پنج شنبه, ۲, آذر ۱۳۹۶

مصاحبه با بزرگان/ بخش اول مصاحبه با آقای حسن زاده

به همت دانش آموزان دوره نوزده کانون امام علی (ع) از این پس قرار است با بزرگان کانون، مصاحبه هایی صورت گرفته و در وبلاگ این دوره منتشر شود. اولین مصاحبه انجام شده با آقای حسن زاده که بی شک یکی از مسئولین و زحمت کشان المپیاد های کانون در سال های اخیر بوده اند انجام شده که به دلیل طولانی بودن در چند بخش به نقل از وبلاگ تمدن کانونی منتشر خواهد شد.

792443639988632712

سلام، خیلی ممنون که قبول کردید تو مصاحبه شرکت کنید، لطفاً خودتونو معرفی کنید؟

بنده حسن زاده، حسین حسن زاده هستم و ۲۶ سالمه.

دوره چند؟

دوره ۸٫

مدارسی که توش درس خواندید، از اول تا دانشگاه؟

مدرسه ی اول ابتداییم، اسلامشهر، امام هادی نامی بود، چهار سال دیگه دبستان رو مدرسه ی شهید صدوقی بودیم، مدرسه ی راهنمایی هم ابن سینای منطقه  نوزده که الان شهید زمانیه.

دبیرستان هم شهید همّت، و دانشگاه هم علم و صنعت.

از کدومشون وارد کانون شدید؟

من پنجم ابتدایی دبستان شهید صدوقی

وقتی که وارد کانون شدید اولین چیزی که نظرتونو جلب کرد چی بود؟

من داداشم کانون میومد پارسالش میومد یک سال از من بزرگتره. من چهارم بودم اون پنجم بود. همین باعث شده بود که من ذهنیتی راجع به کانون داشته باشم. جایی که برنامه واسه ی بچه های تیزهوشان داره و این حرفا. این فضا بود که منو کشید کانون. واسه این که مدرسه معرفی می کرد این هم بودا ولی همین که داداشم میومد همین برام انگیزه شد که بیام.

از چه مقطعی المپیاد رو شروع کردید؟

ما تو دوره راهنمایی علوم داشتیم. بعد این علوم هایی که تو اول، دوم و سوم راهنمایی داشتیم، اینا همه اش انگیزه می شد که ما، حالا به سمت فیزیک و به سمت المپیاد سوق پیدا کنیم. المپیاد رو ما از سوم راهنمایی شروع کردیم، تابستونش

به نظرتون خوب بود از سوم راهنمایی یا دیر بود، زود بود، چه جوری بود؟

خوب بود.

مثل الان بود دیگه، نه؟!

آره دیگه سال سوم راهنمایی ما، مدارسی که اون موقع بودند رجایی بود، بهشتی بود، ماها همه جمع می شدیم کانون منطقه شونزده مثل همین الان که دوره گزینشه، گزینش بود بعد آخرش گزینش می کردند بریم کدوم المپیاد، البته کامپیوتر اون موقع مستقل نبود دیگه، کامپیوتر و ریاضی با هم بودند.

موقعی که المپیاد می خواندید، مطالعه غیر علمی چه قدر داشتید؟

مطالعه غیر علمی داشتم ولی چقدرش دقیق یادم نیست، مثلاً کتابهای مختلف، مثلاً استاد عشق، سنگ فرش هرخیابان از طلاست، خدا بود و دیگر هیچ، یه سری کتابهای دیگه ای هم می خواندم. ولی اون قدر هم زیاد نبود مطالعه ام ولی داشتم.

الان چی؟ الان بیشتر شده یا کمتر شده؟

خب، مسلماً بیشتر شده دیگه

این جوری بگم که بیشتر کجا درس می خواندید؟

ما معمولاً کانون درس می خواندیم. ما اون موقعی که میومدیم کانون، کانون یه طبقه بود،  ما از پنجم میومدیم، مثلاً شیش روز هفته میومدیم، بعضاً جمعه ها رو هم میومدیم. جمعه ها چون معمولاً کارهای دانشجوها بود، به ما می گفتند نیاید؛ ولی از همون موقع یاد گرفته بودیم که بیایم. چون خونه مون هم نزدیک بود، مسجد چهارده معصوم اگه راهتون افتاده باشه، خونه مون اونجا بود!

بعد به خاطر همین معمولاً اکثر روزا رو هم میومدیم نماز جماعت رو تو کانون شرکت می کردیم. کلاً بچه ها هم چون با هم درس می خواندیم و اکثرمون همت بودیم، معمولاً درس خواندن هامون تو کانون بود.

بازی کامپیوتری چی؟ بازی می کردید؟

نه، بازی کامپیوتری چون کامپیوتر نداشتیم بازی نمی کردیم.

درس مدرسه تون چه جوری بود؟ چه قدر می خوندید؟

درس مدرسه رو هم اونقدری می خوندیم که رتبه مون از ۱ تا ۵ زیاد پایین تر نیاد ولی اینکه مثلاً یه زمان خیلی خاصی برای درس مدرسه میذاشتیم نه!

البته اختصاصی ها رو که مشکل نداشتیم، چون اکثرش حل کردنی بود، چون با هم حل می کردیم و این جور مسائل، زیاد مشکلی تو اختصاصی ها نداشتیم.

سر امتحان با هم حل می کردید؟!

نه، معمولاً چون این جوری بود که با هم تمرینا رو تو کانون حل می کردیم، همون تمرینا رو که حل می کردیم، کافی بود؛ برای ما اون زمان کافی بود. درس های عمومی هم شب که امتحان می خوندیم.

خیلی رتبه مدرسه مهمه برای یک فرد المپیادی؟

به نظر من مهمه، چون اولا یک میدان رقابته! توی المپیاد در سطح کشور باید بگید که من نفر یک تا چهلم تو المپیادم تا بالاخره بعد از یه مدتی بهت مدال بدهند.مدرسه که یه جمعیت چندصد نفره است اگر تو اون نتونی نفر ۱ تا ۵ بشی ، به نظر من تو اون یکی مسابقه یه ذره سخت میشه که تو کشور بتونی جزء چهل نفر بشی!

البته المپیادها هم با هم فرق میکنند، مثلاً المپیاد فیزیک که بودیم ریاضی و اینا رو هم می خواندیم، دیگه خیلی مشکل کم داشتیم تو اختصاصی ها ولی به نظر من یه المپیادی می تونه از پس درس مدرسه اش بر بیاد، یعنی عمومی ها رو میتونه خوب بخونه در حدی که  شب امتحان بتونه خودشو آماده کنه، همین.

همچنین اگر رتبه ی خوب مدرسه که می شدیم، مدرسه از طرفی با ما همکاری می کردند، مثلاً سال سوم رو سر خیلی از کلاس ها نمی رفتیم. حتی سال دوم هم که بود یه سری کلاس ها رو نمی رفتیم. حرفمون اون موقع تو مدرسه برو داشت! مثلاً ما چند نفر بودیم از کانون که نفرات یک تا پنج مدرسه بودیم. حالا هر چی می خواستیم، مثلاً کتاب می خواستیم، یا فلان مشکل و اینا  حرف ما رو بهش توجه می کردند دیگه!

المپیاد فیزیک خوندن چه قدر تأثیر داشت تو درس مدرسه تون؟

خیلی! ما چون ۴۰۰کتاب های مختلف رو قبلش خونده بودیم دیگه وقتی تو مدرسه بهش می رسیدیم مشکلی نداشتیم.

مثلاً ۴۰۰ مسئله هر کی بخوانه دیگه سال اول دبیرستان تو ریاضی مشکلی نداره.که ما تابستون خونده بودیم. هندسه ای که ما سال اول دبیرستان می خوندیم، خیلی کمک می کرد که سال دوم دبیرستان مشکلی نداشته باشیم، حسابان هم که کلاً می خواندیم، درس هامونو پوشش میداد، تو فیزیک ها هم که مشکلی نداشتیم کلا.

شیمی تون چه طور؟

شیمی مون رو هم شب امتحان میخوندیم دیگه.

پس شیمی عمومیه دیگه نه؟ 🙂

نه، شیمی اتفاقاً سال دومش خیلی سخت میشه، چون یه مقدار با فیزیک هم مرتبط میشه. :)))

حالا این که المپیاد خوندید، تو روحیه تون، تو اخلاق تون تأثیری گذاشته؟

آره! البته تأثیر بد داشته!!!! :)) (شوخی کردم)

زندگی های افراد مختلف رو اگر نگاه کنید، کسانی که تو زندگیشون سختی کشیدند،  معمولاً بزرگ که می شن هم آدمای صبورتری اند، هم مشکلات زندگی سریع زمین شون نمی زنه!

المپیاد خوندن هم برای ما همین چیزو داشت، یه زندگی بود که توش باید برنامه ریزی می کردی، توش باید مثلاً از خوابت می زدی، از تلویزیونت باید می زدی، همه ی اینا برای ما یه مقدار سخت بود دیگه، برای شما هم فکر کنم که سخت باشه، مثلاً از بازی هایی که میتونستی بازی کنی می زدی!

از طرفی هم چون برنامه داشتیم اون زمان ، یه روحیه خیلی خاص سخت کوشی به ما میداد، این خیلی کمکم کرد، یعنی تو خیلی از عرصه ها، کمکم کرد، مثل دانشگاه، تو خونواده، دیگه خیلی کمکتون می کنه، میشید مثل آدم هایی که سخت کوش اند پر تلاش اند، حالا تو هر زمینه ای که برن، الان بالفرض المپیاده، پس فردا نمی دونم محیط کاره، یا مثلاً زندگیه، این پر تلاشی، این خیلی مهمه که آدم تلاش کنه که خسته نشه.

۲ نظر

  1. خیلی لذت بردم.
    شاید اگر به جای کلمه بزرگان از لفظ «بزرگتر های کانون» استفاده شود بهتر باشد.

  2. سلام

    خدا خیرتون بده .بی زحمت تنوع سوالا رو زیاد کنید .بنظر میرسه لیست سوال آماده برای مصاحبه نداشتید و کل بحث توی درس و المپیاد خلاصه شد .مثلا ازشون میخاستید خاطره ای از کانون رو بگن یا بحثهای دیگه ای رو بپرسید .

    خداقوت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*