سلسله جلسات ماه رمضان، شرح کلمات عرفانی آیت الله پهلوانی؛ جلسه هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا ونبینا ابی القاسم المصطفی محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا.

محور بحث ما کلمات فقیه عارف استاد بزرگوار مرحوم آیت الله پهلوانی است که در کتاب “عید وصال” جمع آوری شده و در ضمن این مباحث، مبانی مکتب تربیتی ایشان و مشایخ سلوکی ایشان را مورد بحث قرار می‌دهیم. کلام رسید به اینجا که این بزرگوار و همچنین اساتیدشان قبل از ماه مبارک رمضان توجه می‌دادند به اینکه بار معنوی و اخروی خودتان را در این ماه مبارک رمضان ببندید و دستورالعمل‌هایی هم ذکر می‌کردند که بعضی از اینها جنبه عمومی نسبت به شاگردان‌شان داشت و بعضی هم به حساب مراتبی که افراد داشتند دستورات خاص را می‌دادند. عرض کردیم که خود این روش، این توجه دادن قبل از رمضان به ماه رمضان و اینکه در ماه رمضان انسان اعمالی را انجام بدهد، این یک مبنای روایی دارد که در شب قبل وارد آن شدیم و ذکر شد که خطبه شعبانیه حضرت، مربوط به ماه مبارک رمضان است. جمعه آخر شعبان حضرت این خطبه را ایراد کردند. یعنی در جمعه آخر شعبان توجه دادند به ماه رمضان. وقتی انسان کلمات حضرت را می‌بیند این را استفاده می‌کند که مقصود حضرت از این توصیه‌ها این است که صائم، یعنی روزه‌دار در این ماه مبارک رمضان بار معنوی و اخروی خودش را باید ببندد.

بخشی از این خطبه را در جلسه قبل عرض کردیم و توجه دادیم که به قدری این خطبه مهم است که مرحوم جمال العارفین سید بن طاوس (رضوان الله تعالی علیه) طلیعه کتاب اقبال الاعمالشان را این خطبه قرار دادند و تمام خطبه را نقل کرده‌اند.

پذیرایی خدا با پذیرایی خلقش متفاوت است.

رسیدیم به این فراز که حضرت فرمودند: ” هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَهِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَهِ اللَّهِ” یعنی ماه مبارک رمضان ماهی است که شما به ضیافت و مهمانی خدا دعوت شدید و در این ماه شما اهل کرامت خدا گشتید و مورد لطف او قرار گرفتید. این ضیافت چه ضیافتی است؟ این مهمانی چه مهمانی است؟

میزبان هر قدر عزیزتر و عظیم‌تر باشد آداب حضور در مجلس دعوت او مراقبت و مواظبت بیشتری می‌طلبد. وقتی یک میزبانی مهمانی را دعوت می‌کند، معنایش این است که در این مهمانی ما حضور پیدا کن تا من از تو پذیرایی کنم. ذات اقدس ربوبی در ماه مبارک رمضان بندگان خودش را دعوت کرده است. دعوت کرده برای چه؟

دعوت کرده به ضیافت خودش که از این بندگانش پذیرایی کند. خدا وقتی می‌خواهد پذیرایی کند با پذیرایی خلق خدا متفاوت است. خدا جودش مطلق است. قدرتش مطلق است. علمش مطلق است. لله جنود السماوات و الارض. او می‌خواهد از این بنده پذیرایی کند. هر چه بنده قابلیت بیشتر نشان دهد، پذیرایی بهتری در این ضیافت الهی نصیبش خواهد شد.

پذیرایی با تَرک

این ضیافت چیست؟ بیایید در ماه مبارک رمضان و نخورید! نخوردن ترک است. خدای سبحان با ترک از بندگانش در این مهمانی پذیرایی می‌کند که حالا این را باید باز توضیح دهیم.

خود این ترک، خودش یک داستانی دارد. در حدی که کتاب تذکره المتقین که کلمات عارف بزرگوار مرحوم آیت الله مرحوم آقا شیخ محمد بهاری که از شاگردان مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی بوده، آنجا یک بحثی ایشان دارد در رابطه با همین ترک. می‌فرماید و ترک الترک و ترک مولی. مرحوم آقای نخودکی که اهل ریاضت بوده یک تعلیقه‌ای بر این کتاب تذکره المتقین دارد. وقتی به ترک مولی می‌رسد می‌گوید من این را نفهمیدم که چیست. آقای نخودکی با آن ریاضت‌هایی که داشته می‌فرماید که من ترک مولی را نفهمیدم یعنی چیست. این را وقتی من محضر استاد بزرگوارمان مرحوم آیت الله پهلوانی بردم و تعلیقه ایشان را عرض کردم که آقای نخودکی فرمودند که من نفهمیدم، ایشان فرمودند که خب ما فهمیدیم ترک مولی این است که اجمالا عرض کنیم که ایشان فرمودند رفع اثنیئیت ،که حالا این چه هست از حد این جلسات بیرون است.

نشانه استفاده از ضیافت

حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در باب همین ضیافت ماه مبارک رمضان مطلبی دارد. ایشان، می‌فرمایند که:

“در عین حالی که همه عالم تحت رحمت الهی است [یعنی چی؟ یعنی ما همیشه در ضیافت الهی و در مهمانی خدا هستیم. چه ماه رجب باشد یا شعبان، صبح باشد یا شب، ما همیشه از این رحمت الهی داریم استفاده می‌کنیم.] و هر چه هست رحمت اوست و رحمت او بر هر چیزی واسع است، [ایشان اشاره دارد به آیه ” رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء” و در دعای کمیل تعبیر دیگری است که “برحمتک التی وسعت کل شیء”.] لکن باب ضیافت یک باب دیگری است. دعوت به ضیافت یک مسئله دیگر است. این ضیافت الهی انسان را منقلب باید بکند از این جهت حیوانی به آن جهت واقعی انسانی.”

پس ببینید عزیزان این بیانی که امام داشتند این یک نکته مهمی است. این است که ما در این ماه مبارک رمضان ببینیم که حیوانیّت ما تضعیف شده و انسانیّت ما تقویت شده یا نه؟ اگر تغییری نکرده، روزه گرفتیم، اما در این ضیافت نتوانستیم بهره‌های خوبی ببریم. اگر حیوانیّت ما تضعیف شده و انسانیّت ما تقویت شده، معلوم است که یک دستی هم ما زدیم به این سفره‌ای که ذات اقدس ربوبی در ماه مبارک رمضان پهن کرده. حالا بزرگان، آن‌هایی که اهل معنا هستند، در این ماه از مائده‌هایی استفاده میکنند. البته این دو بیان از حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) است که ما یک بیانش کردیم.

در یک جای دیگر می‌فرمایند که “من فکر می‌کردم که این ضیافتی که شما مومنین دعوت به آن شده‌اید این چیست؟” بعد ایشان به حساب عوالمی که انسان دارند و در هر عالَمی شهوتی متناسب با آن عالَم هست، می‌فرماید که این‌ها را انسان اگر از دست بدهد معلوم است که در این مهمانی الهی و ضیافت شرکت کرده است. حالا من فقط همان عالم ماده‌اش را عرض می‌کنم. میفرماید:

“ضیافت الله در عالم ماده عبارت از این است که ما را پرهیز بدهد از تمام شهوات دنیوی.” پس چه شد؟ ضیافت شد، ترک.

شهوت میتواند عبادت شود

نه اینکه اگر کسی ازدواج کرده همسرش را ترک کند یا کسی که ازدواج نکرده سراغ ازدواج نرود، نه! شهوت بما هو شهوت، این مطلوب نیست. اما شهوت اگر جهت عبودی و الهی و بندگی پیدا کند، خودش می‌شود عبادت. پس شهوات مادی بما هو شهوت، این را باید ترک کند. حتی در امور شهوانی خود هم باید جهت الهی داشته باشد. ازدواج می‌کند باید این برای آن باشد که خدا را نافرمانی نکند. برای آن که سنت پیامبر را عمل کند. اینها همه می‌شود جهات الهی. برای اینکه پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تکثیر فرزند، مطلوبش بوده است و فرموده:

” فَإِنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لَوْ بِالسِّقْط”. اینگونه فرزنددار شدن، جهت الهی پیدا می‌کند. ازدواج جهت الهی پیدا می‌کند. پس این میشود ضیافت، این می‌شود ترک.

بعد می‌فرمایند که: “هر کسی ببنید چه کرده؟ وارد شده در این ضیافت یا نه؟ آیا در محضر خدایی که دعوت کرده رفته یا نه؟” هر کسی می‌تواند این را بفهمد که آیا در این ماه رمضان عوض شده یا نه؟ مقام معظم رهبری (روحی فداه) می‌فرمایند که:

“من بعد از ماه رمضان که می‌رفتم دیدار امام می‌دیدم این امام، امام قبل از رمضان نیست.”

یعنی همینطور در حال عروج است. رمضان به رمضان دارد می‌رود بالا.

وقتی فقط حق می‌ماند

بعد امام مطلبی میفرماید که حالا جایش نیست که من خیلی باز کنم. فقط اشاره می‌کنم. امام می‌فرماید که: “و فوق این مراتب جایی است که دیگر ضیافتی در کار نیست. چون مضیفی [یعنی همان میزبان] و مهمانی و میهمان‌داری و ضیافتی در کار نیست.” یعنی همان نفی نفی و همان ترک ترک. یعنی چه؟ یعنی رفع اثنینیّت. یعنی هر چه هست حق است و حق. دیگر غیر حق، چیزی نمیماند. چون مهمانی در جایی است که هم حق باشد و هم یک کسی باشد به عنوان مهمان. اما در آن‌جا دیگر فقط حق می‌ماند. این جمله اخیر ایشان اشاره دارد به همان مقام فنا و مسائلی که اهل معرفت دارند.

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

استاد ما مرحوم آیت الله پهلوانی (رضوان الله تعالی علیه) در باب همین ضیافت، یک مطلبی دارند که همان مطلب امام است ولی با یک بیان دیگر. می‌فرمایند که:

“مقصود از ضیافت الهی در ماه رمضان این است که بندگان، فعلاً صفتاً اسماً و ذاتاً به او توجه داشته باشند.” یعنی چه؟ یعنی مراتب توحید افعالی، توحید اسمائی، توحید صفاتی، توحید ذاتی و اینها، نه در قالب عبارات و الفاظ، بلکه مشهودش بشود. یعنی به شهود توحید افعالی و اسمائی و صفاتی و ذاتی برسد. این است ضیافت.

بعد در یک بیان دیگر ایشان دارند که: “ضیافت و کرامت الهی جز قرب و انس و شهود و مشاهدات تجلیات الهی نیست.” حالا این قرب مراتب دارد. شهود مراتب دارد. هر کسی حساب کند و ببنید که احساس می‌کند که در این ماه به خدا نزدیکتر شده یا نه؟ این‌ها یک چیزهایی نیست که همینطور به راحتی به انسان بدهند. زحمت‌ها و ریاضت‌ها می‌خواهد. اگر راحت بود که الان ما همه عالم را باید اسم میبردیم. ولی می‌گوییم آقای قاضی، آقا میرزا حسینقلی همدانی،آقا سید علی آقای شوشتری. چرا؟ چون زحمت می‌خواهد. تازه همه این زحماتها را که سالک بکشد، ته آن این است استاد بزرگوارمان مرحوم آیت الله جعفری تهرانی می‌فرمودند: “تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.”

پس در این ضیافتی که جز ترک نمی‌باشد، یعنی ترک ما سوی الله و ترک خودش، سالک باید با شدت مراقبه و محاسبه، به تدریج شهوات مادی و معنوی و ظاهری و باطنی اعم از هواها و خودها منیت‌ها و انّیت‌ها و ماسوی الله را ترک کند تا در این ضیافت وارد بشود و بهره خودش را ببرد.

پرده برداری از سفره ضیافت

در ماه رمضان بستر برای این کمالات خیلی آماده است که اینها در این خطبه شعبانیه حضرت به آن توجه داده شده. لذا می‌فرماید که دعوت شدید به ضیافت. خب این مضیف شما که حضرت محبوب هست، در این ماه آنقدر بساط قرب و زمینه راهیابی به کمال، برای شما پهن کرده که حضرت می‌آید پرده برداری می‌کند. چون ماها محجوب هستیم نمی‌دانیم که در ماه رمضان چه می‌گذرد؟ پیغمبر خدا که عالم به سرّ و خفیّات است، پرده داری کرده که در این ماه چه اتفاقاتی می‌افتد.

می‌فرماید که: ” أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ” در ماه رمضان هر نفسی که میکشید به منزله سبحان الله گفتن برای شما حساب می‌شود. تسبیح خداست. لذا شما در ماه رمضان همین که روزه هستید یا نه در ماه رمضان قرار گرفتید و افطار کردید و شب تا صبح می‌خوابید، نفسهای شما در این ماه رمضان تسبیح حساب می‌شود. خب این تعارف است؟ نه آثار تسبیح را دارد. آثار ذکر خدا را دارد.

“وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَهٌ” در طول روز، روزه به شما فشار آورده و استراحت می‌کنید. یا شب می‌خوابید اگر در این ماه نمی‌خوابیدید و به عبادت خدا مشغول بودید، چه اتفاقی برای شما رخ می‌داد؟ چه آثاری داشت؟ آثار عبادت. حضرت حق خواب شما را عبادت محسوب کرده. بخوابید اما عبادت است.

“عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ” عمل شما را در این ماه خدا می‌پذیرد. “قبول عمل” خیلی مهم است. چون ما یک عمل صحیح داریم، یک عمل مقبول. عمل صحیح اسقاط تکلیف می‌کند. یعنی شما وقتی یک نماز صحیح می‌خوانید دیگر قضای این نماز بر شما لازم نیست. یا روزه درستی گرفتید دیگر قضا ندارد. اما آیا هر روزه درستی، هر نماز صحیحی، مورد پذیرش حضرت حق است؟ نه. قبول، یک مسئله است و صحیح بودن عمل یک مسئله دیگر. در این ماه مبارک رمضان خدا عمل شما را قبول می‌کند. خب عمل از عامل جدا نیست. چون عمل از عامل جدا نیست، وقتی خدا عمل را پذیرفت عامل را هم می‌پذیرد.

بیماری‌های روحی مهم است

” وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ” در این ماه خدا دعای شما را اجابت می‌کند. منتها این هنر می‌خواهد انسان در ماه رمضان چه چیزی از خدا بخواهد. خیلی از این چیزهایی که ماها می‌خواهیم مثل درمان بیماری و سرطان و این قبیل موارد، اینها را در ماه شعبان و رجب و باقی ماه‌ها انسان می‌تواند حل کند. در ماه رمضان باید آن سرطان‌های روحی و معنوی و اخلاقی را حل کرد.

خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهجت را. جمعه‌ها ایشان در منزلشان روضه داشتند. می‌آمدند و دم درب اتاقی که برای روضه بود، می‌نشستند، تا کم کم افراد برای جلسه روضه می‌آمدند. ما گاهی توفیق پیدا کرده و سعی می‌کردیم که زودتر برویم آنجا و نزدیک ایشان بنشینیم. چون گاهی ایشان یک نکاتی می‌گفتند که خیلی راهگشا و کلیدی بود. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله آقا شیخ یحیی انصاری شیرازی را که کرسی تدریس فلسفه و عرفان داشت. خیلی روح لطیفی داشت. این پیرمرد بیمار شده بود و در همان جلسه‌ای که ما رفتیم، ایشان هم آمد. ما سه چهار نفر بیشتر نبودیم. همین که ایشان نشستند، آقای بهجت گفتند:

“آقای انصاری چطور هستید؟” ایشان گفتند که: “الحمدلله.” آقای بهجت گفتند که: “بهتر شدید؟” باز ایشان گفتند که: “الحمد الله”. بعد آقای بهجت فرمودند که:

“این بیماری‌ها که چیزی نیست. بیماری‌های روحی مهم است. گاهی بعضی از اینها ۶۰ سال زحمت می‌خواهد تا انسان این بیماری روحی را درمان کند.”

آقای بهجت همین را گفتند و دیگری چیزی نفرمودند. من دیدم این آقای انصاری (با احتیاط بگویم) شاید ده دقیقه دستمال را در آورده بود و همین طور گریه می‌کرد. اشک چشمش را پاک می‌کرد. خود آقای انصاری خیلی داشته‌های معنوی در اختیارش بود. خودش اهل کمال بود. شاگرد مرحوم علامه بود. اما یک کلمه که “انسان بعضی از این بیماریها را ۶۰ سال باید زحمت بکشد تا برطرف کند” اینگونه ایشان را منقب کرد.

در این ماه از خدا چه بخواهیم؟

حال که “دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ”، در این ماه چه بخواهیم؟ این خیلی مهم است. یعنی چیزهایی که در ماه‌های دیگر به سختی نصیب انسان میشود در این ماه آنها را از خدا بخواهد. البته چیزهای دیگر هم بخواهد عیبی ندارد. لذا شما در همین دعاهای ماه رمضان میبینید که همه چیز گفته‌اند. چون آدم‌ها متفاوت هستند. گاهی حتی چیزهای عادی مسائل دنیوی در همین دعاهای ماه رمضان خواسته شده. چیزهای پیش پا افتاده. به ما گفتند که حتی نمک آش‌تان را هم از خدا بخواهید. این یعنی چه؟ یعنی حتی شما برای نمک آش خودتان هم عاجز هستید. این را هم باید از خدا بخواهید. برای نمک آش‌تان هم باید در محضر ربوبی اظهار فقر و نیاز کنید. باید فقر خودتان را نشان دهید. ببینید حتی در خواسته‌ها، دیدها چقدر فرق می‌کند!

بعد حضرت فرمودند که: ” فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَهٍ” با نیت‌های صاف، صادق، درست و راست از خدا چیز بخواهید. “وَ قُلُوبٍ طَاهِرَهٍ” با دلهای پاک. ببینید وقتی می‌فرمایند که با دل پاک از خدا چیزی بخواهید، یعنی دلت را پاک کن. کینه، حسادت، خودبینی، این‌ها دل‌ها را نجس و تاریک می‌کند. صفای باطن را از بین میبرد. یک روز من از مرحوم آیت الله پهلوانی سوال کردم که: “آقا در سیر وسلوک استعداد لازم است؟” فرمودند:

“نه، در سیر و سلوک صفای باطن لازم است، نه استعداد.” صفای باطن.

“وَ قُلُوبٍ طَاهِرَهٍ”. چه بخواهیم از خدا؟ ببینید وقتی پیغمبر خدا، اشرف مخلوقات می‌فرماید که چیزی بخواهید، او به ما می‌گوید که چه بخواهید. او خودش راهنمایی می‌کند. چه بخواهیم؟ این را بخواهید: “أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ” خدا توفیق به شما بدهد که بتوانید روزه بگیرید. این را از خدا بخواهید. یعنی روزه بدون توفیق الهی، مهیّا نمی‌شود. او باید اسباب را بچیند و وفاقی بین این‌ها شکل بگیرد تا موفق شود به روزه گرفتن. “وَ تِلَاوَهِ کِتَابِهِ.” از خدا بخواهید توفیق بدهد به شما که در این ماه قرآن بخوانید. قرآن خواندن یک توفیق است.

بعد فرمودند: ” فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ” آن آدمی که در این ماه، مورد مغفرت ربوبی قرار نمی‌گیرد او دیگر آدم شقی شده است. ” وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ” روزه که می‌گیرید به یاد تشنگی و گرسنگی روز قیامت بیفتید. حالا این چه معنایی دارد؟ عطش قیامت چیست؟ چه ساعتی انسان خوب میتواند این مطالبه حضرت را پیاده کند؟ اگر عمری باقی بود ان شاء الله فردا شب این را عرض خواهیم کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.