دوشنبه, ۱, آبان ۱۳۹۶

گزارش جلسه هفتم کیمیای نظر

باسمه تعالی

گزارش سلسله جلسات «کیمیای نظر»:شرح زیارت امین الله(جلسه هفتم)

کانون دانش پژوهان نخبه

به گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه دوره جدید سلسله جلسات اخلاقی، معرفتی کانون با عنوان «کیمیای نظر» در سال ۹۳ آغاز شد و این جلسات در اولین شنبه هر ماه قمری برگزار خواهد شد. دومین جلسه سال ۹۳ و هفتمین جلسه از این سلسله جلسات در اولین شنبه ماه شعبان، برگزار شد. موضوع اصلی این جلسات به شرح معارف زیارت امین الله اختصاص یافته که در سیر رشد و تکامل این مجموعه اتفاقی مهم محسوب می شود. به گزارش این سایت، حاج آقا جلسه را با هدیه چهارده صلوات به بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه آغاز  و ثواب قرائت سه مرتبه سوره توحید را به حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله و سلامه علیه  هدیه فرمودند.

ایشان سپس سخنرانی خود را این طور آغاز فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصّلاه والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین …

اعیاد شعبانیه خصوصا ولادت حضرت سید الشهدا صلوات الله و سلامه علیه را به محضر همه دوستان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

محور بحث ما زیارت شریف امین الله بود. فرازهایی از این زیارت را خدمت دوستان عرض کردیم و به این فراز رسیدیم که

« اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ »

در رابطه با این لقبی که به ساحت مقدس علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه داده شده فقط به یک نکته اشاره میکنیم و اون اینکه لقب امیر المومنین از اختصاصات حضرت است و این لقب را ما در رابطه با سایر ائمه هدی بکار نمی بریم.

بعد از اینکه زائر، سلامی آن هم با این لقب به محضر شریف حضرت عرض می کند، اینجا شهادتی را اظهار میکند به تبعیت از حضرت سید الساجدین صلوات الله و سلامه علیه که زیارت امین الله، انشاء حضرت است و آن شهادت عبارت از این معناست که :

« اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ »

این فراز از فرازهای بسیار مهم این زیارت شریف است. زائر در اینجا با یکی از برجسته ترین کمالات امیر المومنین صلوات الله و سلامه علیه روبرو میشود و آن عبارت است از جهاد فی الله

«شهادت میدهم که تو در راه خدا جهاد کردی» آن هم «حق جهاده». اولا باید ببینیم که جهاد چه معنایی دارد؟ و فرق بین جهاد لِللّه و جهاد فی الله چیست؟ در این فراز زیارت تعبیر این نیست که « اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ  لللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » بلکه تغبیر به فِى اللَّهِ است. فرق بین لِللَّهِ و فِى اللَّهِ بسیار عمیق است.

ایشان در معنای جهاد فرمودند: جهاد یعنی جنگیدن با دشمن و تحمل مرارت ها و مشقت هایی که در این درگیری و مبارزه برای انسان پیش می آید. این معنای جهاد است. از آنجایی که هر انسانی هم دشمن بیرونی دارد و هم دشمن درونی لذاست که همواره باید در میدان مبارزه، حالت جهادگونه داشته باشد.

درادامه این دسته بندی ایشان فرمودند:  چه دشمن بیرون و چه دشمن درون، مقصدشان یک چیز بیشتر نیست و آنهم گرفتن اعتقاد و باورهای انسان و ارزش ها و کمالات انسان بگیرند و به تعبیر دیگر « ربنا الله» را از انسان بگیرند. این تعبیر « ربنا الله» خیلی مهم است. کفار نوعا درگیری شان با همین « ربنا الله» است. آنها رَبّی غیر خدا اختیار کرده اند. پس دشمن درون و دشمن بیرون یک هدف مشترک دارند و آن این است که « ربنا الله» را از انسان بگیرند.

حاج آقا در ادامه فرمودند: باید ببینیم که مبارزه با دشمن بیرونی سخت تر است یا دشمن درونی؟ و در این دشمن درونی ببینیم که انسان از ناحیه شیطان بیشتر در معرض حمله و آسیب است یا هوای نفس؟ این که دشمن درون و مبارزه با این دشمن بزرگتر است در لسان نبی خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن تصریح شده است در روایتی که سند آن هم در کافی سند صحیحی است به نقل از امام صادق صلوات الله و سلامه علیه و چیزی هم هست که بسیاری از ما که دوران دفاع مقدس را درک کردیم این روایت و خواسته پیامبر خدا را فراموش کرده ایم. امام صادق صلوات الله و سلامه علیه میفرمایند :

« إنَّ رسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله بَعثَ سَرِیّهً ، فلَمّا رَجَعوا قالَ: مَرْحَبا بقَومٍ قَضَوُا الجِهادَ الأصْغَرَ وبَقِیَ علَیهِمُ الجِهادُ الأکْبَرُ . قیلَ: یا رسولَ اللّه ِ ، وما الجِهادُ الأکْبَرُ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْس . وقالَ علیه السلام : أفْضَلُ الجِهادِ مَن جَاهَدَ نَفْسَهُ الّتی بینَ جَنْبَیهِ .»

« پیامبر خدا صلى الله علیه و آله سپاهى را به جنگ اعزام کرد. وقتى برگشتند فرمود: خوشامد مى گویم به مردمانى که جهاد اصغر را گذارندند ولى جهاد اکبر همچنان بر عهده آنان باقى مانده است. عرض شد: اى رسول خدا! جهاد اکبر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس. امام علیه السلام فرمود: برترین جهاد آن است که انسان با نفس نهفته در میان دو پهلوى خود بجنگد. »

حال باید توجه داشت جهاد در میدان نبرد جهاد کوچکی نیست و کار خیلی بزرگی است و بعضا در برخی کتب به اشتباه، جهاد در میدان نبرد به جهاد کوچک ترجمه شده که درست نیست بلکه جهاد کوچکتر است در مقابل جهاد اکبر و بزرگتر که همان مبارزه با نفس است. این مبارزه با هوای نفس همان گمشده ماست. لذا بودند کسانی که در عرصه مبارزه با شاه سخت ترین شکنجه ها را تحمل نمودند و در دوران دفاع مقدس نوآوری ها و فداکاری ها و بی خوابی ها داشتند ولی چون از این دشمن درونی مراقبت نکردند تمام آن آثار و برکات را از دست دادند. حال در این زیارت امین الله زائر در حرم امیرالمومنین در حین زیارت و سلام به امام شهادت می دهد که «شما جهاد فی الله داشتی آن هم حَقَّ جِهادِهِ » آن هم جهاد مستمر و نه مقطعی آن هم تا آخر حیات ظاهری ایشان.

از تعبیر حضرت، برای ما معلوم می شود که خطر دشمن درون برای انسان بیشتر است و مبارزه با او سخت تر است. در اینجا استاد بزرگوار ما بیانی داشتند و میفرمودند که : «تا وقتی انسان در مسیر تهذیب نفس نیامده و در مسیر سیر و سلوک قرار نگرفته و به ریاضت های نفسانی رو نیاورده چون تبعیت میکند در امور زندگی اش از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی، خیلی شیطان به او کاری ندارد چون او یک طنابی به گردنش آویخته شده که سر این ریسمان به دست شیطان است و راحت او را به این طرف و آن طرف میکشاند. اما به محض اینکه فرد پا میگذارد و اراده میکند برای تهذیب نفس و طی طریق قرب الهی، شیطان با همه جنودش تلاش میکنند تا برای انسان مانع ایجاد کنند.» چرا؟ چون شیطان قسم خورده، آن هم به عزت الهی که نگذارد انسان ها به ثمر بنشینند و انسان زمانی به ثمر می نشیند که بشود بنده حضرت حق. لذا شیطان وقتی میبیند انسان در مسیری افتاده که انتهای آن عبودیت و بندگی حضرت حق است مانع ایجاد میکند. تا جایی که مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند:

«وقتی از جنود شیطان، دیگر کاری ساخته نبود و انسان مراحلی را طی کرد به جایی می رسد که ابلیس خودش ورود میکند.» و مرارت ها و سختی های این مسیر به مراتب سخت تر و دشوارتر از سختی های در میدان جهاد اصغر است. لذا در یک روایتی که این روایت حدیث قدسی است و خداوند آن را در معراج به رسولش در توصیف اهل آخرت یعنی همین کسانی که اهل مجاهدت و جهاد فی الله اند فرموده، خداوند از مرارت های این مسیر پرده برداری میکند و میفرماید:

«یَمُوتُ النّاسُ مَرَّهً وَ یَمُوتُ اَحَدُهُمْ فى کُلِّ یَوْم سَبْعینَ مَرَّهً مِنْ مُجاهَدَهِ اَنْفُسِهِمْ وَ مُخالَفَهِ هَواهُمْ وَ الشَّیْطانِ الَّذى یَجْرى فى عُرُوقِهِمْ…»

مردم در عمرشان یک بار مى‌میرند، ولى اهل آخرت، در اثر مبارزه با نفس و مخالفت با هوى و هوس و مجاهده با شیطانى که در درون آنهاست، روزى هفتاد بار مى‌میرند.

مبارزه در میدان جهاد اکبر برای هرکسی متناسب با شأن و شئون و توسعه زندگی و امورات اوست مثلا باغبانی که دو، سه میلیون درآمد سالیانه دارد یک جور مبارزه با هوای نفس دارد و کسی که مدیر یک بانک است به یک سطح بالاتری از مبارزه با هوای نفس نیاز دارد و یا کسی که در صدر امور اجرایی کشور است اینجا دیگر به یک ظرفیتی متناسب با این مقام نیاز است لذا از اول انقلاب تا کنون غیر از دوران ریاست جمهوری رهبری و آن دوران کوتاه ریاست شهید رجایی این ریاست جمهوری هایی که داشته ایم متناسب با این نظام نبوده حتی دولت قبلی. لذا تمام خطاهایی که صورت می گیرد ریشه در نامتناسب بودن مسئولیت و میزان مبارزه با هوای نفس دارد. زمانی که فتنه ۸۸ رخ داد افرادی که تا قبل آن افراد خوبی بودند در اثر ابتلای به امتحان الهی نشان دادند که خودسازی متناسب با اتفاقی که رخ داد نداشته اند،بعضی سکوت اختیار کردند و بعضی تایید کردند و بعضی هدایت کردند تا دشمن به خواسته اش برسد و این یعنی در مبارزه با دشمن درون و در مبارزه با هواهای نفسانی کاری نکرده ایم و این خطر برای ما و شما نیز وجود دارد و امتحانات الهی در هر زمان برای افراد به شکلی متفاوت رخ میدهد. لذا باید دائما به حضرت حق پناه ببریم و از نفسمان مراقبت کنیم تا جزو بازنده ها نباشیم.

من جریانی را عرض میکنم که برای همه ما راه گشاست و ان شاء الله بقیه مطالب در جلسات بعدی. عزیزان من، امام بزرگوار ما بی جهت امام نشد. سِرَّش این بود که از همان دوران جوانی مبارزه با خواسته های نفسانی میکرد. یک بار من از مرحوم آسید ابوالفضل خوانساری رحمت الله علیه که فرد بسیار وارسته و برجسته ای بود نقل کردم که :

«من خودم دیدم امام از هجره اش بیرون آمد در حالی که طلبه جوانی بود در نیمه های شب با آرِنجِ خود، یخ مدرسه فیضیه را شکاند و مشغول نماز شب شد.» این در دوران جوانی و مجردی ایشان است و در دوران متاهلی هم مرحوم آیت الله محسنی ملایری که استخاره های ایشان در بین علما معروف بود و یکی از دوستان ما که ریاست دادگستری خراسان به ایشان پیشنهاد شده بود نزد ایشان رفته بود و استخاره ای نزد ایشان گرفته بود آیت الله محسنی ملایری قبل از جواب استخاره فرموده بود :

«روزی من در خیابانی در قم داشتم میرفتم و امام را دیدم. ایشان مهمانی که از قبل توسط آقا مصطفی خبر داده بودند را یادآوری کردند. در روز مهمانی بر سر سفره دو نوع برنج بود. برنج سفید و سبزی پلو و امام از همان برنج سفید استفاده می کرد. بنده از امام پرسیدم شما سبزی پلو دوست ندارید؟ امام فرمود چرا دوست دارم و اتفاقا چون دوست دارم نمیخورم. » بعد آیت الله محسنی ملایری فرموده بود: «برای چنین فردی که قبل از دوران حکومت داری، این طور مالک نفسش بوده است باید سربازی کرد.» لذا شما میبینید در مراحل مختلف حکومت داری و زمانی که امام در اوج قدرت بودند حالشان عوض نمیشد. مقام معظم رهبری میفرمودند : حال امام قبل و بعد از ماه رمضان کاملا متفاوت بود.

امیدوارم که خداوند به همه ما توفیقی عنایت فرماید که تا آخرین لحظات عمر در مسیر مبارزه با نفس و مالکیت بر هواهای نفسانی خودمان قرار داشته باشیم.

وفقنا الله و ایاکم ان شاء الله.

 

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*