سلسله جلسات ماه رمضان، شرح کلمات عرفانی آیت الله پهلوانی؛ جلسه چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا ونبینا ابی القاسم المصطفی محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا.

کلام در شرح کلمات استاد بزرگوارمان فقیه عارف مرحوم آیت الله پهلوانی بود که عرض کردیم در ضمن بیان و توضیح این کلمات، به تبیین مبانی مکتب تربیتی و سلوکی ایشان خواهیم پرداخت. بحث جلسه قبل ما به اینجا خاتمه پیدا کرد که برای طی طریق قرب الهی، ما نیازمند به این هستیم که از یک مکتب تربیتی متقن و قابل اعتمادی تبعیت کنیم تا سرمایه‌­های عمر ما تباه نشود. جهاتی عرض شد که نتیجه آن جهات این شد که متقن‌­ترین مکتب تربیتی و سلوکی، مکتب تربیتی مرحوم علامه طباطبائی و مشایخ و شاگردان ایشان است.

تا اینجا در جلسه قبل بحث کردیم و برای تایید این حرف هم کلامی را از مقام معظم رهبری (روحی فداه) خدمت عزیزان مطرح کردیم که چکیده آن کلمات این بود که:

«وقتی میگویند عرفان، عرفان یعنی مرحوم آقای قاضی عرفان یعنی مرحوم آقا حسین قلی همدانی.»

سئوالات و شبهات گسترده، و ضرورت تبیین مبانی

بحثی که امشب باید وارد آن بشویم، در رابطه با ضرورت تبیین مبانی مکتب سلوکی مرحوم آیت الله پهلوانی و مرحوم آیت الله جعفری و مشایخ اینها است. چه ضرورتی دارد که ما به تبیین این مبانی بپردازیم؟

از شبهات گسترده­‌ای که نسبت به مکتب تربیتی این بزرگان هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی مطرح است، این است که “عمل به دستورات سلوکی این بزرگان، مبنای قرآنی و روایی و عقلی ندارد و به تعبیر روشن‌­تر ما، هیچ حجّتی برای عمل به این دستورات نداریم و این دستور العمل­‌ها بر اساس یک سری سلایق و ذوقیات شکل گرفته است.” در نتیجه کسی که خواهان عروج روحانی و معنوی است، عمل به این دستورات برای او بی­ حجّت می­ شود و باید یک راه دیگری را انتخاب کند و آن راه هم این است که مراجعه کند به کتاب و سنت. قرآن و انوار مقدّسه چهارده معصوم چه گفته­‌اند؟

شبهه­‌افکنان یا جاهل­‌اند یا مغرض

این شبهات از کجا ناشی شده؟ این شبهات از اینجا ناشی شده که آن افرادی که می­ گویند که دستور العمل­‌ها بر اساس ذوقیات و سلایق است و مبنای کتاب و سنت و عقل ندارد، یا جاهل و نادان هستند، یا اینکه ناشی از هواهای نفسانی این سخنان را می­‌گویند. یعنی انسانهایی که دل در گروی گِل دارند می ­خواهند دیگران هم اینگونه باشند. آنها کعبه را کعبه گِل می ­بینند امّا این بزرگان، هم به دور کعبه گِل طواف می ­کنند و هم از کعبه گِل به کعبه دل می ­رسند.

حکایتی شیرین­، مناسب شبهه افکنان

بعد یک حکایتی هست (حالا افسانه یا واقعیت) که سخن و کار این شبهه ­افکنان، مشابه همین قصه است. می ­گویند یک آقایی بود که دیگران را خیلی تشویق می کرد به اینکه همسر دوم اختیار کنند! یکی از رفقای ایشان گول خورد و این کار را کرد. همان شب به خانه زن دوم رفت. خانم تازه در را باز نکرد! شوهر گفت چرا در را باز نمی کنی؟ زن دوم پاسخ داد: اینطور که نمی­ شود! باید اولی را طلاق بدهی، تا بعداً من شما را به خانه راه بدهم. مرد حرکت کرد و رفت به خانه همسر اول خود. او هم راهش نداد! پرسید: چرا راه نمی دهی؟ او هم گفت که اینکه نمی شود! آن دومی را باید طلاق بدهی. اگر من خوب بودم که نمی رفتی همسر دوم اختیار کنی؟ او هم راهش نداد! آن مرد ماند که چه کند!؟ حرکت کرد و به مسجد آمد. با خودش گفت: شب را برویم مسجد بخوابیم. در آن زمان، مسجدها مثل مسجدهای حالا نبود. تاریک بود و باید شب چراغ روشن می­ کرد. همین که قدم برداشت، پایش خورد به یک نفر! از صدایش فهمید که همان رفیقش هست که تشویق می کرده به همسر دوم! پرسید: شما اینجا چه کار می­ کنی؟ پاسخ داد: من هر شب مسجد می ­خوابم! پرسید: پس چرا ما را تشویق کردی به همسر دوم؟ ما این کار را کردیم امّا نه این راه داد نه آن. پاسخ شنید: راستش ما در مسجد همدم نداشتیم و تنها بودیم، گفتیم یک همدمی پیدا کنیم!!”

حالا در این مسائل معنوی هم همینطور است. خیلی ­ها چون دل کندن از دنیا را نمی ­توانند و اراده نمی­ کنند، تلاش می­ کنند که دیگران هم در حدّ خودشان بمانند. لذا مانع­ تراشی و شبهه افکنی می­ کنند.

افزایش ذهن ­های پرسشگر، و لزوم داشتن پاسخ

اینجاست که تبیین مبانی مکتب سلوکی مرحوم آیت الله پهلوانی (رضوان الله تعالی علیه)، خصوصاً در عصر فعلی ضرورت، دو چندانی پیدا می ­کند. چرا؟

چون در عصر حاضر، ذهن ها خصوصاً ذهن جوانان و حتی کودکان، ذهن ­های پرسشگر و فلسفی شده است. سئوال و پرسش می­ کنند و این پرسش ها، پرسش هایی است که باید برای آنها جوابی آماده بشود. مثلاً باید برای این پرسش، پاسخی داشت که “چرا طریقه مرحوم آیت الله پهلوانی و مشایخ سلوکی ایشان بهتر است از طریقه مثلاً عمل به کتاب “معراج السعاده” یا “جامع السعادات”. چرا؟

فرق مکتب اخلاقی توحیدی با سایر مکاتب اخلاقی چیست؟

یا اینکه چرا انسان وقتی در مسیر تربیت سلوکی قرار گرفت، نباید نسبت به دستورات مربّی خودش چون و چرا کند؟” اینگونه سئوالات پرسیده می ­شود. لذا باید علت هایش بررسی شود. ضرورت دارد که این مبانی مطرح بشود.

رشد اذهان، امر مبارکی است

در رابطه با این که ذهن ها پرسشگر شده، این هم امری نیست که انسان تخطئه کند، نه. اتفاقاً این امر برای جامعه مبارک است و تازه باید رشد پیدا کند. مقام معظم رهبری (روحی فداه) در یکی از جلسات به این امر تصریح کردند. کسانی که در جلسه ما حضور دارند و در مقام تربیت فرزندان خودشان هستند، یا مدارسی را در اختیار دارند، یا کارهای تربیتی می­ کنند، به این عبارات خوب توجه کنند. ایشان می­فرمایند:

“بچه ­های ما ذهنشان دارد فلسفی می ­شود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده است که ذهن ها عقلانیت پیدا کند. جوانهای ما واقعاً سوال می­ کنند. این سئوال هایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست. منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم. [سوال مبارک است اما از این طرف هم باید تلاش کرد که پاسخ های مناسب برای جوان آماده کرد.] حسّ سئوال­ کنندگی دارد زیاد می ­شود و این همین طور دارد به نسل های پایین­ تر هم منتقل می ­شود.”

بعد حضرت آقا یکی از جریان ­های خانوادگیِ خودشان را مطرح می­ کنند. می­ فرمایند:

“ما یک نوه کوچکی داریم. دو سال و نیمش است و هنوز درست هم حرف نمی ­زند. چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت می­ انداخت! به او گفتم که این میز را نینداز. گفت چرا!؟ خوشم آمد از این که گفت چرا؟ چرا نیندازم؟ دنبال علت می­ گردد. بعد پنجه می ­زد به یک بچه دیگری! گفتم آقا جان نکن! گفت چرا؟ این سئوال کردن از علّت خیلی چیز مهمی است. این حالت دارد به وجود می­ آید. حالا وقتی او ده ساله بشود، سئوالات زیادتری پیدا می­ کند. سن بالاتر برود چرا چراهای بیشتر. وقتی یک جوان هجده نوزده ساله­ ای باشد، سئوالات قوی ­تر. ما باید برای این سوالات جواب داشته باشیم.” حالا این سئوالات حوزه­ های مختلفی دارد. حوزه ­های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، معنوی و اخلاقی دارد.

 این را من عرض کردم تا اشاره کنم که ضرورت دارد ما برای این پرسش ­ها پاسخی داشته باشیم. چون این سئوالات الآن مطرح می­ شود. قبلاً این سئوالات نمی­ شد.

ما وقتی رفتیم خدمت مرحوم استاد بزرگوار آیت اللّه پهلوانی، این حرف­ها و سئوالات نبود. بعد هر چه ایشان می­گفت کالوحی تلقی می­ کردیم. اما الآن اینطور نیست. نه تنها سئوال می­ کنند بلکه شبهات هم فراوان هست. لذا تبیین مبانی دستورالعمل­ های سلوکی این بزرگوار ضرورت دارد.

استقامت، یکی از ارکان سلوک است

نکته دیگری که باید به آن بپردازیم و بعد وارد یکی از کلمات بشویم، هنر مرحوم آیت الله پهلوانی، مرحوم آیت الله جعفری و استادشان مرحوم علامه طباطبائی و همینطور در رأس مشایخ سلوکی ایشان، مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی است. هنر اینها این بود که در مسئله تربیت معنوی و سلوکی، علیرغم سنگ اندازی­ ها و مخالفت ­ها حتی از ناحیه نزدیکان، استقامت کردند و این بنای مبارک را حفظ کردند.

اگر استقامت آن بزرگواران نبود امروز این مطالب هم بین من و شما رد و بدل نمی­ شد. این نتیجه همان استقامت­ ها است. پافشاری و استقامت کردند و کوتاه نیامدند. لذا هر کسی به محضر این بزرگواران می­ رسید، به اندازه سعه وجودی او، از معارف و اسرار آیات و اسرار ادعیه، در دل او می­ ریختند. این یک درسی است برای همه ما. حالا ما بعداً عرض خواهیم کرد که یکی از ارکان سلوک همین استقامت است و باید در مورد آن مستقلاً بحث کنیم.

نتیجه آن استقامت ها، همین جلساتی است که الآن در قم و بعضی جلسات تهران برپا می­ شود و این آثاری که الان منتشر می­ شود. این یک درسی است برای همه ما که وقتی یک اتفاقی می­افتد، اگر یقین کردیم که این راه درست است یا وقتی می خواهیم کاری انجام بدهیم، اگر مطمئن بودیم که آن کار درستی است، باید استقامت به خرج بدهیم تا به ثمر و بار بنشیند.

هنر بزرگ علّامه طباطبائی چه بود؟

مثلاً برای مرحوم علامه طباطبائی خیلی سنگ اندازی شد. تا جایی که حتی مدتی شهریه طلبه ­هایی که در درس ایشان شرکت می ­کردند را قطع کردند! اما ایشان استقامت کرد.

لذا مقام معظم رهبری (روحی فداه) نسبت به مرحوم علامه طباطبائی می­فرمایند که:

“به نظر من هنر بزرگ علامه طباطبائی (قدس سره) [ببینید تعبیر میکند ایشان به هنر بزرگ]، این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرایط مختلف ادامه داد.” اگر آثار مرحوم علامه نبود، تفسیر المیزان نبود و همینطور کتاب های دیگر ایشان، الآن واقعا دست حوزه های علمیه از معارف خالی بود.

تبیین مکتب تربیتی، سیر منطقی دارد

حالا وارد کلمات بشویم. در این ماه رمضانی که در خدمت عزیزان هستیم، بنا نداریم سیر منطقی بحث را رعایت کنیم. چون اگر بخواهیم به سیر منطقی آن بپردازیم، برخی از برکات، از دست ما می رود. لذا چون احساس می­کنیم که طرح برخی از امور از اینها اولویت دارد، آن سیر منطقی بحث را پی نمی­ گیریم.

 سیر منطقی آن این است که اول در انسان چه حالی ایجاد می­ شود که شخص حرکت می کند و به دنبال مربی می گردد؟ باید چه کار کند؟ از چه کسی تبعیت کند؟ چه راهی را برود؟ سیر منطقی از اینجا شروع می شود تا اینکه باید مسلک های تربیتی و اخلاقی اینها بیان بشود. امتیاز مکتب توحیدی بر سایر مکاتب اخلاقی اینها باید دیده بشود و بعد اولین مسئله ای که استاد مطرح می کند چیست و بعد همینطور به تدریج جلو برویم. اما بنا نداریم این سیر منطقی را اینجا پی بگیریم. اگر توفیقی نصیب ما شد و این مطالب کامل شد، اگر قرار باشد که کتابی منتشر بشود آنجا سیر منطقی بحث رعایت می شود.

خودتان را برای دریافت جوایز آماده کنید

اما آن بحثی که الان میخواهیم داشته باشیم، بحث ماه مبارک رمضان است. خیلی از ما واقعا نمیدانیم در چه ماهی قرار گرفته ایم. روزه می گیریم، سحر بلند می شویم، اما نمی دانیم که ماه مبارک رمضان در بین اهل سلوک و اهل معنا، از چه جایگاهی برخوردار است.

یکی از دستورات سلوکی مرحوم آیت الله پهلوانی و همین طور مشایخ سلوکی ایشان، بهره برداری از ماه مبارک رمضان بود. یعنی هر سال این توصیه را داشتند. هم قبل از ماه مبارک رجب نسبت به ماه مبارک رمضان و هم قبل از ماه رمضان نسبت به ماه رمضان. و به اندازه­ای این اهمیت دادن به ماه مبارک رمضان را در سرنوشت سلوکی سالک موثر می ­دانستند که قبل از شروع ماه رجب، ما را به ماه مبارک رمضان توجه می ­دادند. میگفتند:

“ماه مبارک رجب دارد می ­آید. از همین الان آمادگی پیدا کنید برای ماه مبارک رمضان. از حالا خودتان را آماده کنید برای ماه مبارک رمضان و لیالی قدر و دریافت جوائز معنوی عید فطر.”

چون روایت دارد که: ” اغدوا إلی جوائزکم”. می­خواهد صبح عید فطر بشود، خودتان را برای دریافت جوایز آماده کنید.

سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش

بنده یک روز به ایشان عرض کردم که “این جایزه ای که در عید فطر به سالک می­ دهند که یک پشتوانه ای همچون ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان دارد، آثار و برکات این را در عید فطر دفعتاً می ­دهند یا نه به تدریج می ­دهند؟” ایشان فرمودند که:

“این جوایز معنوی به قدری سنگین است که اگر سالک ظرفیت قبول یکباره آنها را نداشته باشد، قالب تهی می­ کند! لذا در طول سال به تدریج آنها را به او می­ دهند.”

در یکی از ماه­های رمضان هم بعد از تعطیلی جلسه، وقتی که خدمت ایشان رسیدیم، در رابطه با خودشان فرمودند که: “امسال قبل از لیالی قدر، جایزه سنگینی به بنده دادند. به قدری سنگین و با ارزش بود که تصور کردم لیالی قدر را درک نمی ­کنم و از دنیا می ­روم! چون به قدری سنگین بود که تناسب با لیله القدر داشت. از اینکه زودتر دادند فکر کردم که شاید قرار است زودتر مرا به آن عالم ببرند.”

قبل از ماه رجب، وقتی ایشان می ­خواستند توجه بدهند به ماه رجب و شعبان و رمضان، این دو بیت حافظ را می ­خواندند که:

به دور لاله قدح گیر و بی ریا میباش

به بوی گل نفسی همدم صبا میباش

نگویمت که همه ساله می پرستی کن

سه ماه می خور و نه ماه پارسا میباش

همین توجهی که ایشان قبل از ماه رجب برای ماه مبارک رمضان می­ دادند، خودش مبنا داشت. مبنای این توصیف ایشان و مشایخ شان، دعای هلال ماه رجب است که: “اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ، وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ” این دعای هلال ماه رجب است. که خدایا رجب و شعبان ما را مبارک قرار بده و بلّغنا شهر رمضان. چرا بلّغنا شهر رمضان؟ پیرامون این که این درخواست به چه معناست، ایشان نظری دارند که اگر عمری باقی باشد و توفیقی داشته باشیم إن شاء الله فردا شب عرض خواهیم کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.