شنبه, ۲۸, اردیبهشت ۱۳۹۸

سلسله جلسات ماه رمضان، شرح کلمات عرفانی آیت الله پهلوانی؛ جلسه سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا ونبینا ابی القاسم المصطفی محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا.

 

 عرض شد که محور بحث ما پیرامون کلمات فقیه عارف، استاد بزرگوار، مرحوم آیت الله پهلوانی است که در کتاب «عید وصال» جمع آوری شده و بنا داریم در ضمن توضیح کلمات ایشان، مبانی تربیت سلوکی این بزرگوار و مشایخ عظیم القدر ایشان را نیز عرض کنیم.

باید به خروجی‌­های مکتب تربیتی توجّه کرد

بحث ما در شب قبل به اینجا رسید که برای طیّ طریق قرب الهی، نیازمند به یک مکتب تربیتی متقن و قابل اعتماد هستیم. همه برادران و خواهران بزرگوار باید توجه به این حقیقت داشته باشند که یکی از راه‌های بدست آوردن یک مکتب تربیتی متقن، این است که انسان به خروجی‌­های آن مکتب تربیتی توجه کند. لذا شما می‌­بینید که در مدارس تهران و شهرستان‌ها وقتی می­خواهند دانش آموزانی را جذب کنند، با نصب یک بنر، خروجی‌­های این مدرسه و رتبه­‌های کنکور دانش آموزان آنجا را معرفی می‌کنند تا شما از این خروجی‌­ها بدست بیاورید که تراز آن نسبت به مدارس دیگر بالاتر است.

در مکتب تربیت اخلاقی، مسئله همینطور است. باید انسان به خروجی‌­های این مکتب نگاه کند. خروجی‌­های این مکتب انسان‌هایی هستند که هر یک از اعجوبه­‌های دهر می­‌باشند.

دیشب بعضی از این بزرگواران را نام بردیم که یکی از اینها مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی است، یکی مرحوم آقا شیخ محمد بهاری است، یکی مرحوم آقا سید علی آقای قاضی است. اینها شخصیت‌هایی هستند که بزرگان از فقها، تقوا و دنیاگریزی و شهرت‌­گریزی اینها را تصدیق کرده‌­اند. مدارج عالی که اینها به آن دست پیدا کرده­‌اند را تایید کرده‌­اند. در دوران اخیر هم مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم آقا سید حسن آقای الهی، مرحوم آقای مرندی و دیگران بودند و بعد نیز در صف هم دوره‌­ای­های مرحوم آیت الله پهلوانی، افرادی مثل مرحوم آیت الله آقا سید عبدالله جعفری تهرانی، مرحوم آقا سیّد ابراهیم خسروشاهی، مرحوم حاج حسن آقای پهلوانی، مرحوم آقای خوشوقت، از خروجی­‌های این مکتب تربیتی توحیدی هستند.

فرمایشات مقام معظّم رهبری پیرامون مکتب تربیتی آیت الله پهلوانی و مشایخ ایشان

اینجا مقام معظم رهبری (روحی فداه) فرمایشاتی دارند که این کلمات قابل توجه هست. چون ما باید به این موضوع توجه کنیم که در نظام اسلامی، آن کسی در جایگاه رهبری و هدایت جامعه می­‌نشیند، فقط هدایت امور دنیوی افراد را عهده‌­دار نیست، بلکه او در جهت تامین اهداف معنوی و اخروی هم موظف است که هدایت و راهنمایی داشته باشد.

همین مطالبی که اخیراً در رابطه با تلاوت قرآن داشتند، یک هدایت معنوی است که جامعه باید یک جامعه قرآنی بشود. در رابطه با سیر و سلوک هم ایشان راهنمایی کرده‌­اند. سرّش هم در بیان ایشان واضح است و آن این مسئله است که این عطشی که نسل جوان نسبت به امور معنوی پیدا کرده، درست هدایت بشود و به ثمر بنشیند. جوانان جذب عرفان‌های پوچ و انحرافی و تحریف شده، نشوند که جوانی اینها به باد برود! یک وقت متوجّه بشوند که دیگر کار از کار گذشته! این بزرگوار در رابطه با درستی و اتقان مکتب تربیتی آیت الله پهلوانی و مشایخ ایشان می فرمایند که:

«ما در سلسله علمی، فقهی و حکمی خودمان در حوزه­ های علمیه در این صراط مستقیم یک گذرگاه و جریان خاص الخاص داریم [خوب واژه ها را دقت کنید. خاصّ الخاص به این معنی که خیلی ویژه است] که میتواند برای همه الگو باشد. هم برای علما الگو باشد، علمای بزرگ و کوچک، هم برای آحاد مردم و هم برای جوانان.»

پس این جریان خاص الخاص میتواند برای همه اقشار جامعه الگو باشد. منتها هر کسی به مقدار سعه وجودی خودش از این جریان میتواند توشه بردارد.

در ادامه می­‌فرمایند: «میتوانند واقعا الگو باشند. اینها کسانی هستند که به پایبندی به ظواهر اکتفا نکرده ­اند. [نه اینکه ظواهر را کنار گذاشته باشند نه، نماز میخوانند، روزه می­گرفتند، عبادات الهی را انجام می­دادند، اما به ظاهر اکتفا نمی کردند] در طریق معرفت و طریق سلوک و طریق توحید تلاش کردند، مجاهدت کردند، کار کردند و به مقامات عالیه رسیدند.»

بعد ایشان یک توجهی می‌­دهند. اینها را خوب دقت کنید. تمایز این طریقه با طریق­ه‌ای دیگر: «مهم این است که این حرکت عظیم سلوکی و ریاضتی را نه با طرق من در آوردی و تخیلی – مثل بعضی از سلسله‌­ها و دکان‌­های تصوف و عرفان و مانند اینها- بلکه صرفا از طریق شرع مقدس، آن هم با خبرویّت بالا به دست آوردند.»

همین چند شب قبل عرض کردم که مرحوم آیت الله پهلوانی، مرحوم آیت اللّه جعفری، مرحوم علامه طباطبائی و مشایخشان، به مرّ آیات و روایات عمل می‌کردند که وقتی ما این مبانی را تبیین کنیم، روشن خواهد شد که این دستوری که می­‌دهند مبنایش کجاست.

قاعده‌­مند شدن راه سیر و سلوک از مقطعی به بعد

بعد ایشان می­فرمایند که “این یک گذرگاه فوق العاده‌­ای است. گذرگاه خاصّ الخاص است.”

در اینجا لازم است که من یک توضیحی عرض کنم. اینکه ایشان می‌­فرمایند این یک گذرگاهی است به این دلیل است که قبل از مرحوم جمال العارفین مرحوم سیّد علی آقای شوشتری و مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی، طیّ طریق قرب الهی، ریاضت­‌های شاقّی می­طلبیده است. از زمان مرحوم سیّد علی آقای شوشتری به بعد، این طریقه و این مکتب تربیتی، آن ریاضت‌­ها و مشقّت­هایی که گذشتگان تحمّل می‌­کردند را نداشت.

مرحوم آیت الله پهلوانی می­‌فرمودند که: «اینها راه را آسان کردند.»

دیگر این راه یک راهی است که آن دشواری‌­ها را ندارد. یک راه منظّم تربیتی که روی قاعده است و انسان می‌­تواند مرتبه این راه را طی کند.

حضرت آقا در ادامه فرمودند: «این یگ گذرگاه فوق العاده‌­ای است. گذرگاه خاصّ الخاص است. برای ماها از این جهت حجّت است که ما بفهمیم که این هم هست. این مقامات، این حرکت، این سلوک، این خلوص در راه خدا است… نقلیّات موثّقی که در مورد عجائب زندگی مرحوم آقای قاضی که به نظر ماها عجائب است، نقل شده، یکی دو تا نیست؛ موثق هم هست. آدم یقین پیدا می‌کند.» ببینید برای اینکه انسان در مسیر قرب الهی در مسیر سیر و سلوک و راه توحید، بخواهد قرار بگیرد باید یقین داشته باشد؛ هم به راه اطمینان داشته باشد و هم به راهنمای این راه.

عرفان، همان مرحوم قاضی است

ادامه فرمایشات‌شان اینگونه است که: «بالاخره خیلی مهم است که شخصیتهای این جوری احیا بشوند، شناخته بشوند معرفی بشوند.» یعنی این جلسه‌­ای که ما امسال تشکیل دادیم، در حقیقت پاسخگویی به این مطالبه مقام عظمای ولایت است.

بعد ایشان در دیداری که با اعضای مجمع عالی حکمت داشتند، در آن جا خلاصه مطالبی که عرض کردیم را اینطور بیان می‌کنند. می فرمایند:

«عرفان همان مرحوم قاضی است، مرحوم ملا حسینقلی همدانی است، مرحوم سید احمد کربلائی است. عرفان واقعی اینهاست.»

این نقل کلمات مقام معظم رهبری (روحی فداه) بود تا برای ما روشن بشود که طریقه مرحوم آیت الله پهلوانی، مرحوم آیت الله جعفری، مرحوم علامه طباطبائی و مرحوم آقای قاضی، بهترین طریقه برای خود سازی و تهذیب نفس و کسب مدارج عالی انسانی است.

بهترین جلوه تجلیل از مقام استاد چیست؟

مطلب دیگری که باید اینجا به آن توجه بشود این است که بهترین جلوه تجلیل از مقام استاد چیست؟

این بزرگواران وقتی در مقام تربیت نفوس مستعده برآمدند و این بنا و تلاش مبارک را آغاز کردند، همه زندگی خود را وقف تربیت کردند. مرحوم آیت الله پهلوانی همه زندگی­شان شده بود دستگیری از شاگردانشان. تا جایی که دیگر نه سفر زیارتی داشتند، نه سفر تفریحی داشتند، نه دید و بازدیدهای متعارف را داشتند! یک روز به بنده فرمودند:

«دید و بازدیدهای ما در همین خانه انجام می‌شود.یعنی می­‌آیند به دیدن ما، بعد دوباره به همینجا می­‌آیند و بازدید انجام می‌­گیرد.»

بیش از سی سال ایشان جمکران قم را ندیده بودند! از آخرین سفری که به مشهد مشرّف شده بودند تا آخر عمرشان، قریب به چهل سال مشهد نرفته بودند! می­فرمودند که «من تکلیفم چیز دیگری است.»

این مرد همه زندگی خود را وقف کرده بود برای دستگیری و تربیت نفوس مستعده. ایشان به اندازه­ای برای شاگردانش زحمت کشید که بعد از فوت این بزرگوار، در مورد آن جلسات انسی که در حال حیات ایشان برقرار بود، مرحوم آیت الله آقا سید عبدالله جعفری به بنده فرمودند که:

«به شاگردان مرحوم آقای پهلوانی بگویید که ایشان برای پیشرفت شماها خیلی زحمت کشیده است. لذا آن جلسات انسی که در حال حیات ایشان برقرار بود، بعد از ارتحال ایشان هم در آن جلسات حضور پیدا کنید. اگر اینها را ترک کنید عاق ایشان خواهید شد.»!

این مسئله عاق شدن و ایذاء مربی و استاد، خصوصاً در مورد اساتید معنوی، مسئله بسیار مهمی است. اینها آن لطافتها و ظرافتهای مسائل معنوی است. گاهی ما می‌­گوییم که چرا یک توفیق از ما سلب شد!؟ بعد هم هر چه حساب می‌­کنیم چیزی پیدا نمی­‌کنیم! چون با این لطافت‌ها آشنا نیستیم، نمی­فهمیم علّت چه بوده!

شاگرد علامه به ایشان توهین کرد و جوانمرگ شد!

من یک جریانی را از استاد بزرگوار حضرت آیت الله مصباح یزدی(دامت برکاته) عرض میکنم، این را خوب دقت کنید. مربوط به خودشان هم بوده است. ایشان می‌فرمودند:

«زمانی سر کلاس تدریس میکردم. شاگردی در کلاس مشغول مطالعه کتاب دیگری بود. این در ظاهر، کار حرامی نیست. اما به عنوان ثانوی اهانت به استاد است و اهانت کردن حرام است. [یعنی میشود انسان در سر کلاس معارف حضور پیدا کند و مرتکب عمل حرامی هم بشود بدون اینکه توجه داشته باشد.] و سبب میشود که توفیق از انسان سلب شود.»

حالا آن روزها کتاب بود که مطالعه می­‌کردند، امروز یک گوشی تلفن همراه است که مشغول آن می­‌شوند و یا وسط جلسه زنگ می­‌خورد و انسان همین طور بلند بشود و بیرون برود! اینها سبب میشود که توفیقات انسان یا کم بشود و یا توفیقات را از دست بدهد. بعد ایشان فرمودند که: «استاد حکم پدر را دارد و باید شاگرد به استاد احترام بگذارد. کسانی که نسبت به استاد احترام می‌­کردند، در دنیا عزیز شدند و کسانی که بی احترامی کردند ذلیل و برخی نیز منحرف در دین شدند.»

که حالا در این زمینه حکایتها زیاد است. مثلاً مرحوم آیت الله احمدی میانجی (رضوان الله تعالی علیه) نقل میکردند که:

«یکی از شاگردان خود مرحوم علامه (رضوان الله تعالی علیه) به ایشان توهینی کرده بود که جوانمرگ شد.»

اینها همان آموزه‌­ها و بایسته‌­های مکتب تربیتی اسلام است که متاسفانه امروز در مدارس ما، در دانشگاه‌­های ما و در حوزه های ما خیلی کمرنگ شده است.

بهترین جلوه احترام و تشکر و تجلیل از مقام استاد که می‌­تواند این توفیقات معنوی و اخروی و دنیوی را برای انسان به ارمغان بیاورد، در درجه اول، استقامت و ایستادگی در طریقه­ای است که آن بزرگواران به روی شاگردان خودشان گشوده‌­اند.

استقامت و تلاش و جدّیت کنند و از این راه کنار نرفته و فاصله نگیرند. استقامت به خرج بدهند و بمانند. این خیلی مهم است. یک استادی که هیچ جلوه مادّی برای او نداشته و مثل شمعی بسوزد و پنج سال ده سال بیست سال برای شاگرد زحمت بکشد، بعد آن شاگرد راه را رها کند!؟ پس بهترین جلوه تجلیل از مقام استاد، استقامت و سخت کوشی در انجام دستوراتی است که استاد برای او داشته است.

لزوم حراست و جلوگیری از تحریف مبانی

یکی دیگر از جلوه‌­های تجلیل از مقام استاد، دفاع عالمانه و غیر احساسی از طریقه وی و مشایخ اوست.

این خیلی مهم است. به همین جهت است که ما بنا داریم در این جلسات، مبانی تربیتی مرحوم آیت اللّه پهلوانی را تبیین کنیم. چرا؟ چون اگر دفاع عالمانه نشود، تبیین درستی صورت نگیرد، تحریف به همین طریقه و مکتب تربیتی مرحوم آیت الله پهلوانی و مشایخ ایشان هم راه پیدا خواهد کرد.

کما اینکه متاسفانه در بعضی از گوشه و کنار، به اسم ایشان، بعضی از دستورات داده می‌­شود در حالی که اینطور نیست! در اینها تحریف راه پیدا کرده است. لذا باید یک دفاع عالمانه و غیر احساسی از طریقه و مکتب ایشان بشود. از طریقه ایشان حفاظت و حراست و مراقبت، و از تحریف جلوگیری بشود. این وظیفه­‌ای است که شاگردان ایشان بر عهده دارند.

این بنای مبارکی که مرحوم آیت اللّه پهلوانی به تبعیّت از مشایخ سلوکی خودشان گذاشته‌­اند، اینگونه است که اگر تضعیف بشود، به تدریج از بین می‌­رود. و تضعیف آن هم با همین مسائل تحریف شده و انحرافی و حراست نکردن رخ خواهد داد. روی این جهت ما تصمیم گرفتیم که اگر خدا بخواهد مبانی این مکتب تربیتی را عرض کنیم. خود ایشان یک روز در جلسه فرمودند که: «من یک نگرانی و ترس دارم و آن این است که این فضایی که نسبت به عرفان و بیان معارف به برکت حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) ایجاد شده، هم در حوزه­ ها و هم در جامعه، به واسطه بعضی از ندانم‌­کاری‌­ها دوباره بسته بشود.»

چون اینها رنج آن دوران بسته را دیده و چشیده­ بودند. در همان بیان امام (رضوان الله تعالی علیه) بود که وقتی فرزند ایشان مرحوم حاج آقا مصطفی به کوزه­ای لب زده بودند، برخی گفته بودند که این کوزه را آب بکشید! یا همین مرحوم آقا سید علی آقای قاضی (رضوان الله تعالی علیه)، سجاده را از زیر پای ایشان می‌­کشند! در مسجدی که ایشان بیان معارف می‌­کردند، می‌­آیند و با سنگ شیشه‌­های آن مسجد را خورد می­‌کنند که جلسه ایشان تعطیل بشود! این رنج را اینها کشیده­‌اند.

حالا اگر خدا ان شاء الله توفیق داد، ما از فردا شب یک مقدمه دیگری هست که ضرورت تبیین مبانی مکتب سلوکی مرحوم آیت الله پهلوانی را اینجا عرض خواهیم کرد. و بعد وارد بعضی از دستورات می­شویم و مبانی آن را عرض خواهیم کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.