهان نخبه


گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه از دومین جلسه از سلسله جلسات اخلاقی، معرفتی کانون با عنوان «کیمیای نظر» 
موضوع اصلی این جلسات به شرح معارف زیارت امین الله اختصاص یافته که در سیر رشد و تکامل این مجموعه اتفاقی مهم محسوب می شود.
به گزارش این سایت، حاج آقا در ابتدای بحث و قبل از آغاز شرح زیارت به توضیح اجمالی مطالب جلسه گذشته پرداختند و فرمودند: « همانطور که جدیتی در تحصیل علوم ظاهری دارید و همُّ و غمّمان باید این باشد که عالی ترین و برجسته ترین قله های علمی جهان را فتح کنیم به موازات این همت باید پیشرفت اخلاقی و روحی و معنوی پیدا کنیم» ایشان با اشاره به روایت جلسه قبل افزودند: « ما دشمنی داریم در نفس خودمان که اشرف مخلوقات از آن به «أعداء عَدوّ» یاد کرده است یعنی حتی دشمنی این هوای نفس از شیطان بیشتر است و همین هوای نفس است که راه را برای نفوذ شیطان باز می کند و تا جایی انسان را به انحطاط روحی و اخلاقی می رساند که شما می بینید الان در دنیا جنایاتی از بشر بروز و ظهور می کند که اگر تصاویر اینها منتشر نمی شد و حکایت این ها بیان نمی شد باورکردنی نبود؛ نمونه اش همین جنایاتی است که در سوریه اتفاق می افتد بچه دوساله یا سه ساله را به دار زدن یا همین جنایاتی که در روز عاشورا در صحرای کربلا اتفاق افتاد این کار را همین بشر انجام داد بشری که نفس خودش را مهار نکرده.

ای خدا فریاد از این نفس پلید ****** تا کجا آخر مرا خواهد کشید


ایشان ضمن اشاره به این نکته مهم که هیچ یک از ما تضمین نداریم که عاقبت بخیر شویم فرمودند: «لذا همه ما نیاز داریم که هفته ای یکبار، ماهی یکبار مذکری داشته باشیم، با معارف عمیق الهی آشنا شویم با یک جلسه و دو جلسه و حضور پراکنده در جلسات، کار انسان به سر انجام نمی رسد».
حاج آقا پس از بیان این مقدمه وارد بحث این جلسه شدند و به نکات مهمی اشاره فرمودند: «نکته اساسی آنست که عزیزان غیر از خدا هیچ چیزی در عالم صلاحیّت اینکه انسان دل به او بدهد ندارد حتی اینکه ما دل می دهیم به انوار مقدس چهارده معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) جهتش آنست که این موجودات نورانی فانی در حضرت حق هستند و محبوب الهی می باشند . اون شدت ارتباطی که ائمه هدا با خدا دارند سبب شده ما با آنها ارتباط برقرار کنیم و دل به این انوار مقدسه دهیم»
ایشان با اشاره به این که جلوهای دنیا و زینت های آن زمینی می باشند و متعلق به زمین است فرمودند: « ما باید عزممان را جزم کنیم و همّتمان را عالی کنیم تا به اون قله های معنوی برسیم؛ که تمام امور مادی ما و تمام علوم مادی و طبیعی، مقدمه است تا راه را بر روی ما هموار کند، تا منزل به منزل سیر کنیم و به آن نقطه اوج کمال انسانیت دست پیداکنیم؛ اون نقطه اوج چیست؟ همان عبودیت است. که مرحوم علامه طبا طبایی(رضوان الله) می فرمودند که : «ما دیگر، مدالی بالاتر از مدال عبودیت در این عالم نداریم»؛ مدال عبودیت از مدال رسالت بالاتر است لذا شما در نمازتان عبودیت را مقدم می کنید « عبده و رسوله».
ایشان با بیان اشعاری از عارف نامور، مولانا به تبیین بیشتر ابعاد این موضوع پرداختند ایشان در ذیل یکی از ابیات فرمودند: « ما یک مُلک داریم و یک مَلکوت، تمام این علوم مادی که در عالم داریم، سقفش همین جهان مادی است دیگه از این فراتر نمی رود معنویت است که ما را با ماورای این عالم ماده آشنا می کند و با اون حقایق انس می دهد… عالمِ مُلک، فانی می شود خوب چیزی که فنا پذیر است و نیست پذیر است صلاحیت آن را ندارد که انسان دل به او بدهد» 

ایشان در تبیین این بحث فرمودند: « این جا مطلب این نیست که انسان می تواند همطراز فرشتگان بشود که اون شاعر می گوید:

تو فرشته شوی گر جهد کنی، در پی آن ****** برگ توت است به تدریج کنندش اطلس


این برگ توت را وقتی کرم ابریشم استفاده می کند بعد می شود فرش زیر پای شاهان و به آن می بالند… فعل و انفعالات مادی انجام می گیرد به تدریج تربیت می شود تا می شود ابریشم، تا وقتی که برگ توت است روی زمین می ریزد و کسی به آن توجه نمی کند… یعنی اگر تحت تربیت قرار بگیری همپای فرشتگان می شوی، نه این طور نیست! مطب بالاتر از اینهاست! این که عرض کردم «باید هم در امور مادی همت داشته باشید و در امور معنوی هم همین طور»، مطلب بالاتر از این هاست! مطلب این است که:

بار دیگر از مَلک پران شوم ****** تا آنچه در وهم ناید آن شوم


یعنی نه همپایه ی مَلک بلکه بالاتر از مَلک، یعنی ملک و فرشته بر من بنازد؛ خوب سلمان فارسی تربیت شده و در روایات داریم قریب به این مضمون که «آن اندازه که بهشت مشتاق سلمان است سلمان مشتاق بهشت نیست»، بهشت مشتاق سلمان است!
و ایشان در ادامه به بحث کیمیای نظر پرداخته و فرمودند:« سیر الی لله ومجاهدات عبودی و تهذیب نفس اگر بدون «نظر» اولیای الهی باشد و انسان مورد نظر و عنایات خاص اونها قرار نگیرد، طی کردنِ این راه دشوار در حد ناممکن و یا اینکه آثار و ثمراتش دیر ظاهر می شود و به بار می نشیند و ما محتاج «نظر» هستیم و با «نظر» هست که کار انسان در مسیر مجاهده به ثمر می نشیند در بین اهل معرفت نظر از یک جایگاه خاصی برخوردار است و اسرار و رموزی دارد که خیلی از آن ها گفتنی نیست چشیدنی است»
حاج آقا برای روشن شدن بحث، داستانی از زبان مرحوم راشد در باره پدر خود و کرامات ایشان نقل کردند در ادامه با طرح این سوال که انسان چگونه به این مقام می رسد؟ پاسخ فرمودند:« باهمین عبادات مصطلح! نه اینها کافی نیست. البته عبادات مصطلح باید باشد اما اکتفا کردن به عبادات مصطلح یا انسان را به این جا نمی رساند یا خیلی دیر می رساند این ها یک راه میان بری لازم دارد به هر حال عمر ما محدود است و نگویید این ها برای پیرمردهاست نه این طور نیست معنویت، کمال، تهذیب و تقوا برای همین دوران جوانی است سن که بالا بیاید دشوار می شود… ما یک راه میانبری لازم داریم و آن «نظر» است …و آسانترین راه برای جلب نظر اولیای الهی زیارت است؛ این که عرض کردیم «کیمیای نظر»؛ توجه به همین زیارت امین الله و از طریق این زیارت با وجود مقدس امیر المومنین (سلام الله علیه) ارتباط برقرار کردن سبب می شود که حضرت نظر کند، «نظر» که بیاید راه صدساله یک شبه طی می شود »
ایشان سپس به نمونه هایی از این «نظر» اشاره فرمودند.از جمله داستان بشر حافی که با نظر امام معصوم علیه السلام چگونه از فردی عیاش و خوشگذران به یکی از اولیای الهی بدل گردید بگونه ای که کلمات عارفانه او در اوج است نمونه ای دیگر فضیل بن أیاز که چگونه هنگام بالا رفتن از دیوار (برای دزدی) با شنیدن آیه قرآنی تکانی خورد و توبه کرد و به تعبیر علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی) از مشایخ اهل معرفت گشت و نمونه دیگری که اشاره فرمودند جناب زهیر در حادثه عاشورا است. حاج آقا در ادامه فرمودند که اینها با نظر رشد یافتند و آسان ترین راه برای تحقق آن را «زیارت» دانستند. ایشان فرمودند:
«امام دور و نزدیک ندارد و این ما هستیم که دور و نزدیکیم امام مَظهر اتمّ اسماء الهی است و محیط بر همه ما، لذا شما اینجا بخواهید زیارت بخوانید می گویید «السلام علیک» و در حرم امام هم باشید می گویید «السلام علیک»، الان همه ما در محضر امیرالمؤمنین هستیم، چون یکی از اسماء الهی محیط است خوب محیط، مَظهر نمی خواهد؟ وقتی شما می گویید مَظهر اتم اسماء و صفات الهی، می توانید بهتر از امیرالمومنین پیدا کنید باید این ارتباط تقویت بشود لذا این بحثی که اینجا آغاز کردیم قصدمان آنست که از طریق شرح این زیارت، مورد نظر مولا قرار بگیریم »
ایشان در بیان یکی از اسرار نظر فرمودند: اگر بچه ۵ یا ۶ ساله ای راه افتد تا به قله کوهی برسد آیا می تواند؟ قطعا نمی تواند! اما اگر خودش را تحت سرپرستی و کفالت پدر قرار دهد پدر که می خواهد این مسیر رسیدن به قله را طی کند این بچه را نیز با خود می برد، ما نیز باید خود را تحت تکفّل و سرپرستی حضرت امیر المومنین (علیه السلام) قرار دهیم اونوقت او ما را با نظر می برد و اونوقت آن راه صدساله یک شبه طی می شود. خوب عرفا تلاش می کنندزحمت می کشند تا باب شهود به رویشان باز شود امّا استاد بزرگوار ما دوماه پیش از وفاتشان می فرمود:«برای من ثابت شده برخی از این شهدای دوران دفاع مقدس قبل از اینکه به شهادت برسند درِ شهود به روی اینها باز شده» چگونه باز شده! با همین «نظر». 
ایشان در ادامه با طرح این سوال که «زیارت امین الله با انسان چه می کند ؟» به بیان روایت پرداختند:
« زیارت امین الله را جناب جابربن یزید جعفی نقل می کند از امام باقر علیه السلام که حضرت فرمود: پدرم حضرت علی بن الحسین علیه السلام پس از شهادت پدرش حضرت حسین بن علی صلوات الله علیهم، منزل و خانه ای از نور در بیابان برای خویش بنا نموده (بعد از حادثه عاشورا امام سجاد از خلق خدا فاصله گرفتن و رفتن در بیابان خانه نورین زدند) و در آن اشک می ریختند و گریه می کردند و سالها در آن سکونت داشتند(یک سال و اینها نبوده چرا؟) کراهیتا لمخالطت الناس و ملابستهم (چون خوش نداشت با مردم معاشرت کنه و همنشین بشوند چراکه جنایب بزرگی در حادثه کربلا رخ داده بود می فرمایند) از آن خانه نورین مکرّر برای زیارت پدر و جدبزرگوارش به عراق می رفت و کسی از کار او خبر نداشت(اینها را جابر بن جعفی از امام باقر نقل می نماید. می فرمایند:) روزی برای زیارت امیرالمومنین علیه السلام به طرف عراق سفر نمود اما در این سفر من با وی حرکت کردم و دیگر همراه ما جنبنده ای جز دوشتر نبود، چون به نجف اشرف که از بلاد کوفه است رسید در کنار قبر شریف آن حضرت (امیرالمومنین) قرار گرفت چنان گریه کرد که این اشک بر محاسن شریف شان جاری شده و سپس شروع کرد این کلمات را گفتن (که این کلمات همین زیارت امین الله است. زیارات امین الله برای امام سجاد است. اما نکته اینجاست که جابر می گوید: پس از آنکه امام باقر این زیارت را نقل کرد به من فرمود ) «ما قال هذا الکلام و لا دعا به احد من شیعتنا…» (خیلی تعبیر بلندی که هم با نفی «و لا دعا» و هم با احد نکره آمده یعنی هرکس که شیعه است امام باقر فرمود) کسی از شیعیان ما زیارت امین الله را نمی خواند و این دعاها را نمی خواند(چراکه در زیارت امین الله دعا زیاد است و سلام مختصر است کجا) «عند قبر المومنین علیه السلام أو عند قبر احد من الائمه( علیهم السلام) »( امام رضا (علیه السلام) با این الله زیارت کنید کربلا می روید با امین الله زیارت کنید… نکته آنکه در حرم سایر ائمه باید امیر المومنین زیارت شود و نیازی به تغییر نام حضرت نیست ) « الا رفعت دعائه فی درجت النور» مکر آنکه در بسته و لوح هایی از نور این دعا و زیارت او بالا می رود و این زیارت مهر زده می شود به مهر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) این همینطور حفظ می شود تا این زیارت تسلیم حضرت بقیۀ الله (ارواح من سواه فداه) می شود (این خیلی آثار دارد که پیامبر مهر می کند و تقدیم می شود به حضرت بقیۀ الله. …که ادامه این روایت را سه جور می شود معنا کرد در هر سه جور هم معنای این عبارت خیلی بلند است اول «مجهول» خوانده شود):با شخصی که این زیارت را خوانده است ملاقات می شود روز قیامت با بشارت و کرامت. ( اون روزی که روز سختیه و سنگینیه با این آدم با کرامت و بشارت برخورد شود. شکل دیگر آنکه «معلوم» خوانده شود و این حالت را اهل معرفت دوجور معنا کرده اند. دوم): خود حضرت بقیۀ الله با او ملاقات می کند با بشارت و کرامت (و سوم): این زیارت و دعا با او ملاقات می نماید با بشارت و کرامت(چراکه دعا یک صورت ظاهری دارد یک صورت ملکوتی) . 
ایشان در ادامه با بیان داستانی از برادر علامه طباطبائی ، حضرت آیت الله سید محمد حسن الهی به تبیین این اصل پرداختند که برای درک این «نظر» باید همّت های خیلی بلند داشت. 
و در انتهای جلسه ایشان وارد روضیه یکی از اصحاب سید الشهدا به نام زهیر شدند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*