دوشنبه, ۱, آبان ۱۳۹۶

گزارش جلسه پنجم سلسله جلسات کیمیای نظر


گزارش سلسله جلسات «کیمیای نظر»:شرح زیارت امین الله(جلسه پنجم)
کانون دانش پژوهان نخبه


به گزارش سایت کانون دانش پژوهان نخبه: پنجمین جلسه از سلسله جلسات اخلاقی، معرفتی کانون با عنوان «کیمیای نظر» در تاریخ اسفند ۹۲ برگزار شد.
موضوع اصلی این جلسات به شرح معارف زیارت امین الله اختصاص یافته که در سیر رشد و تکامل این مجموعه اتفاقی مهم محسوب می شود.
به گزارش این سایت، حاج آقا با تبریک ولادت با سعادت حضرت زینب کبری به پیشگاه مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله (ارواحنا من سواه فداه) و مقام معظم رهبری و حضار محترم آغاز نمودند و با اشاره به جلسات گذشته فرمودند: «کلام به اینجا رسید که زائر وقتی حضرت را با این لقب(امین الله) مورد خطاب قرار می دهد باید تلاش نماید و جدیت داشته باشد که این ویژگی را که مولا الموحدین دارد در خودش پیاده نماید حالا به هر مقدار که می تواند» ایشان در ادامه با بیان این مثال که انسان تشنه و عاقل در صورت وجود لیوان نیمه پر، هیچ گاه به بهانه پر نبودن آن را رد نمی کند فرمودند:« ما هر مقدار که بتوانیم خود را به این صفت امین بودن و امانت دار بودن نزدیک کنیم گام های جدی عملی در مسیر قرب الهی برداشته ایم»
ایشان با اشاره به روایتی که از حضرت امام صادق علیه السلام در جلسه قبل بیان شده بود و در آن حضرت به یکی از یارانشان پیغام داده بودند که ببینید امیر المومنین(علیه السلام) چه ویژگیهایی داشته که به واسطه آن ویژگیها نزد رسول الله جایگاه پیدا کرده؟ که حضرت در ادامه به آنها اشاره می فرمایند: الصدق الحدیث و الأداء الأمانه؛ حاج آقا اضافه فرمودند: «این همان چیزی است که امروز در جامعه ما خلأاش بسیار احساس می شود. نوع مشکلات اقتصای، طلاق ها و فجایعی که رخ می دهد و نقص های تربیتی ریشه اش در این دو صفت است «راستگویی» و «امانتداری».
در ادامه ایشان ورود به بحث جدید فرمودند و «آشکار کردن وسعت معنای امین و امانت» را موضوع محوری جلسه دانستند و افزودند: «وقتی گفته می شود امانت سریع ذهن ها می رود به سمت امانت های مادی مثلا کسی ظرفی را پولی را و مالی را نزد ما به امانت گذاشته و می گوییم باید امانت دار باشیم اما معنای امانت یک معنای بسیار وسیعی است که با مراجعه به قرآن و متون دینی این معنا روشن می شود». ایشان قبل از ورود به این بحث فرمودند در تتمه روایت قبل باید ببینیم که ملاک ایمان حقیقی چیست و فرمودند:« ملاک ایمان حقیقی عزیزان همین امانت داریست و با اشاره به آیات قرآن فرمودند:« در سوره مبارکه بقره ذات اقدس ربّوبی ادای امانت را لازم دانسته و در نقطه مقابل آن، خیانت در امانت است که آنقدر انسان را تنزل معنوی می دهد که خداوند در قرآن خیانت را در کنار خیانت به خود و به رسولش قرار می دهد و در سوره مبارکه انفال(لاتخونی..) و از طرف دیگر مسئله تلاش برای حفظ امانت است که باید امانت دار خوبی باشد و الان در ذهن شما آمده است: ما، آدم های امینی هستیم، نه! اینطور نیست غالب ما در حال خیانت در امانت هستیم منتهی این را باید با تکیه بر روایات باز نماییم. و این تلاش برای حفظ و آسیب ندیدن امانت نیز یک دستور قرآنی است( والذین لأماناتهم و لأأهلهم راعون)
ایشان عظمت امانت داری چنان بالا دانستند که ملاک تمییز ایمان حقیقی از ایمان ادعایی قرار گرفته است این در حالی است که قرائت قرآن، علم، نماز، روزه و حج و… مطرح نشده است و به این روایت شریف از وجود مقدس رسول الله (صلی الله علیه و آله) اشاره فرمودند: «لا ایمان لمن لا أمانت له» آدمی که امانت دار نیست ایمان حقیقی ندارد و ایمانش ادعاعی است نمی شود کسی ایمان حقیق داشته باشد اما امانتدار نباشد » حاج آقا برای روشن شدن بحث به طرح این مسئله پرداختند که : « می شود انسان نماز بخواند و نمازشب هم بخواند و ناله در شب هم داشته باشد اما خیانت در امانت هم بکند خیلی از این کسانی که منصب های حکومتی در اختیار دارند نمازشب خوان هستند قرآن می خوانند و جلسات روضه دارند اما امانت دار نیستند اما از اون طرف نمی شود کسی امانت دار باشد اما نماز نخواند و روزه نگیرد و واجب خود را انجام ندهد و به تربیت خود بی توجه باشد، نمی شود! که ریشه اینها روایاتی است که از معصومین به مارسیده » و در ادامه به برخی روایات اشاره فرمودند: از رسول خدا صلوات الله علیه نقل شده است : «لا تنظرو علی کثرت صلاتهم و صیامهم و کثرت الحج و کثرت المعروف و تمطنتهم باللیل أنظرو إلی صدق الحدیث و أداء الأمانه» نگاه بکنید در چه پایه ای از راستگویی و امانتداری قرار دارد و ملاک ایمان حقیقی صدق الحدیث و أدای امانت است. 
ایشان اشاره فرمودند که اگر امانتداری مخدوش شود آثار تخریبی زیادی برای اجتماع به همراه خواهد داشت و ایشان ضمن بیان این نکته، توصیه ای نیز برای مستمعین داشتند که در آینده با رسیدن به مدارج بالا به این نکته توجه داشته باشند که:« مثلا در همین مسئله ریزگردها که در صدر خبرهای این روزهاست خوب کارهای علمی باید بشود اما اگر ذهن مادی بود حل کردن مشکلات خشک سالی، کم آبی … را در همین حوزه مادی می بیند اما اگر دید انسان یک دید الهی بود در کنار این عوامل مادی نیز عوامل الهی را نیز می بیند این طور نسیت که اگر همه عوامل مادی فراهم بشود ما دیگر خشکسالی نخواهیم داشت نه! یک سری امور معنوی هست که اونها سبب خشکسالی، قحطی و مشکلات زیست محیطی می شوند همه اینها را باید با هم ببینیم به این سبب ها کم توجهی می کنیم در همین دعای کمیل آمده :الهم غفرلی الذنوب التی تغیّر النعم خدایا آن گناهانی که نعمتها را تغییر می دهد ببخش و این نشان می دهد گناه اثر می گذارد روی نعمت ها و «تنزل البلاء» و «تحبس الدعا» گناه مایه نزول بلاء می شود و مانع اجابت دعا می شود» 
حاج آقا ضمن این تذکر که اینها را باید در زندگی پیاده نماییم افزودند: «این که رهبری فرمودند سبک زندگی یعنی یک انسان مسلمان و موحد باید همه شئون زندگی او الهی باشد » و ایشان در ادامه با استناد به روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله، شروط در خیر بودن امت را در موارد زیر دانستند:
– پیوسته هم دیگر را دوست داشته باشند. محبت بین دوستان کانونی، بین مؤمنین، بین پدر و فرزند، بین زن و شوهر، بین استاد و مربی با شاگرد یعنی وقتی او غصه دار می شود این هم غصه دار می شود او گره در زندگیش می افتد این تلاش می کند تا گره را باز کند او از معنویت فاصله می گیرد این غصه دار می شود(تحابوا)
– به یگدیگر هدیه دهند از یک شاخه گل تا چیزهای دیگر و با هدیه اون محبت درونی ظهور پیدا می کند(تعالوا)
– امانت دار باشند و در امانت خیانت نکنند وقتی وسعت معنای امانت روشن شود خواهیم دید که خیلی خیانت ها کرده ایم
– از کارهای حرام اجتناب کنند حرام با اون وسعتی که داره
– مهمان وقتی به خانه شان آمد از میهمان به خوبی پذیرایی کنند و احترام او را حفظ کنند (ایشان خاطره ای از مرحوم پهلوانی رضوان الله علیه که بیش از ۴۰ سال در محضر مرحوم علامه طباطبائی بوده اند نقل فرمودند»
یکی از دلایلی که امروز، بلاهای زیادی به جان خانه ها می افتد آنست که میهمان کم به خانه هایمان می آید و در روایت هست که وقتی که میهمان می آید هنگام رفتن بلاها را با خود جمع می کند می برد منتها اینها را باید باور کرد
– نماز را به پا می دارند، عزیزان خیلی به نماز اهمیت بدهید الان یکی از مشکلاتی که ما در نظام داریم آنست که به نماز اهمیت داده نمی شود و خیلی گرفتاری داریم
ایشان با این مقدمه که آدمها در لحظه های آخر حیاتشان اگر نصیحتی بخواهند نمایند به تمام زندگی خود نگاه می اندازند و آنچه که گل زندگی است و از آن خیر زیاد دیده اند را بیان می کنند به این ماجرا اشاره نمودند که امام رضوان الله (در وقتی که در بستر بیماری که وفاتشان منتهی شد) در جواب سبیه شان که از ایشان طلب نصیحتی کرده بود فرموده بودند: « نماز اول وقت ولو در کنار کوچه و خیابان».
حاج آقا در ادامه به این سوال که ممکن است در ذهن ها شکل بگیرد که کنار کوچه و خیابان ممکن نیست مردم چه می گویند به خاطره ای عجیب اشاره فرمودند که بسیار درس آموز بود که چطور در آلوده ترین مناطق تهران از جهت فرهنگی وقتی نماز را در کنار خیابان با همراهشان (که ابراز نگرانی کرده بود از نگاههای مردم جهت خواندن نماز) آغاز نمودند نه تنها نفر دیگری هم به جماعت ایشان اضافه شدند بلکه قبل از اتمام نماز دیدن که خانمی با سینی از موز و شیرینی و پرتقال به همراه سه تا چایی آمد و اقلام پذیرایی را در کنار سجاده قرار داده و رفت؛ حاج آقا می فرمایند بعد از اتمام نمازها به همراه خود گفتم: «بنده باید بروم شما اینجا باش چراکه اینها را برای من نیاورده اند بنده این جا نماز زیاد خوانده ام! نه چایی بود نه قندش! بلکه اینها را برای شما آوردن که باور کنی آن کسی که دل را متحول می کند خداست .» لذا در برنامه های کانون نماز اول وقت را از دست ندهید کیمیاست.
– و زکات می دهند
حالا آمدند و این کارها را نکردند! پیغمبر می فرماید (پیغمبری که ظاهر و باطن و ملک و ملکوت همه به دست اوست) «فأذا لم یفعلوا ذلک أُبطلوا بالقحط و السنین»اگر آنها را انجام ندادند به قحطی و خشکسالی دچار می شوند ایشان در ادامه با اشاره به این آیه قرآن که «اگر اهل قریه وشهری ایمان داشته باشند و تقوا داشته باشند ما در خیرات زمین و آسمان را بر آن ها بازمی کنیم »، داستان بارور کردن ابرها توسط مسئولین برای ریزش در تهران را نقل فرمودند که آنها از آنجا که توجه به عوامل معنوی نداشتند ثمره کارشان این شد که بادها آن ابرهای بارور شده ( با هزینه های زیاد) را به کویر یزد بردند و بدون هیچ فایده ای در آنجا ریزش باران صورت گرفت.
در ادامه ایشان به موضوع محوری جلسه پرداختند که «بررسی معنای وسیع امانت بود» و فرمودند: « آنچه که در اختیار ماست از قوای ظاهریه و باطنیه اینها امانت های الهی است این چشم ما، قوه فکریه ما، جان ما(که امیر المؤمنین در جایی از آن به ودیعه الهی یاد می کنند) خب اینها همه امانت های الهیست اگر در یکی از این امانت ها بدون رضایت اون صاحب حقیقی امانت، تصرفی بکنیم این می شود خیانت در امانت این چشم امانت الهیست، در جایی که نباید باز شود، اگر باز شد این خیانت در امانت الهیست اگر زبان در جایی نباید باز شود باز شد این خیانت در امانت الهیست. گاهی امانت دار یک فرد نیست بلکه جمعی اند مثلا وقتی پدر و مادر فرزندشان را به یک مدرسه و یا کانونی که کادری دارد می سپارند اون جمع می شوند امانت دار؛ شخص خاصی نیست همه اون کادر می شوند امانت دار.
دو چیز باید در اینجا توجه شود: یک: این امانتی که به این مجموعه سپرده شد برای چه بوده است چرا جاهای دیگر نبردند؟؛ آوردند اینجا تحویل دادند تا استعدادهای این جوان یا نوجوان شکوفا شود خوب اگر من کوتاهی کردم و یا اینکه نه! این امانتداری لوازمی دارد که یکی از لوازمش اینست که من آداب تعلیم و تربیت را بدانم خوب باید بروم و بیاموزم تا استعداد افراد شکوفا شود. چطور وقتی به یک باغبانی بوستان گلی سپرده شود و او این گل ها را نشناخت و بلد نبود این ها را درست پرورش دهد و اینها پژمرده شد و از ثمر افتاد گفته می شود که او خیانت کرده است؛ راجع به انسان که گل سرسبد هستی است نگوییم خیانت در امانت کرده اند . فرزند امانت در دست پدر و مادر است اگر این فرزند را پای ماهواره برد اگر رفت و آمدهای او را کنترل نکرد خیانت در امانت کرده اگر او را به مراکزی سپرد که تقوای او دیانت و تدین او در معرض آسیب قرار گرفت این خیانت در امانت است» .
در انتها ایشان با اشاره به وجود روایاتی در این باب و بیان آنها در جلسات آینده انشاالله، جلسه را باذکر دعایی پایان دادند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*