پنج شنبه, ۲۴, آبان ۱۳۹۷

متن چهارمین جلسه کتاب”شط شراب”

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعل الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد صل الله علیه و علی اهل بیته  الطیبین و الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور  و تصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک الهی وجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا
مروری بر مباحث جلسه قبل
محور بحث ما کلمات فقیه عارف مرحوم آیت الله العظمای بهجت است که در این کتاب “شط شراب” جمع آوری شده است.
اولین کلمه ایشان در جلسه قبل، مورد بحث قرار گرفت، اجمالش این بود که مرحوم آیت الله بهجت، خوابی را از مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه نقل فرمودند که مرحوم علامه جریانی را از آشیخ عبدالله گلپایگانی نقل کردند که وقتی ایشان از دنیا رفتند، در خواب، ایشان دیده شده و گفتند که به همه اعمال من اشکال کردند و فقط یک چیز را از من پذیرفتند، -آن هم با آن کیفیتی که در جلسه قبل عرض کردیم و دیگر تکرار نمی کنیم- آن هم اینکه من برای زیارت سید الشهدا(ع) حرکت کرده بودم و در مسیر راه خسته شدم، نشستم و یک الحمدلله گفتم، این الحمدلله در عالم برزخ به صورت دُرِّ درخشنده ای جلوه کرد و این را به من دادند و گفتند این را داری. اینجا عرض کردیم که این رویا، رویای صادقه است و اینکه مرحوم آقای بهجت و مرحوم علامه این جریان را نقل می کنند، نشانه اهمیت مسئله است که ما در باب کیفیت عمل باید بیشتر دقت کنیم.
کیفیت عمل را هم در همین جلسه قبل عرض کردیم که در قران تعبیر می کند به أحسن عملا نه أکثر عملا، که عمل کدام شما «بهتر» است؟ اینجا یک بخشی از بحث باقی ماند و آن را عرض می کنیم و وارد کلمه دوم ایشان می شویم.
اهمیت معرفت در کیفیت عمل
در باب کیفیت عمل آن چیزی که خیلی راهگشاست، معرفت است. گفتیم کیفیت عمل، همان اخلاص است، هر عملی اخلاص عامل در انجام آن عمل بیشتر باشد از کیفیت بالاتری برخوردار است. کیفیت عمل بالا رفتنش بستگی به ارتقا و بالا رفتن معرفت انسان دارد، هر قدر انسان معرفتش به ذات اقدس ربوبی جل جلاله بیشتر باشد، خود را بیشتر در محضر ربوبی جل جلاله ببیند، کیفیت عمل او بیشتر خواهد شد.
در حالات امام مجتبی(ع) نقل شده که وقتی که می خواستند وضو بگیرند رنگ چهره ای دیگر برای ایشان باقی نمی ماند، کسانی که اطراف حضرت بودند این را حس می‌کردند، که حضرت خودشون را باختند، سوال می شد از ایشان که چرا رنگ چهره‌تان اینطور شده، ایشان می فرمودند که می دانید به حضور چه عظیمی می خواهم بروم؟
یک مثال ساده برای تقریب به ذهن این است که وقتی انسان ملاقات می کند با مقام معظم رهبری، دیدید افراد یکپارچه ادب و تمرکز و توجه، در حضور ایشان دارند، خب رهبری کیست؟ یکی از رهبرای صالح خداست. این را انسان بیاید بالاتر، اگر به جای رهبری این ملاقات، این درک محضر، نسبت به قطب عالم امکان، حضرت بقیه الله اعظم صورت بگیرد، انسان چه حالی خواهد داشت؟ یکپارچه توجه خواهد بود. خب امام عصر(ع) کیست؟ امام عصر(ع) بنده ای از بندگان خداست. بنده ای که مظهر أتم اسماء و صفات الهی است، خلیفه خداست. خب ما همه مان در محضر ربوبی هستیم.
خدا رحمت کند امام بزرگوار(ره) را که می فرمودند: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.
یعنی وقتی عالم شد محضر خدا، این باور انسان بشود، انسان معرفت پیدا کند، نه معرفت اسمی و رسمی، معرفت لفظی نه، اینها را همه ما بلد هستیم، یک شناخت حقیقی پیدا کند آن وقت کیفیت عمل انسان هم می رود بالا. وقتی انسان بفهمد که ما سوی الله فقر محض‌اند، هیچ محض‌اند، تعبیر مرحوم علامه نسبت به انسان این است که الانسان عجز کله، جهل کله، فقر کله، اینها را انسان بفهمد، دیگر ریا و برای خلق خدا کار کردن معنا پیدا نمی کند، چون می داند هر چه هست اوست و غیر او هر چه هست به اوست و از اوست و از خود چیزی ندارد.
در این دعای عرفه سید الشهدا(ع)، حضرت در پیشگاه ربوبی عرض می‌کنند که من وسیله ای که برای تو آوردم که توسل به این وسیله پیدا کنم، امام حسینی که همه ما برای گره های مادی و معنوی و اخروی مان به او متوسل می شویم، او در دعای عرفه وقتی توسل پیدا می کند، عرض می کند: أتوسّل إلیک بفقری، من فقرم را آوردم، هیچ بودنم را آوردم. اینها برای انسان اگر باور بشود و اینها را در ذهنش مرور کند و با اینها انس بگیرد، کیفیت عمل او هم بالا می رود.
اینکه عرض کردیم کیفیت عمل، یک نمونه عرض می کنم، در بحث صدقه خیلی از آدم ها وقتی می خواهند ارزش گذاری کنند صدقات را، برد اجتماعی این صدقات را می بینند که این پول، این کار خیر، چه آثار اجتماعی داشته، آثار اجتماعی اش را می بینند و بعد ارزش گذاری می کنند، این می شود همان أکثر عملا، لذا ممکن است یک نفر ده ها گره از خلق خدا باز کند اما چون محروم از کیفیت عمل است، محروم از اخلاص است، در صحیفه عمل او چیزی پیدا نشود، دستش خالی باشد. اما یک نفر چون اخلاص دارد، گره یک نفر را باز کرده، چون اخلاص دارد این درخشش دارد و هم آثار مادی دارد و هم آثار معنوی دارد، هم آثار اخروی دارد.
این نقلی که شده نسبت به امیرالمونین(ع) می تواند برای ما راهگشا باشد. البته چند معنا شده، این معنای بلندش است که ما عرض می کنیم. یک معنا برای آن آثاری است که ضربت شمشیر مولا داشت، اما آنکه معنای بلندتری است که اهل معرفت کردند که ضربه علی یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین، ثقلین در اینجا یعنی جن و إنس، یک ضربت امیرالمومنین(ع)، این بالاتر و برتر است از عبادت همه جن و إنس، گفتند این مال آن اخلاص امیرالمومنین(ع) است، او در منتهای ظهور عبودیت و بندگی بوده، این است که ضربت او بالاتر از عبادت همه جن و انس است.
خب، این عمل خالص چیست؟ این را امام صادق(ع) معنا فرمودند، روایت هم در کتاب کافی است، خوب دقت کنید، اینها معیاری است برای ما که ببینیم این اعمال خودمان را خالصانه انجام می دهیم یا نه؟ حضرت می فرمایند که:  الْعَمَلُ‏ الْخَالِصُ‏ الَّذِی‏ لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، عمل خالص آن عملی است که شما انتظار تشکر از خلق خدا و غیر خدا را نداشته باشی، اگر هیچ انتظاری نداشتی، لذا خیلی از این کارهایی که در محیط خانه در روابط بین همسری رخ می دهد، این می تواند نشان دهد که این خدماتی که مرد ارائه می دهد یا این کارهایی که از ناحیه زن انجام می گیرد، خالص هست یا نه؟ الْعَمَلُ‏ الْخَالِصُ‏ الَّذِی‏ لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ، این خیلی مهم است، هیچ توقعی انسان نداشته باشد، تنها کاری که انسان انجام میدهد این است که وظیفه عبودی من چیست؟ وظیفه بندگی اش را انجام دهد. حالا دیگران تشکر کنند، شعار لَه بدهند یا شعار علیه، خیلی مسئله مهمی است.
خدا رحمت کند شهید بزرگوار مرحوم آیت الله بهشتی را، ایشان یک روز رفتند خدمت امام(ره)، به امام(ره) عرض کرده بودند شما چیزی بگویید، صدای شعارهایی که مردم برای ملاقات امام(ره) در حسینیه می دادند، در خانه امام(ره) می آمد، روح منی خمینی، بت شکنی خمینی، این شعارهایی که مردم نوعا می دادند، امام به آقای بهشتی می فرمایند که این شعارها را می شنوی؟ می گوید بله، امام می فرمایند اگر اینها همه بر علیه من شود، در حال من تغییری حاصل نمی‌شود، این می شود اخلاص، این می شود کیفیت عمل، کار آسانی نیست، کار سختی است، حرف زدنش آسان است اما عمل کردنش دشوار است، اما خب تمرین می‌خواهد، ممارست می خواهد، زن، صبح تا شب در خانه زحمت بکشد و تلاش کند، هیچ انتظاری نداشته باشد که همسرش از او تشکر کند، فقط لذتش در این باشد که در محضر خداست و این شوهرش یکی از بندگان خداست، و به بنده خدا خدمت می کند، این دیدها باید عوض شود.
مرد هم همینطور، در محیط اداره هم همینطور. خدا کند یک روزی این رسم، رسم به قول ما روغن کاری، مداهنه، مردم می گویند چاپلوسی، این بنرهای تشکری که در این شهر و در آن شهر، از این مسئول از آن مسئول، گاهی متأسفانه انتظار هم دارند، اینها کنار برود. اگر یک مقداری خودمان را به شهدای دوران دفاع مقدس نزدیک کنیم، می بینیم شدنی است و اینها حرف هایی نیست که نشود پیاده کرد، دیدیم اینها پیاده کردند. کار می کردند، تلاش می کردند اما حاضر نبودند نامی و نشانی از اینها باقی بماند. آن زمان هم مثل حالا نبود که این رسانه ها و فضای مجازی و اینها باشد. این می شود کیفیت عمل، این می شود اخلاص.
در یک روایت دیگر هست که “وَ النِّیَّهُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ”  نیت بالاتر از عمل است، بعد مطلب را اوج می دهند “أَلَا وَ إِنَّ النِّیَّهَ هِیَ الْعَمَل‏” اصلا نیت همان عمل است و عمل چیزی جز نیت نیست، چون اگر من همین حرف زدنم برای خدا نباشد، هیچ است، نماز ما برای خدا نباشد حتی اسقاط تکلیف هم نمی کند، اگر نماز ریایی باشد، نماز باطل است، روزه ما باطل است، حجمان باطل است. اولش می گویند قصد قربت. کف اخلاص را باید همه اعمال ما داشته باشد.
توصیه‌ای برای زوار اربعین
چون بعضی از شما عزیران هم سفر اربعین در پیش دارید عرض می کنم، در این سفر زیارتی سیدالشهدا(ع) کیفیت را ببرید بالا. چطور کیفیت می رود بالا؟ اینکه از همان لحظه ای که از خانه راه می افتید -البته همیشه همینطور هست، اینجا یک توجه ویژه ای بایست بشود- می روید زیارت، بر می گردید، در هتل می روید، در اتوبوس هستید، در هواپیما هستید، در راهید، در موکبی هستید، مشغول خوردن هستید، مشغول خوابیدن هستید، در هر لحظه، لحظه لحظه باید بدانید که در محضر سیدالشهدا(ع) هستید.
اگر انسان این را بفهمد که در محضر امام معصوم(ع) هست، همه رفتارش فرق خواهد کرد، راه رفتنش، توجهش، نگاه کردنش، زائر سید الشهداست، می خواهد جایی برود که در روایت دارد که “زَارَ اللَّهَ‏ فوق عَرْشِه‏”  خدا را در فوق عرشش می خواهد زیارت کند، زیارت امام حسین(ع) این است، این را انسان بفهمد که در محضر امام(ع) است. محضر امام(ع) یعنی امام اگر اینجا نشسته بودند ما چطور بودیم؟ چه می کردیم؟ به چه مشغول بودیم؟ این می شود محضر امام.
معرفت اگر بالا برود و بدانیم که امام معصوم ع مظهر أتم اسماء و صفات الهی است و یکی از صفات الهی و اسماء الهی، محیط است و صفتش هم إحاطه است، علی إنه لکل شی ء محیط، امام معصوم(ع) هم بإن الله محیط است و چیزی از او مخفی نیست، هیچ چیز. خب این توضیح در رابطه با کلام اول مرحوم آقای بهجت.
لزوم توجه حقیقی شیعیان به قرآن
در کلام دوم، مرحوم آقای بهجت رضوان الله تعالی علیه، از مرحوم امام ره مطلبی را نقل می کنند و امام ره هم این مطلب را از مرحوم موسس حوزه علمیه قم، مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری رضوان الله علیه نقل می کند. پس ببینید یک مرحوم آقای بهجت از که نقل می کند؟ از امام، امام از که نقل می کند؟ از موسس حوزه علمیه قم. این سه بزرگوار وقتی همه این مطلب را مطرح می کنند، نشان می دهد که یک وظیفه سنگینی ما بر دوشمان هست که این وظیمه معطل مانده و آنطور که باید و شاید به آن نپرداختیم.
ایشان می فرمایند که امام(ره) برای من نقل کردند که مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری فرمودند:
اهل تسنن عترت را رها کردند و تنها کتاب را گرفتند یعنی قرآن را گرفتند و در احترام به آن کوشا شدند، شما همین سعودی را ببینید، بهترین قرآن‌ها را چاپ می کنند، کسانی هم که حج رفتند نگاه کنید قرآن اگر روی زمین باشد بلافاصله یکی از همین اقایان اهل سنت می گوید قرآن را از روی زمین بردارید و قرآن روی زمین نباشد، پس قرآن را گرفتند و در احترام به آن کوشا بودند. شیعیان چه کردند؟ می فرمایند شیعه عترت را احترام کردند مثل همین اربعین مثل همین جلسات محرم و ماه صفر، زیارت امام هشتم(ع) و کتاب را رها کردند، قرآن را رها کردند و در حفظ و احترام آن سستی ورزیدند، در حفظ و احترام به قرآن.
بعد مرحوم آقای بهجت می فرمایند -این کلام آقای بهجت است، نقل را از امام ره می کنند و امام ره هم از آشیخ عبدالکریم حائری- چه بسیار از اهل تسنن که قرآن را حفظ اند، یعنی در بین اهل سنت حافظ قرآن زیاد داریم و در بین شیعیان کم است، و برای آنها در بعضی از دولت ها مواجب قرار داده شده است، یعنی خود دولت ها آمدند پول دادند، حقوق گذاشتند برای حفظ قرآن، کسانی که حافظ و قاری قرآن هسند، اما خب اینجا هست ولی کم و خیلی ضعیف است، ولی در میان شیعه حافظ قرآن کم است، پس ببینید یکی مسئله احترام به قرآن و یکی هم مسئله حفظ و قرائت قرآن، بعد مرحوم آقای بهجت جریانی را نقل می کنند از مرحوم آمیرزا مهدی شیرازی، می فرماید نقل شده وقتی ایشان حرم عسکریین(ع) یا حرم سید الشهدا(ع) مشرف می شد تا ختم قرآنی نمی کرد از حرم خارج نمی شد مگر برای طهارت یعنی در حرم ختم قرآن می کردند، اما در بین ما شیعیان خیلی ضعیف است، یعنی الان شما در حرم امام هشتم(ع) مشرف می شوید آن اندازه ای که مفاتیح دست مردم می بینید قرآن نمی بینید. خب اینجا این مطالب ایشان باید توضیح داده شود.
ورود قرآن به زندگی؛ بالاترین جلوه توجه به قرآن
اولین مسئله احترام به قرآن است. احترام به قرآن جلوه های گوناگونی دارد، این کاری که اهل سنت انجام می دهند احترام به قرآن است، مثلا قرآن را بدون وضو دست نزنند، قرآن را روی زمین نگذارند، پایشان را روبروی قرآن دراز نکنند، اینها همه جلوه های احترام به قرآن هست، خب اینها که ما شیعیان هم شاید بیشترش را داشته باشیم، چون ما سر سفره عقدمان قرآن گذاشته می شود، افتتاح مجالس‌مان با تلاوت قرآن است، با وضو دست به قرآن می زنیم، جلد خاصی را برای این مصحف آماده می کنیم، پایمان رو به قرآن دراز نمی کنیم، قرآن را روی طاقچه می گذاریم یا در یک جای برتری در خانه قرار می دهیم، اینها که هست، کسی هست می خواهد به مسافرت برود، قرآن را روی سر او می گیریم، برای حفظ قرآن را همراه خودمان داریم، خب این احترام ها که هست، اینها همه اش جلوه های احترام به قرآن است، خب آن چیست که اهل سنت قرآن را گرفتند و ما عترت را و قرآن را از دست دادیم؟
بالاترین جلوه و ظهور احترام به قرآن این است که قران در زندگی ما وارد شود، به قرآن به عنوان کارخانه انسان سازی نگاه کنیم، آیات قرآن را که می خوانیم، دستورالعمل های ذات اقدس ربوبی که یا ایها الناس، یا ایها الذین امنوا، خودمان را طرف خطاب قرار دهیم. عمل به قرآن و آراستگی به آیات قرآن، این بالاترین جلوه و ظهور احترام به قرآن است.
لزوم توجه بیشتر به حفظ قرآن
در رابطه با حفظ قرآن هم کوتاهی داریم، این آثار و برکات حفظی هم که الان شاهدیم، اینها هم با همان دستورات رهبری و توصیه های ایشان و راهکارهایی که ایشان ارائه دادند، این مقدار محقق شد. یک آیه را می توانیم حفظ کنیم، یک آیه را حفظ کنیم، نگوییم همه قرآن را می خواهیم حفظ کنیم. یک آیه را آدم حفظ باشد بهتر از این است که هیچی حفظ نباشد. یک سوره سه آیه ای می توانیم حفظ کنیم، این کار را بکنیم. ما الان در بین خانواده ها می بینیم این را آن اندازه ای که گرایش به زبان های خارجی که این فرزندشان از همان طفولیت برود این زبان ها را یاد بگیرد، این ولع و سرمایه گذاری که در خانواده ها مشاهده می شود، نسبت به قرآن یا نیست یا خیلی کمرنگ است، این باید عوض بشود.
یک بخشش برای این است که ما در همین بعد عترت هم که مرحوم موسس می فرمایند که شیعیان عترت را گرفتند، باز ما در بعد قرآن هم نرفتیم ببینیم که عترت چه مطالباتی از ما دارد، یعنی در بخش عترت هم بیشتر به همین ظواهر و شور و اینها پرداختیم و کمتر به سراغ شعور رفتیم.
روایاتی در باب قرائت قرآن
خب روایاتی را اینجا من آوردم، اینها خیلی راهگشاست. در باب قرائت قرآن من یک نکته ای را عرض کنم خدمتتان، مرحوم علامه رضوان الله علیه در دستورات سلوکی شان، ایشان دارند، تلامذه سلوکی شان هم به تبعشان این دستور را دارند، و این دستور را از اساتیدشان مرحوم علامه رضوان الله علیه نقل کردند که هر روز یک صفحه قرآن بخوانید و ثواب این صفحه را هدیه کنید به روح مطهر رسول خدا(ص)، و این یک صفحه را با حالت حزن هم بخوانید، محزون بخوانید، دعای کمیل را چطور انسان محزون می خواند، این یک صفحه قرآن را مثل دعای کمیل بخواند که انسان منقلب شود.
استاد بزرگوار ما فقیه عارف مرحوم آیت الله جعفری رضون‌الله‌تعالی‌علیه می‌فرمودند که هرچه قرآن خواستید بخوانید، ماه رمضان می خواهید ختم قرآن کنید، برای اموات می خواهید ختم قرآن کنید، هر چه قرآن می خوانید، این قرآن را برای پیغمبر بخوانید، منتها به یکی از دو صورت، یا به نیابت از رسول خداص این قرآن را می‌خوانید و بعد ثواب این نیابت را هدیه می کنید به امواتتان، یا به نیابت از امواتتان برای رسول خدا(ص) می خوانید. همه قرآن را، یعنی چه ماه رمضان هست، چه یک صفحه، چه نصف صفحه و چه یک آیه می خواهید بخوانید، این را برای پیامبر اکرم(ص) بخوانید. او صاحب قرآن است، قرآن به قلب نازنین او نازل شده است. توجه به پیغمبر(ص) خیلی آثار دارد. از آن طرف خیلی توفیقات انسان را زیاد می کند، گره‌های کور انسان با همین توجه به پیغمبر خدا(ص) است که باز می شود. او توجه می کند. ما اگر کسی یک کار کوچکی برایمان انجام دهد، به او توجه می کنیم، آنها که مظهر أتم لطف و احسان الهی هستند.
چند روایت را عرض کنم، باقی بحث اگر باقی ماند می ماند برای ۲۸ صفر که آخرین چهارشنبه ماه صفر است.
روایت از امام صادق(ع) است:
مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ،کسی که قران بخواند ،فَهُوَ غَنِیٌ‏، این آدم بی نیازی است، وَ لَا فَقْرَ بَعْدَه ‏، که فقری بعدش نیست. این یک روایت.
روایت دیگر از امیرالمونین(ع) است، می‌فرماید:
أَفْضَلُ‏ الذِّکْرِ الْقُرْآنُ، بهترین ذکر قران است، بعضی می آیند می گویند آقا ذکری هست؟ خب قرآن بخوان، قران، أَفْضَلُ‏ الذِّکْرِ الْقُرْآنُ، خب وقتی انسان قرآن می خواند چه می شود بِهِ تُشْرَحُ الصُّدُورُ، انسان با تلاوت قرآن شرح صدر پیدا می کند، وَ تَسْتَنِیرُ السَّرَائِر ، باطن انسان و درون انسان با تلاوت قرآن نورانی می شود، با تلاوت قرآن دل انسان نورانی می شود.
در یک روایت دیگر باز از امیرالمونین(ع) است:
مَنْ أَنِسَ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ لَمْ‏ تُوحِشْهُ‏ مُفَارَقَهُ الْإِخْوَان ‏
اگر کسی انس با قرآن پیدا کند، از اینکه دوستانش و برادرانش از او جدا شوند، دیگر احساس وحشت نمی کند، چون انس با قرآن دارد.
در خانه‌تان قرآن را بلند قرائت کنید
من این نکته را عرض کنم که در خانه هایتان قرآن را بلند بخوانید، نه اینکه فریاد بزنید، مثل نماز مغرب، نماز عشا و نماز صبح، قرآن را بلند بخوانید، این نوار مرحوم علامه را دیدید، سوره مریم را می خواند بلند می خواند. این بلند خواندن آثار دارد. هم آثار برای خود انسان دارد و هم آثار در زندگی انسان دارد. آثار برای خود انسان دارد، به ما گفتند اگر حافظ قرآن هستید، قران را ببینید، آیات را از قرآن ببینید. چرا؟ برای اینکه چشم شما هم بهره خودش را از دیدن آیات الهی ببرد. اگر شما قرآن را بلند بخوانید، گوش شما هم بهره خودش را از این آیات می برد، شیاطین را از خانه دور می کند، جن را از خانه دور می کند.
الْبَیْتُ الَّذِی یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ، خانه ای که در آن خانه قرآن تلاوت می شود، وَ یُذْکَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ، خانه ای که در آن خانه قرآن تلاوت می شود و در این خانه خدا یاد می‌شود، تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ‏، می گویند چه کار کنیم برکت در زندگی مان بیاید؟ خب قرآن بخوانید،وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِکَهُ، ملائکه خدا در خانه ای که قرآن تلات می شود، حضور پیدا می‌کنند، خود حضور ملائکه آثار دارد، اینها غیر آن ملائکه ای هستند که با انسان هستند، وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ، نه شیطان، شیاطین، شیاطین را دور می کند، یعنی جن‌هایی که از جنود شیطان هستند، دور می کند، تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ.
پس این توصیه مرحوم آیت الله موسس که امام ره برای مرحوم آقای بهجت نقل کردند، و ایشان هم برای ما گفتند، این را باید جدی بگیریم و از همین الان تصمیم بگیریم اگر اهل قرآن هستیم، بیشتر بخوانیم، اگر انس‌مان با قرآن کم است، بیشتر کنیم تا انشالله از نور قرآن در دنیا و آخرت بهره مند شویم. 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.