دوشنبه, ۲۶, آذر ۱۳۹۷

متن پنجمین جلسه کتاب”شط شراب”

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعل الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد صل الله علیه و علی اهل بیته  الطیبین و الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور  و تصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک الهی وجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا
دومین کلمه ای که از کتاب «شط شراب» مطرح شد این بود که این بزرگوار از قول حضرت امام (ره) نقل فرمودند که امام (ره) از استادشان مرحوم آیت الله موسس حاج شیخ عبدالکریم حائری این را نقل کردند که اهل سنت عترت را رها کردند، قرآن را گرفتند و ما شیعیان عترت را گرفتیم و قرآن را رها کردیم. در این رابطه در جلسه قبل توضیحاتی داده شد، یک مقداری بحث باقی مانده این را عرض کنیم وارد کلمه سوم بشویم.
در باب عترت که ایشان نقل کردند از مرحوم امام (ره)، و امام (ره) هم از مرحوم حاج شیخ، که شیعیان عترت را گرفتند، احترام کردند اما قرآن را رها کردند، باید عرض کنیم که با کمال تأسف ما حتی کلمات عترت را در رابطه با قرآن به آن اعتنای چندانی نداشتیم. یعنی در باب عترت هم بیشتر به همین عزاداری ها و زیارات و همین امور ظاهری پرداختیم. کلمات عترت را در رابطه با قرآن از آن غافل شدیم.
اهمیت قرآن در کلمات اهل بیت علیهم السلام
یکی از این کلمات بیان امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه است، ایشان وقتی قرآن را معرفی می کنند، می فرمایند :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقرآن هُوَ النَّاصِحُ‏ الَّذِی‏ لَا یَغُشُ‏ وَ الْهَادِی الَّذِی لَا یُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِی لَا یَکْذِب وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقرآن أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَهٍ فِی هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى وَ لَا تَجْعَلْ قِرَاءَتِی قِرَاءَهً لَا تَدَبُّرَ فِیهَا بَلِ اجْعَلْنِی أَتَدَبَّرُ آیَاتِهِ وَ أَحْکَامَهُ آخِذاً بِشَرَائِعِ دِینِکَ وَ لَا تَجْعَلْ نَظَرِی فِیهِ غَفْلَهً وَ لَا قِرَاءَتِی هَذْرَمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِیم‏‏‏
وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقرآن هُوَ النَّاصِحُ‏ الَّذِی‏ لَا یَغُشُ قرآن یک ناصح و خیرخواهی است که هیچگاه به انسان خیانت نمی کند. وَ الْهَادِی الَّذِی لَا یُضِلُّ هدایتگری است، راه را نشان می دهد که هیچ ضلالت و گمراهی در آن وجود ندارد، وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِی لَا یَکْذِب قرآن یک سخنگویی است که دروغ و کذب در او راه ندارد، وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقرآن أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ، حضرت می فرمایند که هر کسی که با قرآن هم نشین می شود، با قرآن مجالست کند، از کنار قرآن بر نمی خیزد إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ یا برای او زیادتی و افزونی حاصل می شود و یا از نقصانی کاسته می گردد، زِیَادَهٍ فِی هُدًى وقتی مجالست با قرآن صورت گرفت، انسان در باب هدایت افزونی پیدا می کند، آگاهی پیدا می کند، أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى وقتی مجالست با قرآن، انس با قرآن صورت گرفت، از آن کوری باطنی انسان کاسته خواهد شد.
این بیان امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه است، اما ما نسبت به قرآن بی مهری کردیم، قرآن را به عنوان یک کتاب تشریفاتی با آن برخورد کردیم، نه به عنوان کتاب انسان ساز. پس اگر ناصحی می خواهیم که خیانت گر نباشد، قرآن. راهنمایی می خواهیم که مطمئن باشیم هیچ ضلالت و گمراهی در او نیست، قرآن. سخنگویی می خواهیم که هیچ کذب و دروغی در او راه ندارد، قرآن. اگر می خواهیم افزونی پیدا بکنیم، مجالست و انس با قرآن. اگر می خواهیم از کوری باطنی ما کاسته شود، قرآن. انس با قرآن.
استاد بزرگوار ما، عارف بزرگ مرحوم آیت الله پهلوانی رضوان الله تعالی علیه، می فرمودند که قبل از قرائت قرآن کلمات مرحوم جمال العارفین ابن طاووس در اقبال را ببینید. ابن طاووس رضوان الله تعالی علیه در اقبال کلماتی درباره قرآن دارد، روایاتی را نقل می کند. قبل از روایتی که از حضرت صادق(ع) نقل فرموده، یک بیانی ایشان دارد، ترجمه بیان ایشان این است که می فرماید حداقل ادب تو به هنگام گوش فرا دادن به کلمات الهی (حداقلش را ایشان می فرمایند، وقتی قرآن گوش می کنی) به همان مقدار باشد که یکی از پادشاهان دنیا سخنی را منظم کرده و برای تو بخواند. در محضر رهبری نشستیم، ایشان کلمای را منظم کردند و می خواهند برای ما بخوانند، چه ادبی آنجا ما داریم؟ می فرماید در محضر قرآن حداقل این ادب را داشته باشیم، بعد ایشان تنزل می دهد و می فرماید:
و یا حداقل اندازه نامه‌ای که از پدر یا فرزند یا دوست به تو رسیده، گوش کن و بهره ببر. یک نامه ای پدر شما یا دوست شما یا فرزند شما برای شما نوشته و فرستاده، چطور نامه را  با تمام توجه می خوانید، می فرماید حداقل در محضر قرآن اینطور باشید.
بعد مرحوم ابن طاووس دعایی را از امام صادق (ع) نقل می کنند، این دعا مربوط به قرائت قرآن است، در این دعا ظرافت ها و لطافت ها نهفته است، در بخشی از این دعا آمده : اللَّهُمَ‏ فَاجْعَلْ‏ نَظَرِی‏ فِیهِ عِبَادَهً وَ قِرَاءَتِی تَفَکُّراً وَ فِکْرِی اعْتِبَاراً وَ اجْعَلْنِی مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَیَانِ مَوَاعِظِکَ فِیهِ وَ اجْتَنَبَ مَعَاصِیَک وَ لَا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِی کِتَابَکَ عَلَى قَلْبِی وَ لَا عَلَى سَمْعِی وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِی غِشَاوَه‏
اللَّهُمَ‏ فَاجْعَلْ‏ نَظَرِی‏ فِیهِ عِبَادَهً خدایا نگاه کردن من، اندوختن چشمم به این آیات قرآن را عبادت قرار بده، این فراز به ما توجه می دهد قرآن را از رو بخوانید ولو حافظ قرآن هستید، تا چشم شما هم بهره خودش را از مشاهده آیات الهی ببرد.
وَ قِرَاءَتِی تَفَکُّراً وَ فِکْرِی اعْتِبَاراً می فرماید قرائت قرآن، این آیات قرآن را که می می خوانم، من را به فکر فرو ببرد، وقتی داستان برخورد حضرت موسی (ع) با دختران شعیب می خوانم، من را به فکر فرو ببرد که آیا این حیایی که در این اوج جلوه گری می کند، این حیا در زندگی من هست؟ در برنامه من هست؟ ایمان حضرت ابراهیم (ع) را انسان با آیاتی که ملاحظه می کند، به فکر فرو رود، استقامتشان، نصرت الهی، توحیدشان.
آیاتی که مربوط به بهشت است، آیاتی که مربوط به جهنم است، بشارت های قرآن، انذار های قرآن، وَ قِرَاءَتِی تَفَکُّراً قرائت قرآن همراه با تفکر، وَ فِکْرِی اعْتِبَاراً و من از آیات قرآن عبرت بگیرم، درس های عملی خودم را، توشه خودم را از قرآن بردارم.
وَ اجْعَلْنِی مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَیَانِ مَوَاعِظِکَ فِیهِ خدایا من را از آن کسانی قرار بده که وقتی موعظه های تو را در قرآن ملاحظه می کنند، پند بگیرند، من هم از آنها باشم و من هم از این موعظه ها پند بگیرم، وقتی آیاتی را درباره نماز ، روزه، عبودیت، بندگی، قرائت می کنند، یا ایها الذین امنوا، یا ایها الناس اینها را ملاحظه می کنم، من پند بگیرم، یعنی زندگی ام عوض شود، از آنهایی نباشم که در محضر قرآن پی مصلحت مجلس آراستند، نشستند و گفتند و برخاستند، یک بار برای همیشه نماز خودم را درست کنم، یک بار برای همیشه غیبت را درست کنم، یک بار برای همیشه سوء ظن را درست کنم، پند بگیرم از این آیات قرآن.
وَ لَا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِی کِتَابَکَ عَلَى قَلْبِی وَ لَا عَلَى سَمْعِی وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِی غِشَاوَه‏ حالا حضرت در این بخش می روند سراغ موانع، می گویند من هنگام قرائت قرآن، طوری نشود که من بر گوشم بر قلبم مهر خورده باشد عَلَى قَلْبِی وَ لَا عَلَى سَمْعِی اینطور نشود که بر دیده دل من پرده ای افکنده شده باشه، غشاوه ای در کار باشد که مانع شود بین من و تو وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِی غِشَاوَه، کلام خداست .
وَ لَا تَجْعَلْ قِرَاءَتِی قِرَاءَهً لَا تَدَبُّرَ فِیهَا نشود ماه رمضان باشد، ایام خاص باشد، برنامه روزانه ام باشد، قرآن تلاوت کنم اما لَا تَدَبُّرَ فِیهَا تدبری در این آیات نباشد،  بَلِ اجْعَلْنِی  خدایا من را اینطور قرار بده أَتَدَبَّرُ آیَاتِهِ وَ أَحْکَامَهُ من از آن کسانی باشم که تدبر می کنم در آیات قرآن و احکامش، عرض کردم این خیلی لطافت دارد، آخِذاً بِشَرَائِعِ دِینِکَ حدود الهی، مرزهای الهی، شریعت دین تو را، آخِذاً من این حدود را بگیرم و أخذ کنم، بعد ذیل دعا حضرت می فرمایند که إِنَّکَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِیم این خواستهها که بخواهد محقق شود، رأفت تو را می خواهد، اینها رحمت تو را می خواهد إِنَّکَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِیم و تو هم رئوفی، رحیمی، این یک دعایی که مرحوم ابن طاووس نقل می کند.
دعای دیگری که نقل می کند این است که این دعا را از امام سجاد (ع) نقل می کند، بخشی از این دعا باز راهگشاست برای ما:
وَ اجْعَلِ الْقرآن وَسِیلَهً لَنَا إِلَى أَشْرَفِ مَنَازِلِ‏ الْکَرَامَهِ وَ سِلْماً نَعْرُجُ فِیهِ إِلَى مَحَلِّ السَّلَامَه  وَ سَبَباً نُجْزَى بِهِ النَّجَاهَ فِی عَرْصَهِ الْقِیَامَه
اجْعَلِ الْقرآن وَسِیلَهً لَنَا إِلَى أَشْرَفِ مَنَازِلِ‏ الْکَرَامَهِ  یعنی اگر کسی می خواهد مقامات و منازل معنوی را طی کند، راهش قرآن است، خدایا قرآن را وسیله ای به ما قرار بده که ما به آن مننازل کرامت راه پیدا کنیم، معلوم است که قرآن این خاصیت را دارد که ما از خدا درخواست می کنیم.
وَ سلّماً نَعْرُجُ فِیهِ إِلَى مَحَلِّ السَّلَامَه که اهل معرفت گفتند این سلامت، همان امنیت مطلق است که بحش را در کتاب کیمیای نظر، شرح عاشورا، بحث سلام را کردیم که امنیت مطلق یعنی چه؟
قرآن را نردبانی قرار بده وَ سلّماً نَعْرُجُ فِیهِ که من با انس با قرآن، با تلاوت قرآن مثل کسی که از پله ها بالا می رود من هم بالا بروم و عروج کنم، نَعْرُجُ فِیهِ إِلَى مَحَلِّ السَّلَامَه به آن محل سلامت، امنیت مطلق برسم. معلوم است که قرآن انسان را عروج می دهد.  وَ سَبَباً نُجْزَى بِهِ النَّجَاهَ فِی عَرْصَهِ الْقِیَامَه قیمات سخت است، این قرآن وسیله ای شود که نُجْزَى بِهِ النَّجَاهَ که من در پرتو قرآن روز قیمات نجات پیدا کنم و اهل نجات باشم. معلوم است قرآن انسان را نجات می دهد، نه قرائت قرآن تنها، قرائت همراه با تدبر، قراتی که انسان دستورات الهی را أخذ کند. خب این توضیحی در رابطه با این کلام دوم مرحوم آیت الله بهجت.
انس خواجه حافظ با قرآن در کلام آیت الله بهجت(ره)
در کلام سومشان ایشان، بیانی دارند که این مربوط به اهتمام خواجه شیراز که از اولیای الهی بود، خواجه حافظ ار اولیای الهی است، مرحوم آقای بهجت اهتمام خواجه را نسبت به قرآن می گویند، می فرمایند که سلطان وقت به خواجه حافظ شیرازی می گوید قرآن را حافظی، فلان آِیه را بخوان، حافظ می خواند، می گوید قبلش را بخوان، حافظ می خواند. بعد مرحوم آقای بهجت می فرمایند که به طوری حافظ قرآن بوده که از آخر به ابتدا می توانسته قرآن را بخواند و این چیز عجیبی است، حافظ اهل قرآن بوده و این را در دیوان خودش هم مطرح کرده. خب حافظ را عرض کردیم که از اولیای الهی است، استاد بزرگوار ما می فرمودند که حافظ متمکن در توحید بود. دو استاد عظیم القدر ما از مرحوم علامه سوال می کنند بین شعرای فارسی چه کسی بالاتر است؟ مرحوم علامه می فرمایند: حافظ.
حافظ در اشعار خودش در چند جا به این مسئله تصریح می کند. در یک جا از تسلط خودش به قرآن پرده بر می دارد، می دانید قرآن هفت قرائت دارد که هر قرائتی با دو روایت است یعنی دو ضربدر هفت می شود چهارده. حافظ تسلطش به قرآن به گونه ای بوده که قرآن را از حفظ می خوانده با هفت قرائت، می گوید:
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ/ قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت
با چهارده روایت حافظ ،قرآن را از حفظ بود. این حفظ قرآن که مرحوم آقای بهجت روی این کلمه تاکید داشتند.
خب دو نکته در این بیت هست. نکته اول این است که وقتی حافظ می گوید که عشقت رسد به فریاد، یعنی آن لطف خاص حضرت حق، می دانی چه زمانی شاملت می شود؟  گر خود به سان حافظ، قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت، اگر آن لطف معشوق را می خواهی بیا در محضر قرآن، انس با قرآن داشته باش، راهش قرآن است.
نکته دوم هم از حافظ بودن خودش هست، حافظ را حافظ می گویند چون حافظ قرآن بود، از حافظ بودن خودش و تبحری که در حفظ داشته، تسلط بر قرائت قرآن پرده بر می دارد. این یک بیت.
در بیت دیگر سر توفیقات خودش را از آن پرده بر می دارد که این توفیقاتی که من پیدا کردم رمزش چیست؟ یعنی اگر شما هم می خواهی توفیقاتی پیدا کنی رمزش همین است، می فرماید:
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ/ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
این هم رمز و سر توفیقاتش. خب در همین بیت حافظ چهار نکته را بیان کرده، یک صبح خیزی یعنی سحر خیزی باید داشته باشی، سلامت طلبی، باید تجافی از دنیا کنی، از آلودگی ها باید بیرون بیای. هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم، بیا قرآن راهنماییت کند.
 در یک جای دیگر حافظ بحث دفع شیاطین را مطرح می کند، چگونه انسان شیطان و جنودش را از خودش دور کند و دفع کند؟ می گوید که باید انس با قرآن بگیری، می گوید:
زاهد ار رندی حاف نکند فهم چه شد/ دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
در خانه های خودتان تلاوت قرآن کنید، در جلسه قبل عرض کردیم با صدای بلند، قرآن بخوانید این سبب می شود که شیاطین دفع بشوند. چه کار کنیم این غم های دل ما برطرف شود؟ انس با قرآن. چه کار کنیم، درد هجران برطرف شود و به کعبه مقصود راه پیدا کنیم؟ انس با قرآن، خلوت شب داشتن، توجه به فقر ذاتی کردن، حافظ این است نه اینکه این اشعار در قهوه  خانه ها و اینها خوانده شود، اینها را اولیای الهی می خوانند و گریه می کنند. می گوید:
حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار/ تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
کنج فقر یعنی توجه به فقر ذاتی خودت داشته باش. خلوت شب های تار، در دل شب بلند شو، راز و نیاز کن با خدا تا بود وردت دعا، خدا را بخوان، تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور این چهار تا را داشته باش، توجه به فقر ذاتی، از خلوت شب بهره بردن، خدا را خواندن، در محضر قرآن زانو زدن، دیگر چه غمی داری؟ تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
در یک جا توصیه می کند که مبادا قرآن را وسیله ای قرار دهی تا دیگران را با این قرآن به دام بیندازی:
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی/ دام تزویر منه چون دگران قرآن را
حالا یک تفسیر دیگر هم این است که «قرآن را» قسم است، سوگند که تو را به حق قرآن این کار را نکن، دیگران را به دام نینداز. این حافظ است.
حالا حافظ اینطور نبوده که فقط قرآن بخواند. نه! حافظ هم اهل قرآن بوده یعنی آن وصیت پیغمبر خدا ص که توصیه کرد به ثقلین، کتاب الله و عترتی، حافظ هر دو را با هم داشته است. من امشب یک غزلی هست که روی سنگ قبر حافظ است، غزل را امشب می خوانم، این غزل اوج ارادت حافظ را به خانواده رسالت نشان می دهد. بعضی از مفسرین و شارحین و مصححین اشعار حافظ آمدند تشکیک کردند که این غزل برای حافظ هست یا نیست؟
ماجرای سوغات علامه طباطبایی(ره) از زیارت حافظ
این جریانی که نقل می کنم، شاید اولین بار است که عرض می کنم، این را از دو استاد بزرگوارمان نقل می کنم، یکی عارف بزرگوار آیت الله پهلوانی، یکی هم فقیه عارف آیت الله سید عبدالله جعفری که از برجسته ترین شاگردان علامه طباطبایی در همه ابعاد بودند ، از هر دو من نقل می کنم، این دو بزرگوار فرمودند که مرحوم علامه طباطبایی رفته بودند سفری شیراز، از شیراز که برگشتند این دو بزرگوار به مرحوم علامه عرض می کنند که از شیراز برای ما چه سوغاتی آورده اید؟
خب معلوم است که سوغاتی مادی نمی خواهند. مرحوم علامه فرمودند که آن چیزی که از شیراز برایتان آوردم این است که رفتم زیارت قبر حافظ، در کنار قبر حافظ برای من ثابت شد که این غزل برای خود حافظ است، بنده خدمت استاد بزرگوارمان فقیه عارف مرحوم آیت الله جعفری عرض کردم که نپرسیدید از چه طریقی مطلب برایشان اثبات شد؟ فرمودند که نه ما اینقدر حیا را در محضر علامه حفظ می کردیم که این جرأت را به خود نمی دادیم که بپرسیم، ای کاش پرسیده بودیم.
اجمال این غزل این است که خلاصه پناه می برد به خانواده رسالت بعد حافظ می گوید که اگر دستت به امیرالمومنین(ع) نمی رسد، از زیارت عتبات محرومی، امام رضا(ع) را دریاب، امام هشتم. امشب این غزل را بخوانیم و زمینه توسل ما باشد:
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش
پیوسته در حمایت لطف إله باش
از خارجی هزار به یک جو نمی خرند
گو، کوتاه تا به کوه، منافق سپاه باش
چون احمدم شفیع بود روز رستخیز
گو این تن بلاکش من پرگناه باش
آن را که دوستی علی نیست کافر است
گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش
امروز زنده ام به ولای تو یا علی
فردا به روح پاک امامان گواه باش
قبر امام هشتم و سلطان دین رضا
از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
دستت نمی رسد که بچینی گلی ز شاخ
باری به پای گلبن ایشان گیاه باش
مرد خدا شناس که تقوی طلب کند
خواهی سپید جامه و خواهی سیاه باش
حافظا طریق بندگی شاه پیشه کن
وانگاه در طریق چو مردان راه باش

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.