شنبه, ۳, تیر ۱۳۹۶

پختن غذا و آتش از نفاط عطف تاریخ تمدن بشری

خلاصه ای از یک کنفرانس علمی بین المللی را در زیر خواهید دید.

تا به حال فکر کرده‌اید که چرا ما غذا را می‌پزیم؟

– سؤال این است: مغز انسان چه فرقی با مغز موجودات دیگر دارد که ما بیشتر می‌فهمیم؟

– آیا مغزهایی که وزن یکسانی دارند، یکسان می‌فهمند؟ وزن مغز یک شامپانزه برابر با مغز گاو است! اما آن کجا و این کجا!؟ (برای اینکه بفهمید شامپانزه چقدر هوشمند است، از قضا همین الان که این مطلب را می‌نوشتم، شبکه چهار در حال پخش مستند «جانواران بسیار باهوش» یا Super Smart Animals بود که بعد از کلی جستجو در اینجا نسخه انگلیسی‌اشرا یافتم. این ویدئو را در آپاراتببینید. به ثانیه ۲۸ بروید. به یک شامپانزه اعداد ۱ تا ۱۵ را به صورت رندوم، فقط برای چند صدم ثانیه نشان می‌دهند و بعد اعداد را مخفی می‌کنند. او در ۱۶صدم ثانیه به ترتیب روی اعداد کلیک می‌کند!! یعنی در یک چشم به هم زدن جای اعداد را حفظ کرد، حالا از اینکه توانست از ۱ تا ۱۵ بشمارد بگذریم! یا آن طوطی، اگر بدانید چقدر باهوش است!!! وقتی بپرسی چند توپ سبز اینجاست، می‌تواند از بین بیست توپ، تعداد توپ‌های سبز را بشمارد و اعلام کند!!!)

– پس این تئوری درست نیست که هر چه مغز بزرگ‌تر، هوش بیشتر! به خصوص اینکه مغز انسان بزرگ‌ترین مغز نیست. مغز انسان ۱.۵ کیلوگرم است اما مغز فیل ۴.۵ کیلوگرم و مغز وال، تا ۹ کیلوگرم…

– بنابراین مغز ما یک چیز خاص و Exraordinary (غیرمعمول) است که باید بفهمیم جریان این خاص بودن چیست!؟

– یک چیز غیرمعمول در مورد مغز انسان این است که مغز انسان نسبت به وزنش بزرگ‌تر از حد خودش است! این را از روی مقایسه انسان با موجودات دیگر می‌شود فهمید. مثلاً گوریل ۲.۵برابر انسان است اما آن‌ها نیم کیلوگرم بیشتر مغز ندارند.

– یک چیز غیرمعمول دیگر در مورد مغز انسان این است بیشتر از حد معمول «انرژی» مصرف می‌کند. با اینکه مغز انسان فقط ۲ درصد بدن را تشکیل می‌دهد اما ۲۵ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند! (شوخی: این را وقتی می‌فهمید که یک جلسه برنامه‌نویسی پیشرفته بخواهید درس بدهید یا برنامه‌نویسی کنید! دو ساعت کلاس به اندازه یک روز انرژی می‌گیرد!!)

– گفته می‌شود که مغز انسان ۱۰۰ میلیارد نورون دارد. اما من و همکارانم وقتی تمام کتاب‌ها و تاریخ را بررسی کردیم، جایی این را ننوشته بودند! یعنی کسی تا به حال تعداد نورون‌های مغز انسان را نشمارده. بنابراین من مجبور شدم خودم تعداد سلول‌ها و نورون‌های مغز را بشمارم. بنابراین مغز انسان را تبدیل به یک سوپ کردم!!!!!!!!!!!!!!!!! (اینجای ویدئو را نبینید!!) نهایتاً فهمیدم که به طور میانگین مغز ما ۸۶ میلیارد نورون دارد که ۱۶ میلیارد آن در cerebral cortex(قشر مخ که مسؤول تحلیل و هشیاری و … است) قرار دارد.

– همین‌قدر بدانید که اگر یک موش می‌خواست اینقدر نورون داشته باشد، مغزش باید ۳۶ کیلوگرم می‌بود…

– چرا مغز انسان اینقدر انرژی مصرف می‌کند؟ چون مصرف انرژی به تعداد نورون‌ها بستگی دارد و مغز انسان خیلی نورون دارد…

– سؤال آخر: خوب، چرا حیوانات دیگر (مثلاً گوریل‌ها) مغزشان اینقدر نورون ندارد؟ یعنی چه چیز باعث شده که تعداد نورون‌های مغز انسان اینقدر زیاد شود (و بالطبع، هوشمندتر شود) و حیوانات دیگر خیر!؟

پاسخ:احتمالاً آن‌ها نمی‌توانند میزان انرژی‌ای که نورونِ بیشتر نیاز دارد را تأمین کنند!

– برای درک بهتر کمی محاسبات انجام دهیم: یک پستاندار که ۸ ساعت در روز می‌خورد، نهایتاً می‌تواند ۵۳ میلیارد نورون را تغذیه کند. آن هم در بدنی که ۲۵ کیلوگرم بیشتر نباشد. هر چقدر حجم (و وزن) بدن بیشتر شود، بدن پستاندار می‌تواند نورون‌های کمتری را تغذیه کند (چون بخشی از انرژی صرف بقیه اعضای بدن می‌شود). مثلاً یک حیوان ۱۰۰ کیلویی با ۸ ساعت خوراک در روز، ۱۲ میلیارد نورون را بیشتر نمی‌تواند تغذیه کند. مثلاً یک گوریل که ۷۵کیلو وزن دارد، ۸.۵ ساعت در روز غذا می‌خورد تا بتواند انرژی بدنش و نورون‌ها را تأمین کند. بیشتر از این مقدار خوراک، برای موجود زنده می‌تواند خطرناک باشد. (قلب و … دائم در حال کار خواهند بود)

– حالا اگر بخواهیم در مورد انسان صحبت کنیم، برای تغذیه ۸۶ میلیارد نورون، باید بیش از ۹ ساعت در روز غذا بخورد! اگر اینطور بود، من و شما اینجا نمی‌بودیم! (باید دائم در حال یافتن غذا و خوردن می‌بودیم!)

– پس، حالا سؤال این است: ما واقعاً‌ چطور با این خوراک کم اینقدر نورون را تغذیه می‌کنیم!؟

 – باور کنید یا نه، دلیل این، آن چیزی است که اجداد ما ۱.۵ میلیون سال پیش کشف کردند: پختن غذا!

– از این جمله خیلی خوشم آمد:

To cook is to use fire to pre-digest foods outside of your body

[پختن غذا یعنی استفاده از آتش برای اینکه غذا را خارج از بدن، پیش‌هضم کنیم!]

– غذای پخته شده، نرم‌تر می‌شود و این باعث می‌شود سریع‌تر هضم و بهتر جذب بدن شود و این یعنی کسب انرژی بیشتر در زمان کمتر! (یعنی اگر قرار بود مثلاً سیب‌زمینی را نپخته بخوریم، برای همان‌قدر انرژی که الان از آن می‌گیریم باید چند برابر می‌خوردیم و بدن هم بیشتر درگیر هضم می‌بود)

و این «کسب انرژی در زمان کمتر» باعث می‌شود که به جای اینکه دائم به فکر جستجوی غذا، آماده‌سازی غذا، خوردن آن، دفع آن و … باشیم، وقت آزاد بیشتری داشته باشیم و در نتیجه فرصت کافی برای انجام کارهای جالب با اطرافمان و با نورون‌هایمان داشته باشیم! (آن‌ها را آموزش دهیم که بیشتر بفهمند)

– اگر باور ندارید که ما به خاطر پختن غذا است که هوشمندتر شده‌ایم و مغزمان بزرگ‌تر و پر نورون‌تر شده است، بیایید اندازه مغز انسان را در دوران‌های مختلف مقایسه کنیم:

 

1

همانطور که می‌بینید بعد از اختراع «پختن» مغز انسان از لحاظ اندازه جهش خارق العاده‌ای داشته است! چون انسان توانسته انرژی لازم برای بزرگ‌تر شدن مغز و بیشتر شدن نورون‌ها را تأمین کند. (مثل اینکه کسی که توانایی مالی بیشتری دارد، مثلاً تعداد فرزندان و شاید همسران(!) خود را بیشتر می‌کند…)

همین باعث شد که از خام‌خواری کم‌کم به کشاورزی و تمدن و الکتریسیته و … و پخت و پز برسیم و کم‌کم دنبال راه‌هایی برای کسب انرژی بیشتر در زمان کمتر باشیم که «فست‌فود» را اختراع کردیم و … چاق شدیم! بعد، راه حل لاغری را چه چیز دانستیم!؟ خوردن میوه و سبزی‌جات و خام‌خوری! (چرا؟ چون مجبور باشیم سخت‌تر و در نتیجه کمتر بخوریم و طبیعتاً لاغر شویم)

 

خلاصه ماجرا:

اگر یک نفر از شما پرسید که چرا ما انسان‌ها هوشمندتر هستیم؟ بگویید چون تعداد نورون‌ها در قشر مخ ما بیشتر از همه حیوانات است. بعد اگر پرسید که چرا بقیه حیوانات به آن تعداد نورون نرسیده‌اند که باهوش شوند، بگویید چون توانایی تأمین انرژی آن مقدار نورون را ندارند. بعد اگر پرسید ما چه چیزی داریم که توانایی تأمین انرژی را داریم؟ بگویید ما «پختن غذا» را یاد گرفته‌ایم.

سوزان می‌گوید: از وقتی روی مغز مطالعه کرده‌ام، وقتی وارد آشپزخانه می‌شوم، تعظیم می‌کنم و از اجدادم به خاطر اختراع آشپزخانه تشکر می‌کنم چرا که احتمالاً همین اختراع بود که ما را «انسان» ساخت!

منبع :آفتابگردان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*